تبليغاتX

وبلاگ هوادارن تلویزیون ملی ایران (NITV)
*** نخستین تلویزیون۲۴ساعته ایرانی در سراسر جهان - مدیریت : جناب آقای ضیا آتابای ***

12

 شب یلدا گرامی باد

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 20:13  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران ب ب ب

مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز سه شنبه قطعنامه ای را عليه نقض حقوق بشر در ايران شامل «شکنجه، شلاق زدن، قطع عضو، سنگسار و اعدام در ملا عام» تصويب کرد.


در رای گيری از ۱۹۲ عضو اين مجمع، پيش نويسی که از سوی کميته حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل ارائه شده بود، با ۷۳ رای موافق، ۵۳ رای مخالف و ۵۵ رای ممتنع به تصويب رسید.
جمهوری اسلامی ایران همواره به خاطر اعدام های متعدد در ملا عام، سنگسار و شکنجه زندانیان سیاسی مورد اتهام و انتقاد مجامع بین المللی بوده است.

قطعنامه تازه تصویب شده، الزام آور نيست اما بار اخلاقی دارد و نگاه غالب جهانيان را به اين مساله بازتاب می دهد.

اين قطعنامه توسط کانادا پيشنهاد شده بود و آمريکا و کشورهای غربی از آن حمايت کردند.

کشورهايی نظير کوبا، کره شمالی، سودان، سوريه و زيمبابوه که خود از سوی مجمع عمومی سازمان ملل در همين زمينه مورد انتقاد هستند، با این قطعنامه مخالفت کردند.

اين قطعنامه ضمن ابراز «نگرانی بسيار جدی»، به اين امر اشاره دارد که عليرغم قطعنامه های قبلی درباره حقوق بشر در ايران، «شواهد معتبری» از ادامه خشونت هايی چون سنگسار به عنوان نوعی مجازات برای مرگ، «شکنجه ومجازات های بی رحمانه و غير انسانی و تحقير کننده شامل شلاق زدن و قطع عضو» و اعدام های متعدد در ملا عام در ايران وجود دارد.

همچنين در اين قطعنامه نسبت به دستگيری فعالان و خشونت عليه جنبش زنان که برای به دست آوردن حقوق خود تلاش می کنند، ابراز نگرانی شده است.

اين قطعنامه خواستار توجه جدی به خشونت ها و تبعیض هايی شده است که عليه مذاهب، اقليت های قومی و نژادی و به ويژه عليه مذهب بهائيت در ايران صورت می گيرد.

قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل از جمهوری اسلامی خواسته است که چه در قانون و چه در عمل همه نوع تبعيض را نسبت به اقليت ها و همچنين موارد دیگر نقض حقوق بشر را برطرف کند.

همچنين از دولت ايران درخواست شده که اعدام در ملا عام و سنگسار را کنار بگذارد و از اذيت و آزار، ارعاب و شکنجه مخالفان سياسی و فعالان حقوق بشر دست بردارد و کسانی را که «به شکل مستبدانه و به خاطر باورهای سياسی شان زندانی شده اند»، آزاد کند.

صدور قطعنامه در مجمع عمومی بر خلاف قطعنامه های شورای امنيت، لازم الاجرا نيست و بيشتر برای فشار تبليغاتی به کشورهای ناقض حقوق بشر صورت می گيرد.

ايران و مسئله حقوق بشر

به گفته مدافعان حقوق بشر، جمهوری اسلامی ايران به شکلی گسترده بيانيه جهانی حقوق بشر را زير پا می گذارد و نقض گسترده حقوق بشر، سال ها است که در ايران اتفاق می افتد. تا کنون مجمع عمومی در قطعنامه های بسياری عملکرد حکومت ايران در اين زمينه را محکوم کرده است.

بازداشت های دانشجويان، روزنامه نگاران، فعالان حقوق زنان ، ممنوع الخروج کردن آنان، جلوگيری از ادامه تحصيل برخی دانشجويان، اعدام های گسترده متهمان موسوم به اراذل و اوباش، سنگسار، فشار بر اقليت های مذهبی و اعدام جوانانی که در سنين کودکی مرتکب جرم شده اند، از جمله اين موارد است.

عبدالکريم لاهيجی ، نايب رييس فدراسيون جوامع دفاع از حقوق بشر به راديوفردا می گويد:« با توجه به اين که بالاترين و والاترين حق بشری حق زندگی است بدترين وضعيتی هم که در رابطه با نقض حقوق بشر در ايران امروز وجود دارد متاسفانه افراط در نقض اين حق و اعدام مردم است.»

وی می افزايد: «در سال ۲۰۰۷ بيش از ۳۰۰ تن در ايران اعدام شده اند که به نسبت جمعيت ايران بالاترين رقم اعدام در جهان است. متاسفانه مجازات اعدام بدترين ننگ در کارنامه حقوق بشری جمهوری اسلامی است.»

دکتر حسين باقرزاده فعال مستقل حقوق بشر در لندن می گويد: «در حالی که سير اعدام در جهان رو به کاهش است آمار نشان می دهد که در ايران موج اعدام تشديد شده است.»

یکی از تازه ترين موارد اعدام مربوط به ماکوان مولود زاده است که ۱۴ آذر سال جاری، در زندان کرمانشاه به دار آويخته شد و موجی از اعتراض جهانی را برانگيخت. وی به اتهام جرمی که در کودکی مرتکب شده بود، اعدام شد.


رادیو فردا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 0:9  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران ب ب ب

کمیته نجات پاسارگاد

عالیجناب مدیرکل سازمان آموزشی، دانشی و فرهنگی
سازمان ملل متحد (یونسکو)
پاریس، فرانسه

(رونوشت سازمان های حقوق بشر، سازمان های ميراث جهانی، و سازمان ملل)



موضوع: پیشنهاد ثبت «يلدا» در ميراث معنوی جهانی Intangible Heritage

آقای عزيز

همانطور که در پيشنهاد تصويب شده در همايش حقوق بين الملل ايران که از سوی بخش پژوهشی بنياد ميراث پاسارگاد به دفتر شما ارسال شد (27 نوامبر 2007)، و از آنجايي که برخی از دولت ها از جمله دولت ايران در حفظ آثار تاريخی و معنوی ملت ها غفلت می کنند و گاه آن ها را به ويرانی می کشانند، توجه شما را به اين نکته مهم فرا خوانديم که شايسته است تا يونسکو نسبت به خواست های ملت ها حساسیت بیشتری داشته باشد تا نسبت به خواست های دولت ها؛ و بر همين اساس تقاضای اصلاح قوانين يونسکو را به اين شکل که نمايندگانی از ملت ها نيز در تصميم گيری های يونسکو نقش داشته باشند به شما داده شد.

اکنون توجه جنابعالی را به اين نکته جلب می کنيم که دولت موجود در ايران، علاوه بر بی اعتنائی به ميراث فرهنگی پيش از اسلام اين کشور، در ارائه ثبت ميراث فرهنگی (فيزيکی و معنوی) نيز دست به اعمال تبعيض های مذهبی و عقيدتی زده و نه تنها در ارائه ميراث فرهنگی ـ ملی غير مذهبی ما وکوشش به افزودن آنها در فهرست ميراث جهانی غفلت می کند بلکه گاه راه را بر مطرح کردن آن ها می بندد

به جبران اين غفلت عمدی، بنياد ميراث پاسارگاد تصميم دارد هر ساله پرونده های مربوط به آن دسته از ميراث های فرهنگی و معنوی ايرانزمين را که سازمان ميراث فرهنگی حاضر نيست فهرست شان را برای ثبت به يونسکو بفرستد تهيه کرده و آن ها را در اختيار سازمان يونسکو و نيز مردمان ايران و جهان قرار دهد.

با آرزوی اين که وجدان های بيدار شما و مردمان فرهنگدوست ايران و جهان اجازه ندهند که ميراث های جهانی بشريت در کشور کهن سال ايران به دليل تبعيض های سياسی، عقيدتی، و مذهبی از ثبت شدن در فهرست ميراث های جهانی محروم شوند.

در اين راستا و به پيوست، پرونده ثبت آئين «شب يلدا» ، که از کهن ترين سنت ها و رسوم فرهنگی مردم ايران است را برايتان می فرستيم و آماده هستيم تا آنچه های ديگری را که لازم می دانيد نيز تهيه و برای شما ارسال داريم.

با احترام و سپاس فراوان

بنياد ميراث پاسارگاد

گردآوری و تدوين:

دکتر تورج پارسی ـ مسئول بخش تاريخ و ايرانشناسی

دکتر شاهين سپنتا ـ مسئول بخش جشن های ملی و تاريخی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 0:51  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران ب ب ب

دکتر احمد پناهنده

توضیحی کوتاه:دیگان، دی روز از ماه ِ دی است که در اول ِ دی ماه ِ زرتشتی برگزار می شود.
ولی امروز این جشن نه در اول ِ دی ماه، بلکه در بیست و پنجم آذر ماه ِ کنونی برگزار می گردد. دلیل این اختلاف ِ زمان ِ بر گزاری ِ دیروز با امروز، تغییر سال شمار ِ نیاکانمان در امروز است. زیرا در دوره ی باستان سال به دوازده ماه و هر ماه به سی روز تقسیم می شد. اما امروز شش ماه اول ِ سال به سی و یک روز و پنج ماه بعدی به سی روز و ماه آخر سال به بیست و نه روز واگر سال کبیسه باشد به سی روز تقسیم می گردد. به همین دلیل، جشن ِ دیگان، نسبت به سال شمار ِ دیروز، شش روز جلوتر، یعنی بیست و پنجم آذر ماه برگزار می شود که این روز منطبق با روز ِ اول ِ دی ماه، در دوران ِ نیاکانمان است.
*****
به این می اندیشم که چه ایّام ِ شاد و شادابی، در روزگاران ِ نیاکانمان، در گردش و چرخش بود. چه شادمان روزانی از پی ِ هم، غنچه ی خنده را بر لبان ِ مادران و پدران ِ مان باز می کرد و شادی ِ پر نشاط ِ شادابی را در چهره شان نقاشی می کرد و چه لحظات ِ پر شور ِ شاد گویی، شاد خوانی، شاد خواری و شاد رقصی، جمع ِ شادابشان را شاد کام می کرد.
گویی شادمانی رودخانه ای بود روان که در مسیرش، هر خانه و خانواده را سَرَک می کشید و پیاپی آنها را سیراب می کرد.
گویی همگی به یک قانون نانوشته باور داشتند که از هر چه غم و اندوه و ناله و گریه است، بی انتها بدور باشند و هر جا که شادی و شادمانی است و خنده و خشنودی، بی درنگ به استقبالش بشتابند.
فرقی نمی کرد ایامشان در زمستان می گذرد یا بهار، در گرمای تابستان بسر می برند یا در خزان ِ پاییز.
در همان شروع و آغاز ِ دمیدن زمستان ِ سرد و سخت، جشن ِ بزرگی بر پا می داشتند و بر انجماد و برودت، هجوم می بردند و شب را خوار و نور را عزیز می داشتند. زیرا اولین روز ِ هر ماه، روز ِ اهورامزدا است و به عبارت ِ دیگر، روز ِ اول ِ زمستان، دی روز از ماه ِ دی است. و چون نام ِ روز با نام ِ ماه، همنام می گردد، آن روز جشن است و جشن می گرفتند.
ویژگی ِ این جشن در بین جشن های ِ چهارگانه ی دیگان در این است که طبق سالشمار ِ نیاکانمان، شب ِ قبلش درازترین و تاریکترین شب بود. به عبارت دیگر شب ِ چله و به زبان ِ سریانی یلدا بوده است و چون در شب چله نیاکانمان، مرگ ِ اهریمن ِ شب را به جشن نشسته بودند تا بر افتادن ِ جنازه ی شب را به تماشا بنشینند، خود را برای جشنی دیگر که با دمیدن نور که دل ِ تاریکی را می درید، آماده می کردند و آن جشن، اولین جشن ِ دیگان بود.
این جشن چون بنام اهورامزدا است، آغازین روز ِ پیروزی نور بر تاریکی است.
به عبارت دیگر مادران و پدران ِ باستانی مان، از همان شب و روز ِ شروع ِ زمستان، با شادمانی آغاز می کردند تا به جشن ِ دی به آذر، سپس دی به مهر و دی به دین برسند و بهمن گان ِ در راه را به انتظار بنشینند و سده را آتش بیافروزند. در سپندار مذ به عشق زمین و زن، سمبل های ِ بارداری را ترانه بخوانند تا چهارشنبه سوری ِ سور و سرور ِ آتش فرارسد و با پرواز از روی شعله های آتش، در خانه ی نوساز ِ طبیعت فرود آیند و نوروز را روزی نو آغاز کنند.
و سپس با لبخند ِ گل و گیاه و آواز ِ پرندگان، در شادابی ِ نسیم ِ بهاری ِ بهار، سفره را در چمن زاران پهن کنند و همسایه جویباران، آبشاران را به تماشا بنشینند و چون کبوتری گردن فراز، معشوق ِ جگر سوزشان را در سبزه زاران، چرخشی مستانه بزنند و سیزده ی سبز ِ سرور و سر سبزی را بدری جانانه کنند و آنگاه در تولد ِ پیام آور ِ " گفتار ِ نیک، کردار ِ نیک و پندار نیک " پیامبر ِ خرد، آشو زرتشت، عید ِ بزرگ بر پا دارند و پس از آن در فروردین روز از فروردین ماه، مهمان ِ روان ِ پاک ِ رفتگان شوند و شادی و شادمانی را با آنها به تقسیم بنشینند تا روح و روانشان شادمان گردد.
همینطور اردیبهشتگان، خردادگان، تیرگان، امردادگان، شهریورگان، مهرگان، آبانگان و آذرگان را در امتداد ِ روانی رودخانه ی سرور و شادمانی جشن می گرفتند.
به گونه ای که ملاحظه می کنیم، تمامی سال را در روزگاران ِ نیاکانمان، از آغاز تا پایان مرور کردیم و خوشبختانه چیزی جزء جشن و سرور ندیدیم و ناله و گریه و زاری، گویی با نیاکانمان بیگانه بود و چه بهتر که بیگانه بود و غم را گویی درسر سرای آنها مکانی نبوده است و چه سزاوارتر که سر سرای آنها، همواره شادی را جا خوش کرده بود.
اما همانگونه که در بالا اشاره رفت ،در بین ِ این جشن های ماهانه، دیگان را مرتبه ای بس بالا بلند است. زیرا این جشن بنام اهورامزدا کاکل ِ هستی است.
در ماه ِ دی، علاوه بر دی روز از ماه دی، روزهای ِ هشتم، پانزدهم و بیست و سوم ِ زرتشتی را جشن می گیرند که به ترتیب دی به آذز، دی به مهر و دی به دین نام دارد.

ابو ریحان ِ بیرونی درآثار الباقيه در باره ی دیماه و روز ِ دی از ماه ِ دی می نویسد:
" دي ماه نخستين روز آن خرم روز است و اين روز و اين ماه هر دو بنام خداوند است که هرمزد ناميده شده يعني پادشاه حکيم و صاحب راي و آفريدگار . در اين روز عادت ايرانيان چنين بود که پادشاه از تخت پايين مي آمد و جامه سفيد مي پوشيد و در بيابان بر فرشهاي سفيد مي نشست و دربانها و محافظان را که هيبت پادشاه به آنهاست کنار مي راند و هر کس که مي خواست پادشاه را ببيند خواه دارا يا نادار بدون هيچگونه حاجب و مانع به نزد شاه مي رفت و با او گفتگو مي کرد و در اين روز پادشاه با برزگران مجالست مي نمود و در يک سفره با آنها غذا مي خورد و مي گفت من امروز مانند يکي از شماها هستم و با شما برادرم زيرا دوام و پايداري دنيا به کارهاي است که با دست شما انجام مي شود و امنيت مملکت نيز با شاه است نه شاه را از رعيت گريزي است و نه رعيت را از شاه و چون حقيقت امر چنين باشد پس من که پادشاه هستم با شما برزگران برادر مي باشم و مانند دو برادر مهربان خواهيم بود"

دیگان ِ اهورایی بر همه ی ایرانیان، فرخنده باد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 0:50  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

«ایران و ایرانیان را نباید هرگز با دیکتاتوری مذهبی حاکم برکشور اشتباه گرفت»

اززمان گروگـان گیــری سال ۱۹۷۹، اوضاع میان ایــران و آمریکـا در یک حالت جنگ اعلام نشده ای قـرار دارد که با تحریکات ملایــان آغـاز گردیــده و با مرور زمــان رو به وخامت فزاینده ای نهاده است. از آن زمان تا کنــون «آمریکا ستیـزی» علنا نقش غیرقابل انکاری را بعنـــوان اساس و پایــۀ اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایفـــا نمـوده و مذهبیون حاکم بر ایران همــــواره سیاست مقابله با منافع آمریکا و متحدانش را در سراسر جهان و بویژه در خاورمیانه و جهان اسلام دنبال نموده اند.

امروز، نتایج حاصلــه از تقریبا سه دهــه، تبلیغـــات ماجراجویانــه و وحشت آفرین، بدلیل نگرانی جدی دربـــارۀ اهداف اتمی ایـــران، همراه با ایجاد تشنج در مناطقی بمانند عراق، لبنان، فلسطین و افغانستان، به نحوی تشدید یافتــه که شایعۀ خطرناک یک درگیــری مهیب را در منطقه رواج داده است.

در طی سالیان متمادی، مردم ایران، هزینه پرداز سیاست های خصمانه و ناخوشایند رژیم بوده اند که موجب انزوای کشور در جهان، و سرکوب و فقر ایرانیان در داخل شده است.

علیرغم آن که حکومت اسلامی همواره به انجام انتخابات متعددی که برگزار نمـوده است، مباهات می کند، حقیقت این است که هیچ یک از این به اصطلاح انتخابات نه آزاد بوده اند و نه بی طرفانـــه و یا براساس ضوابطی که مانـــع از شرکت کاندیداهــای حقیقی مردم در پروسه انتخابات نگردد. انتخاب شخص احمدی نژاد چنان شرم آور بود که حتی بعضی از رقبـــای دست چیـــن شـــدۀ او ماننــد، رئیس جمهور سابــق و رئیس پیشیـــن مجلس، او و طرفدارانش را علنا به «تقلب و دست کاری» در صندوق های رای متهم کردند.

بنابراین، حقیقت توام با واقعیت آنست که ایران را نباید هرگز با دیکتاتوری مذهبی حاکم برکشور اشتباه گرفت و حسابشان را از هم جدا ننمود. حقیقت دیگری که باید به آن توجه نمــود آن است کـــه روحیــۀ «شهادت طلبی، مرگ و خــرافات» آنچنان که در جمهوری اسلامی نهادینه شده است، از ابتدا در غلبــه بر روح ملت مـــا، شکست خــورده است که بهترین شاهد آن دفاع شجاعانۀ بانــوان و جوانــان است که حدود هفتاد درصد از جمعیت کشور ما را تشکیل میدهند.

جمهوری اسلامی در ضمن از دست دادن پشتیبانــی ملت ایران، اینک علاوه بـر روبرو بودن با جدی ترین بحران بین المللــی در طول حیات خود، هم زمــان و همچنان درگیــر چندین مسئلۀ بحرانی داخلی نیـــز می باشد که در اصل حاصـل، اقتصاد بیمار و متزلزل متاثر از فساد و رشوه خواری است. در این شرایط تنها امیـــد رژیم برای باقی ماندن در مسند قـــدرت، تهدید دنیــای خارج به منظور جلوگیـــری از هر عکس العمل جـدی و یا هرگونه مداخلــه درجهت کمک رسانی به مــردم ایران، هم زمان با پـــرداختــن و تشدید سیاست سرکوب و ارعاب مردم در درون کشور، می باشد.

من به دفعــات مخالفت خود را با حملــۀ نظامی به میهنم ابـــراز کرده ام. ضمنـا تردیدی نیست که باید فرصت داد تا مــذاکره و دیپلماسی نیز زمان لازمـۀ خود را طی کند. ولی آنــان که "روش" را با "هدف" اشتباه می گیرنــد و می اندیشنـــد که می شـود از طریق مذاکره با جمهوری اسلامی به راه حل نهایی رسید، موجب تاسف هستند.

در تحلیل نهایی، راه مقابله با تهدید ناشی از کسانی که نام اسلام را به بهای نابـود کردن آرامش و رفاه ملت ایران سیاه کرده اند، تنها می تواند با آنچه که من آن را بعنوان «راه سوم» نام می برم، به مبارزه و رویارویی خوانده شونـــد. یعنی: «تجهــیز و پشتگرمی دادن به ملت ایران، بجای جنگ و یا مذاکرات بیهوده و بی انتها».

درحالی که درگیری کنونی کلا بر روی اهداف اتمی ایران تمرکز دارد، اغلب ایـرانیان امیدوارهستنــد که این مقابل فرصتی را فراهم کند، تا بــا پشتیبانی معنوی جهانــی، آنان بتوانند با موفقیت، حاکمیت مستبـــــد و مذهبــی را با یک حکومت دموکـــرات سکولار جایگزین نمایند.

تا آن زمان که آزادی، دموکراسی و حقوق بشر، مورد اجرا و احترام کامل یک حکومت مسئول در تهران که به رفاه ملتش متعهد باشد، قرارگیرد، صلح و امنیت در خاورمیانه و دیگر نقاط جهان همواره در خطردائمی خواهد بود.

لینک مستقیم

English version

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 0:46  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

برگردان به فارسی متن مصاحبۀ شاهزاده رضا پهلوی با رادیو بین المللی فرانسه

شاهزاده رضا پهلوی هفتۀ پیش در نشستی با گروهی از نمایندگان مجلس فرانسه به مشکلات ایران و از جمله مسئله ی هسته ای اشاراتی کرد. از دیدگاه شاهزاده رضا پهلوی که درایالات متحده درتبعید بسرمی برد، هرگونه چانه زنی با نظام حاکم برایران جز وقت کشی حاصل دیگری نخواهد داشت و تنها راه ممکن همانا، " سرمایه گذاری در دموکراسی در ایران است. کاری که جز با سرنگونی این رژیم امکان پذیرنخواهد بود."

رادیو بین المللی فرانسه: چهارشنبۀ گذشته، هفتم ژوئن، به دعوت گروهی از نمایندگان مجلس فرانسه، در نشستی با حدود چهل تن از آنان، مسئلۀ هسته ای ایران را مورد بحث قراردادید. نگرانی عمدۀ آنها دراین زمینه چه بود؟

شاهزاده رضا پهلوی: این تنها موضوع گفتگوی ما نبود، گرچه یکی از نکات مهم مورد بحث بود. در این زمینه من به نمایندگان فرانسوی یادآوری کردم که چرا، بویژه دررابطه با آخرین بستۀ پیشنهادی گروه5+1، حکومت اسلامی در برابر دو گزینۀ بازنده - بازنده قرارگرفته است. از یک سو، با توجه به اتکای این نظام به جناح بنیادگرای خود، هرگونه عقب نشینی به معنای تضعیف و سرانجام شکست آن خواهد بود و، از سوی دیگر، رد بستۀ پیشنهادی نیز، با درنظرگرفتن ضعف اقتصادی کشور، منجر به اعمال تحریم هایی خواهد شد که از تحمل اقتصاد ایران خارج است. در هر دو صورت، نظام با گزینه ای بازنده روبرواست. من همچنین متذکرشدم که رویکرد به نظام فعلی ایران به عنوان دولتی متعارف، کارعبثی است. دراین جا با یک دیکتاتوری کلاسیک روبرو نیستیم، بلکه با استبدادی دینی روبرو هستیم که هدفی جز صادرکردن انقلاب بنیادگرای اسلامی خود به چهارگوشۀ جهان و اسلامی کردن دنیا ندارد. به تعبیرآنها، دنیای کنونی آنتی تز جهان آمالی شان است. هرگونه همزیستی با این نظام توهمی بیش نیست. این نظام تنها در پی بدست آوردن تضمین های امنیتی برای بقای خود نیست. این نظام آمده است تا دیگر نظام ها را از میان بردارد. اساس راهبردی این نظام برهمین بنیان استواراست و تنها مسئله زمان بندی آن است. در این راستا، به هردری می زنند تا به اهداف خود برسند: از بنیادگرایی اسلامی گرفته تا تروریزم و سلاح هسته ای. این آخرین حربه به آنها این امکان را خواهد داد تا در پناه آن تقابل و برخورد با قدرت های بزرگ را، بدون آن که به مرز غیرقابل بازگشت درگیری متعارف بیانجامد، ادامه دهند. ازاین طریق می خواهند، با اتکار به گروه های بنیادگرای کشورهای حوزۀ خلیج فارس، منطقه را در احاطۀ خود درآورده، برشریان حیاتی نفتی اقتصاد جهان سیطره افکنند. این تنها هدف آنها نیست. هدف نهایی، صدور انقلاب شان و برقراری حکومت الهی برزمین است.

رادیو بین المللی فرانسه: پیشنهاد شما به مخاطبین تان چه بود؟

شاهزاده رضاپهلوی: همان نکته ای را متذکرایشان شدم که تا کنون بارها و بارها گفته ام تنها راهی که به راستی به حل عمده ترین مشکلات جهانی و منطقه ای خواهد انجامید، از بنیادگرایی اسلامی و گسترش تسلیحات تخریب دست جمعی و تروریزم گرفته تا بی ثباتی سیاسی و مناقشۀ بین اسرائیل و فلسطین، از حذف این نظام می گذرد. تنها راهی که پیش پای جهان است، سرمایه گذاری بردموکراسی درایران است. این نظام باید برود. والسلام! این را هم اضافه کنم که تغییر نظام در ایران خواست اکثریت مردم ایران نیزهست. این مردم خواستی جز پیوستن به جلگۀ کشورهای آزاد جهان ندارند. تنها مانع برسرراه شان همین نظام است. پس، به جای وقت کشی و اتلاف نیرو در چانه زنی های بی پایان و بی ثمر با این نظام که نتیجه ای جز تثبیت وضع کنونی نخواهد داشت، باید روی متحدین طبیعی دنیای آزاد در منطقه، یعنی جنبش دموکراتیک مردم ایران، سرمایه گذاری شود تا این نظام از میان برود. با این وجود، یک نکتۀ کلیدی را می بایست همواره به خاطر داشت: آیا ایران زودتر به دمکراسی دست خواهد یافت یا این نظام به نسلیحات هسته ای؟

رادیو بین المللی فرانسه: ولی، در شرایط کنونی، جامعۀ جهانی بیشتر به دنبال ادامۀ چانه زنی های دیپلماتیک با این نظام است تا، همانطور که شما گوشزد می کنید، راه یابی برای حذف و از میان بردن آن. آیا فکرنمی کنید گوش شنوایی برای سخنان شما وجود ندارد؟

شاهزاده رضا پهلوی: فکرمی کنم که دنیا درحال دریافتن این موضوع است که دروغ گویی ها و دو دوزه بازی های این نظام ثمره ای جز وقت کشی و خریدن زمان برای آن در پی نداشته است. هسته ای شدن برای جمهوری اسلامی یک امرحیاتی است: این راه تنها طریق بقای این نظام در شکل کنونی اش و صدورانقلاب آن است. این انقلاب در ایران به شکست انجامیده است. تنها راه برای بقای اش سلطه یافتن برسرزمین های جدید است. این نظام به هیچوجه به دنبال همزیستی با دنیا نیست. محرکین اصلی آن را علمداران بنیادگرایی اسلامی تشکیل می دهند. عناصری که دنیای آزاد برایشان دشمن شمارۀ یک محسوب میشود. گول نخوریم و چشمان خود را برابعاد گستردۀ تخریب و ویرانی حاصل از اعمال این جماعت بازکنیم.

رادیو بین المللی فرانسه: پرزیدنت بوش متذکرشده است که تمامی گزینه ها برای حل مشکل هسته ای ایران روی میز قراردارند. آیا، به عقیدۀ شما، حملۀ نظامی برعلیه ایران قابل تصوراست؟

شاهزاده رضا پهلوی: همواره گفته ام و باز هم تکرارمی کنم: حملۀ نظامی به ایران نه تنها غیرقابل قبول است که کاری را نیزاز پیش نخواهد برد. برای بوجود آوردن تغییردرایران، چنین سناریویی لازم نیست. کافی ست از مخالفین درون مرز و از نیروهای دموکراتیک برون مرز حمایت لازم به عمل آید تا دست دردست یکدیگر نافرمانی مدنی وسیعی را در سطح ملی سازمان داده، نظام را ساقط کنند. منظورمن دراینجا این نیست که دولت های خارجی نظام کنونی ایران را تغییردهند، خیر! این بخود ما ایرانیان برمیگردد. اکثریت ایرانیان خواستار تغییر این نظام اند و دنیا باید از این خواست مردم ایران پشتیبانی کند. مثالی می زنم: تبعیض نژادی درآفریقای جنوبی زمانی پایان گرفت که نقطۀ پایانی به نظام سیاسی حاکم برآن کشورگذاشته شد. ماندلا و یاران او ساز- و- کارآن نظام را درست ارزیابی کرده بودند و از همین رو از دنیا خواستار اعمال مجازات هایی علیه آن شدند. همان ساز- و- کارها در مورد کمونیزم و فاشیزم نیزکارکرد داشتند. آنچه ما ازدنیا می طلبیم، حمایت جدی جامعۀ بین المللی برای پایان نهادن بربنیادگرایی و شیوع بیمارگونۀ آن است.

رادیو بین المللی فرانسه: این روزها از نزدیکی محتمل دولت های ایران و آمریکا صحبت به میان می آید. آیا اعتقادی به این قضیه دارید؟

شاهزاده رضا پهلوی: از همان روزنخست، حکومت ایران برحول یک شعارمحوری می چرخید و آن "مرگ برآمریکا" بود، کشوری که "شیطان بزرگ" خطاب اش می کنند. پرچم آن را لگدمال می کنند و می سوزانند. این تنها تبلیغ سیاسی نیست. اصل اساس اعتقاد آنهاست. آمریکا نماد برجستۀ جهانی است که برعلیه آن اعلام جنگ کرده اند. چگونه انتظاردارید که این نظام با دشمن اصلی خود باب آشتی و همزیستی را بازکند؟ به اعتقاد من، ازمحالات است.

رادیو بین المللی فرانسه: به عقیدۀ شما آیا ایران حق دستیابی به فنآوری هسته ای، چه صلح آمیز و چه نظامی، را دارد یا خیر؟

شاهزاده رضا پهلوی: تا آنجا که به فنآوری مربوط می شود، این از بدیهیات است. فراموش نکنید که ایران پیش از انقلاب این حق را داشت و امروز، نظامی که ادعای دفاع از این حق را دارد، همان نظامی است که مقصراصلی درازمیان بردن این حق بوده و هست. پیش از انقلاب، همین کشورهایی که امروز درپی اعمال مجازات هایی برعلیه ایران هستند، یعنی آمریکا، فرانسه و آلمان، با یکدیگردررقابت بودند تا بهترین فنآوری هسته ای را به نازل ترین قیمت در اختیارایران قراردهند. بدون این انقلاب، ایران امروز صاحب حدود سی نیروگاه هسته ای می بود. با این حال، حق فنآوری هسته ای را با حق شلیک هسته ای یکی نگیریم: این نظام برای بقا و به انجام رساندن اهداف خود نیتی جز مسلح شدن به سلاح هسته ای ندارد.

رادیو بین المللی فرانسه: بنابراین، شما از کشورهای غربی می خواهید که از اپوزیسیون دموکراتیک ایران پشتیبانی به عمل آورند؟

شاهزاده رضا پهلوی: یک نکته را فراموش نکنیم: دنیای آزاد نه تنها وظیفه دارد از اصول اساسی آزادی و برابری دفاع کند، که موظف است در بسط این اصول اساسی به کشورهایی که از نبود آنها در رنج هستند نیزکوشا باشد. ایرانیان از خود می پرسند که آیا کشورهای غربی این اصول و مزایای آنها را تنها برای خودشان می خواهند یا دیگران، از جمله ما ایرانیان، نیزشایستگی برخورداری از این اصول اساسی را داریم؟ به غربی ها می گویم: اگرتوان و وقت خود را همراه با ما در نبرد برای دموکراسی صرف نکنید، معنایی جزاین نخواهد داشت که در بیانات خود در زمینۀ آزادی و حقوق بشرحسن نیت ندارید. وقتی از جانب دولت های غربی می شنوم که از دوستی با ایران سخن می گویند این انتظار را از آنها دارم که در عمل به حمایت شفاف از ارادۀ مردم ایران برای تحقق دموکراسی در کشورخود همت گمارند. امروزه، حفظ وضع کنونی دلیل اصلی ادامۀ روند اختناق، ضرب و جرح، زندان و شکنجه ای است که هم میهنان من را در زیر ستم نگهداشته است. راه حل دموکراتیک نه تنها برای مردم ایران که برای جهان آزاد نیز مفید واقع خواهد شد.

رادیو بین المللی فرانسه: منظورشما از " اپوزیسیون دموکراتیک " چیست و نقش خود شما در این جنبش کدام است؟

شاهزاده رضا پهلوی: هرگروهی که به اصل دفاع از آزادی، دموکراسی و حقوق بشر پای بند است می تواند به آن بپیوندد. هرفردی که پای بندی خود به یک دموکراسی لائیک، متکی بر اعلامیۀ جهانی حقوق بشر، را اعلام می دارد، می تواند به اپوزیسیون دموکراتیک ایران بپیوندد. فکرمی کنم که امروز تمام حرکت ها و خانواده های فکری و سیاسی می توانند دست به دست یکدیگرداده، در راه این هدف مشترک کوشا باشند. در به روی تمامی آنهایی که به این اصول اعتقاد دارند و از قبل به دنبال تحمیل پیش شرطی نیستند و قوانین بازی را قبول کرده و نهایتا حاضر به قبول ارادۀ ملت اند، بازاست.

رادیو بین المللی فرانسه: و نقش خود شما؟

شاهزاده رضا پهلوی: نقش من فدراتیو است. نقش من همواره این بوده است تا از جایگاهی ملی و در راه هدف مشترکی که شرح دادم به نزدیکی و همسویی خانواده ها و نیروهای فکری و سیاسی ایران کمک کنم. فکرمی کنم پیش از آنکه ایران به آزادی دست یابد و مردم آن در موقعیتی قرارگیرند که بتوانند حاکمیت خود را اعمال کنند، هیچ موضوع دیگری نباید درالویت قرارداده شود. تنها الویت کنونی ما می بایست آزادسازی میهنمان، نهادینه کردن دموکراسی و جدایی دین از دولت و پایان دادن به نظام دین سالار کنونی باشد. این هدف مشترک ماست و هم- رایی ملی می باید بر مرزبندهای ایدئولوژیک و سیاسی غلبه کند. آنتی تز جمهوری اسلامی دموکراسی و مشارکت تمام نیروهایی است که به اصول و ارزش هایی که به آنها اشاره کردم پای بند هستند. ایمان دارم که این پیام حرف دل اکثریت قاطع ملت ایران است. از طرف دیگر، احساس می کنم که شمارروزافزونی از دولتمردان غربی به عمق مشکل و ریشۀ آن پی برده، درپی بازنگری جدی در رویکرد خود به مسئله و نظام کنونی ایران اند. آنها در پی راه حل مناسبی می گردند. این راه حل، از دیدگاه ما، از گفتگو با اپوزیسیون دموکراتیک ایران می گذرد. دنیا می تواند به دنبال راه حل هایی باشد که از دیدگاه ما غیرقابل قبول خواهند بود، از جمله دخالت نظامی در ایران. چنین گفتگویی به ما این اجازه را خواهد داد که برای آنها مواضع و دیدگاه خود را تشریح کنیم و به صورت مستدل ثابت کنیم که چرا و چگونه یک جایگزین واقعی در سطحی گسترده و با ابعادی عینی درحال شکل گیری است. این جایگزین شامل مخالفین درون مرز و اپوزیسیون دموکراتیک برون مرز می شود و در پی آن است تا حرکت هایی عینی و کارآمد در راه برقراری دموکراسی در ایران ترتیب دهد. از این طریق خواهد بود که ما دوستان ایران را شناسایی خواهیم کرد.

رادیو بین المللی فرانسه،دریا کیان پور

با سپاس از وبسایت ایران ب ب ب

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 0:45  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران ب ب ب

برای دیدن این ویدئو کلیپ لطفا بر روی لینک زیر کلیک کنید:

ویدئو کلیپ نیم نگاهی به مشکلات جامعه ایران در جهنم جمهوری ننگین اسلامی

با سپاس از وبسایت ایران ب ب ب

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 19:40  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

برای شرکت در برنامه Power Of One لطفا به وبسایت زیر مراجعه کنید:

http://www.youtube.com/group/iranianpeople

با سپاس

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 16:43  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

برای دیدن ویدئو کلیپ کام مرگ اعتیاد در ایران لطفا بر روی لینک زیر کلیک کنید:

http://sarbazevatan.multiply.com/video/item/190

با سپاس از وبسایت سربازان وطن

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 0:40  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 0:17  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

بنابر آخرین اخبار رسیده ابوالفضل عابدینی دست به اعتصاب غذا در زندان زده است.

 

ابوالفضل عابدینی از دیشب 21 آذر ماه 1386 در بند 6 زندان کارون اهواز دست به اعتصاب غذا زده است. به گفته خانواده ایشان، این اعتصاب غذادر اعتراض به تبدیل شدن وثیقه ی 100 میلیون تومانی به قرار بازداشت انجام پذیرفته است. علیرغم اینکه تهیه این مبلغ وقیقه از سوی خانوداه ایشان بسیار دشوار است این حرکت مراجع قضایی نشان می دهد که ایشان تلاش دارند در هر صورت سرور عابدینی همچنان در بازداشت بماند. خبر مذکور برای نخستین بار در  تارنما سربازان وطن عنوان شده و هنوز از سوی منابع خبری و رسانه ها عنوان نشده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 17:51  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

برای دیدن این ویدئو کلیپ لطفا بر روی لینک زیر کلیک کنید:

http://uk.youtube.com/watch?v=GH1hELJ36bU&feature=related

با سپاس از وبسایت ایران ب ب ب

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 17:38  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ویدئو کلیپ "جان دهم اما نمیرد خاک من":

http://uk.youtube.com/watch?v=xZvKhty9noA

ویدئو کلیپ " نام تو ":

http://uk.youtube.com/watch?v=7MSS-Dvohk4

ویدئو کلیپ خدا پاشو پاشو:

http://uk.youtube.com/watch?v=phenTPgSrkc

ویدئو کلیپ " ایران بانو مادر من":

http://uk.youtube.com/watch?v=3GnSaKHzWZ4

ویدئو کلیپ " بگو نه . بگو نه ":

http://uk.youtube.com/watch?v=-YADvxyPeBE

ویدئو کلیپ "هو کن ها کن شورش کن غوغا کن":

http://uk.youtube.com/watch?v=YcU3pGwq_WQ

ویدئو کلیپ " نمیتونی نمیزارم":

http://uk.youtube.com/watch?v=5_c5wCFftV8

ویدئو کلیپ " سرود ای ایران ":

http://uk.youtube.com/watch?v=4HXfJAT2GU4

ویدئو کلیپ" من سوگوار تو گشته ام ":

http://uk.youtube.com/watch?v=w3dRIe4sKO0

با سپاس از وبلاگ سربازان وطن

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 16:58  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 21:7  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

سایت حکومتی عصر ایران: مهندس ایرج حقیقی که در زمان ساخت برج و میدان شهیاد مسوول کارگاه برج بوده ضمن تکذیب حضور خود به عنوان مسوول بازسازی برج گفت آنچه اکنون در برج شهیاد صورت می گیرد تعمیر نیست، تخریب است.

وی گفت: اینکه گفته شده این برج روزانه به مقدار یک میلیمتر نشست می کند درست نیست و اساسا حرفی غیرواقعی است.

وی افزود: اگر برج نشست می کرد اولین جایی که خود را نشان می داد در سنگ های بنا بود و آنها را خورد می کرد.

مهندس حقیقی ادامه داد: مقداری رطوبت در موزه دیده شده که علت آن پایه پرچم هایی است که آنجا نصب شده و باعث خرابی شده و رطوبت گرفته است.

وی با اشاره به تعمیراتی که در برج و میدان شهیاد صورت می گیرد گفت: کاری که دارند انجام می دهند مطابق با اصول نیست و کابل ها مثل ماکارونی روی زمین پهن شده که با کوچکترین ضربه ای آسیب خواهند دید.

وی افزود: متاسفانه ضعیف ترین پیمانکار که هیچگونه سابقه ای در کارنامه اش ندارد صرفا به دلیل قیمت پایین به عنوان مسئول مرمت انتخاب شده که بسیار دردناک است زیرا این برج جزو آثار ثبت شده ملی است و مسوولین باید با حساسیت بیشتری نسبت به مرمت آن بپردازند.

مهندس حقیقی ادامه داد: بنده در بازدیدی که از برج داشتم به مسئولین مربوطه تذکرات لازم را دادم ولی متاسفانه کارها همچنان دارد بر اساس معیارهای دیگری پیش می رود.

وی در پایان تاکید کرد: اگر آبی از این به بعد در بدنه برج نفوذ کند به خاطر این تعمیرات است و نه هیچ چیز دیگر.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 21:6  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 20:57  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

هم میهنان عزیزم،

امروز در سالروز جهانی حقوق بشر و در آستانـۀ شصتمین سالگــرد صدور اعلامیۀ جهانی حقوق بشر و بهنگامی که سازمـان ملل متحد آمادۀ برپــایی برنامۀ یک سالـه برای بزرگداشت این منشور تاریخی است، تمام مواد این اعلامیه در سرزمین ما زیرپا نهاده میشود.

مضحک است، در حالـی که میـراث اخلاقی و فرهنگی ملت ما، یکــی از مهمتریــن عوامل الهام بخش حقوق بشر بشمار میرود، شهروندان ایرانی، از بیشتر آزادی های اولیه محروم هستند.

امروز سازمان عفــو بین الملل و دیگر سازمان های ناظــر، ایــران را تقریبا در ردۀ بالای لیست کشورهای ناقض حقوق بشر قرار میدهند.

طی ۲۸ سال گذشته، هیچ بخشی از جامعــۀ ایران، از ستم ها مصون نبــوده است. زنان، جوانان، کارگــران، روزنامه نــگاران، روحانیــان مستقل، کشاورزان، دانشگاهیان، اقلیــت های مذهبی و قومی، همه به نوعی، هدف خشونت های آشکار قرار گرفته اند.

رهبران جمهوری اسلامی، نهایت تلاش خود را برای خدشه دار کردن تصویر شکوهمند کشور ما انجام داده اند و مردمان ما را به عنوان مُبلغان تروریسم، افــراد متعصب و ناسازگار و سرشار از تنفرمعرفی کرده اند. آنان برای حفظ و بقای قدرت سیاسی نامشروع خود، حقوق فردی شهروندان ایرانی را، در مسلخ ایدئولوژی واپسگرا قربانی کرده اند.

برای من کاملا روشن است که ملت ما به زودی خود را از کابــوس کنونی رها ساختــه و میراث راستین خویش را بعنوان دژ محکم حقوق بشر و نگاهبانان آزادی و کرامت بازپس خواهد گرفت.

من با پشتیبــانی کامل از فعالیت های سازمان ملل در پیشبــرد حقوق بشــر از هم میهنانم و نیز از جامعۀ جهانی می خواهم که یک صدا و باتفاق، با تمامی شیوه های نقض حقوق انسانی شهروندان ایرانی که توسط دیکتاتوری ملایان اِعمال میشود، مخالفت ورزند.

خداوند نگهدار ایران باد

لینک مستقیم

English version

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 20:46  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

 خبرنامه امیرکبیر:

تجمع بزرگ دانشجویان، دانشگاه آخرین سنگر آزادی، به دعوت دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه تهران با حضور جمعیت بیش از ۲۰۰۰ نفری دانشجویان دانشگاه های تهران برگزار شد.


به گزارش خبرنامه امیرکبیر از ساعات ابتدایی صبح امروز جمعی از نیروهای انتظامات و حراست دانشگاه های امیرکبیر، علامه و… جهت ممانعت از ورود دانشجویانی که از دیگر دانشگاه ها قصد ورود به دانشگاه تهران را داشتند، به این دانشگاه اعزام شده بودند و مقابل کلیه درب ها حضور داشتند. نیروهای امنیتی و انتظامی به همراه گارد ویژه از ساعت ۸ صبح امروز در اطراف دانشگاه تهران حضوری چشمگیر داشتند و هر لحظه بر تعدادشان افزوده می شد.


 

دانشجویان ابتدا با تجمع در صحن دانشکده حقوق و خواندن سرود «یار دبستانی» به سمت سر در دانشکده فنی، محل برگزاری تجمع، حرکت کردند. تجمع کنندگان در حالی که تصاویر دانشجویان در بند را در دست داشتند شعار «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد» و… سر می دادند.

دانشجویان پلاکاردهایی با مضمون «تا که زندان هست، ما همه در بندیم»، «خواهان آزادی فعالان دانشجویی چپ هستیم»، «سلام بر سه آذر اهورایی، قصابان، توکلی، منصوری»، «می شونید؟! این صدای آزادی است»، «حقوق زن=حقوق بشر»، «دانشگاه زیر چکمه بنیادگرایان»، «سهم ما از مهرورزی، زندان، شکنجه و محرومیت از تحصیل»، «بشیریه را باز گردانید»، «تحصیل سهم من نیست، حق من است»، «حق تعیین سرنوشت اساس کرامت ملت ها»، «نابود باد دشمنی علیه مبارزات حق طلبانه ملت کرد» و… در دست داشتند.
 

تجمع کنندگان همچنین تصاویر دانشجویان در بند، یاسر گلی، هانا عبدی، روناک صفارزاده، هدایت غزالی، صباح نصیری، علی عزیزی، علی نیکونسبتی، احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری را در دست داشتند. تصاویر مهندس مهدی بازرگان، محمد مصدق، عمادالدین باقی و… را در دست برخی از دانشجویان بود.
 

دانشجویان سپس در حالی که شعار می دادند «دانشجو دانشجو اتحاد اتحاد» به راهپیمایی در صحن دانشگاه تهران اقدام کردند و به سمت درب ۱۶ آذر حرکت کردند. دانشجویان با سر دادن شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد» اقدام به شکستن درب ۱۶ آذر کردند و دانشجویانی که پشت در بودند توانستند وارد دانشگاه تهران شوند. جمعیت حاضر در این تجمع بار دیگر به مقابل سردر دانشکده فنی حرکت کردند و تریبون آزاد «دانشگاه، آخرین سنگر آزادی» آغاز شد.


 

سخنران اول این مراسم مهدی عربشاهی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، بود. عربشاهی نقش کمیته های انضباطی را سرکوب دانشجویان ذکر کرد و حق تحصیل را جزء حقوق مسلم دانشجویان دانست. دبیر سیاسی دفتر تحکیم سپس افزود: «جنبش دانشجویی در برابر خفقان خواهد ایستاد. دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم امروز در زندان هستند. ما خواهان آزادی علی نیکونسبتی، علی عزیزی، دانشجویان پلی تکنیک، کردستان و آذربایجان هستیم.» مهدی عربشاهی سپس با انتقاد نسبت به دستگیری گسترده دانشجویان چپ در هفته گذشته، گفت: «حاکمیت از اتحاد ما می ترسد».

سپس فرشاد دوستی پور، نماینده دانشجویان کرد، به ایراد سخنرانی پرداخت و پیوند خجسته میان جنبش دانشجویان دموکرات کرد و دیگر دانشجویان دموکراسی خواه را تبریک گفت. دوستی پور به سرکوب گسترده دانشجویان کرد اشاره کرد و گفت: «ما مطالبتان را مطابق با مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر مطرح می کنیم و شعار ما ایرانی برای همه ایرانیان است». این دانشجوی کرد سپس نسبت به وضعیت فرهنگی و اقتصادی کردها انتقاداتی را مطرح کرد و خواستار پیوند هر چه بیشتر نیروهای دموکراتیک ایران شد.

 

اسماعیل سلمانپور، عضو شورای عمومی انجمن اسلامی امیرکبیر، به عنوان سخران بعدی این برنامه اعلام کرد پلی تکنیک همچنان زنده است و در صف اول مبارزه علیه اقتدارگرایان قرار دارد. سلمانپور در ادامه با انتقاد به احکام سنگین صادره برای سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر، به حکم بابک زمانیان، دیگر عضو انجمن اسلامی پلی تکنیک، که در آینده نزدیک قرار است صادر شود اشاره کرد. سلمانپور سپس افزود: «امروز صف بندی نیروها کاملا مشخص است. سویی دانشجویان آزادیخواه هستند و در سوی دیگر احمدی نژاد و اقتدارگرایان. امیدوارم روزی جنبش دانشجویی دیگر شاهد افرادی چون رهایی و شریعتی، روسای دانشگاه های امیرکبیر و علامه، نباشد».

در این هنگام دانشجویان نسبت به حضور چند بسیجی که از پنجره های بالایی ساختمان دانشکده فنی نظاره گر تجمع بودند اعتراض کردند و شعار دادند: «بسیجی برو گمشو» و «توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد». در این هنگام دانشجویان یک صدا سرود «ای ایران» را همخوانی کردند و پس از آن دانشجویان کرد به خواندن سرودهای خود پرداختند.

 

در ادامه این تریبون رشید اسماعیلی، به عنوان نماینده دانشجویان لیبرال دانشگاه های تهران، سخنرانی کرد. او در ابتدای سخنان خود گفت: «سلام بر مجید توکلی، احسان منصوری، احمد قصابان و… سلام بر دانشگاه که زنده است و استوار. سلام بر ایران، سلام بر کرد و لر و بلوچ. ایران خانه تک تک ماست و از آن همه. نفرین باد بر او که می خواهد ما را از هم جدا کند». اسماعیلی در ادامه افزود: «امروز اینجا جمع شدیم که به نقض حقوق بشر در سراسر ایران اعتراض کنیم. جمع شدیم که از دانشگاه، که مدتی است تحت هجوم چکمه پوشان قرار گرفته، حمایت کنیم. ما به دفاع از حقوق دانشجویان چپ هم برخاسته ایم و امیدواریم این دوستان ما هر چه سریعتر از زندان آزاد شوند. دانشگاه بدون آزادی نخواهد ماند و تا دانشگاه هست آزادی نخواهد مرد».

در ادامه امین نظری، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه همدان، که مجری این مراسم بود اعلام کرد کردها تجزیه طلب نیستند و حق تعیین سرنوشت خود را می خواهند. پس از آن سهراب کریمی، یکی دیگر فعالین دانشجویان کرد، گفت: «چشم امید تمام ایرانیان به شماست. برخی با این دلیل که طرفدار ایدئولوژی حاکمیت نیستند مجازات می شوند. اما ما کردها به این دلیل که کرد هستیم، مجازات می شویم. آن ها می گویند ما باید به جای شما تصمیم بگیریم. آیا این که ما می خواهیم برای خود تصمیم بگیریم تجزیه طلبی است؟! اینجاست که کرامت انسانی ما خدشه دار می شود. امیدوارم روزی جامعه ایران به سامان برسد». کریمی در پایان با انتقاد نسبت به صدور حکم اعدام برای عدنان حسن پور، خواستار آزادی دانشجویان در بند کرد شد.

 

پس از آن مهدیه گلرو، نایب دبیر انجمن اسلامی علامه، سخنرانی کرد. گلرو در سخنرانی خود گفت: «خواستم از دانشگاه پادگانی و ۳۲ حکم کمیته انضباطی و چندین ترم محرومیت از تحصیل بگویم، دیدم که کوچک است. خواستم از دانشجویان در بند پلی تکنیک بگویم، دیدم که کم است. اما دیدم ارزش آزادی بیش از این هاست و از آزادی سخن می گویم. روزی ساواک آزادی دانشجویان را می گرفت. امروز حراست در دانشگاه ها کار ساواک را انجام می دهد. حکومت سعی در ایجاد رعب و وحشت در دانشگاه ها دارد». گلرو در ادامه به آمار اعدام ها در کشور اشاره کرد و گفت: «۵ درصد از اعدام شدگان زیر ۱۷ سال هستند. فراموش کرده ایم ۴۰ هزار کارتن خواب داریم که ۱۰۰۰ نفر آن ها در فصل زمستان جان می سپارند. امروز آزادی و عدالت حق مسلم ماست یا انرژی هسته ای؟! بیش از ۱۰ میلیون هموطن زیر خط فقر داریم». 

دانشجویان در اینجا شعار دادند «مدعی عدالت خجالت خجالت». نایب دبیر انجمن اسلامی دانشگاه علامه سپس با انتقاد نسبت به شکنجه دانشجویان پلی تکنیک، به خصوص مجید توکلی، در زندان، از ۳۰ دانشجوی دستگیر شده یاد کرد و گفت: «در واقع همه ما زندانی هستیم، زندانی حراست دانشگاه». مجری مراسم در ادامه گفت: «زنان سرزمین ما مدت هاست که برخاسته اند تا بر تاریخ سراسر تبعیض بتازند». و پس از آن حقانی، به نمایندگی از کمیسیون زنان تحکیم و از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم، بیانیه کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت را قرائت کرد. متن این بیانیه قبلا در خبرنامه امیرکبیر آمده است.

 

بهزاد باقری، از دانشجویان طیف چپ، در ادامه به سخنرانی پرداخت و گفت: «ما باید با مقاومتان نشان دهیم که دانشگاه را نمی توانند تبدیل به پادگان کنند و سکوت گورستانی در آن حاکم کنند. چرا که دانشگاه آخرین سنگر آزادی است. دانشجویانی که برای آزادی مبارزه کرده اند و الان در بند هستند برای ما هیچ فرقی نمی کنند. برای ما بهروز کریمی زاده با علی عزیزی، مهدی گرایلو با علی نیکونسبتی فرقی ندارند. به کوری چشم حاکمیت دانشگاه هم لیبرال دارد، هم چپ و هم ناسیونالیست. ما جامعه ای می خواهیم که در آن زندان و سرکوب نباشد و آزادی سیاسی باشد». دانشجویان شعار دادند «دانشجوی زندانی آزاد باید گردند». مجری مراسم همچنین از ابولفضل جهاندار، سعید درخشندی که ۱۶ ماه است به اتهام توهین به رئیس جمهور و اقدام علیه امنیت ملی در بازداشت به سر می برند یاد کرد. وی همچنین یاد عزت ابراهیم نژاد و اکبر محمدی را گرامی داشت.
 

سلمان سیما، از دانشجویان دانشگاه آزاد، سخنرانی بعدی این تریبون آزاد بود. سیما در ابتدا یاد پروانه اسکندری، که اولین مراسم ۱۶ آذر را در دانشگاه تهران، برگزار کرد یاد کرد. این دانشجو سپس از دانشجویان در بند دانشگاه آزاد، یاسر گلی، الناز جمشیدی و مهدی نوری، هادی شفیع و… یاد کرد و افزود: «امروز ما صدای پای فاشیسم را نمی شنویم، بلکه آن را به چشم می بینیم. امروز دست فاشیسم از آستین دین بیرون آمده است. امروز چکمه پوشان فاشیست را می بینیم  که پایشان را بر گلوی ما گذارده اند، اما آن ها کور خوانده اند. در این بین شدیدترین سرکوب ها نصیب دانشگاه می شود». سلمان سیما سپس از خواستار استقلال واقعی جنبش دانشجویی شد و گفت: «شارلاتانیزم سیاسی شاخ و دم ندارد و نباید فریب احزابی که می خواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند را بخوریم». 

در پایان این مراسم سجاد ویس مرادی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر، بیانیه این انجمن را در خصوص روز دانشجو را قرائت کرد و علی وفقی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، بیانیه دفتر تحکیم را به همین مناسبت قرائت کرد. متن این دو بیانیه به صورت جداگانه در خبرنامه امیرکبیر آمده است.

 

پس از پایان تریبون آزاد دانشجویان تجمع کننده با سر دادن شعار «مرگ بر دیکتاتور» به سمت سردر اصلی دانشگاه تهران حرکت کردند. دانشجویان پس از رسیدن مقابل سر در شعار می دادند «مردم چرا نشستین، ایران شده فلسطین»، «دانشجوی سیاسی آزاد باید گردد». در حالی که جمعیت حاضر در دانشگاه تهران توجه عابرینی که از پیاده روهای خیابان انقلاب عبور می کردند را به خود جلب کرده بود و مردم در خیابان به تماشای تجمع دانشجویان پرداخته بودند، اتوبوس هایی که از قبل به همن خاطر در حاشیه خیابان انقلاب پارک شده بود، به مقابل محل تجمع دانشجویان منتقل شدند و مردم در خیابان توسط پلیس متفرق شدند.

 

دانشجویان تجمع کننده سپس با سر دادن شعار «دانشجوی با غیرت، حمایت حمایت»، «دانشجو می میرد، ذلت نمی پذیرد»، «محمود احمدی نژاد عامل تبعیض و فساد»، « مرگ بر این دولت مردم فریب»، «برابری عدالت حق مسلم ماست»، «مرگ بر دیکتاتور» و… بار دیگر به سمت دانشکده فنی حرکت کردند و در آن جا به تجمع «دانشگاه، آخرین سنگر آزادی» پایان دادند.

 

پس از اتمام تجمع شنیده شد که ۵ نفر از دانشجویان دانشگاه علامه هنگام خروج از دانشگاه تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند. گفته می شود علیرضا موسوی و سعید رحمانی در جمع دانشجویان بازداشت شده هستند. همچنین صبح امروز روشنک غیاثیان و مجتبی باستانی، از دانشجویان دانشکده امور اقتصادی، و میلاد عزیزی، دانشجوی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، توسط حراست دانشگاه تهران دستگیر شدند که از سرنوشت این دانشجویان نیز خبری در نیست. پس از اتمام تریبون خبر رسید علی نیکونسبتی، مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت، با قرار کفالت از زندان آزاد شده است.













 

با سپاس از وبسایت ایران ب ب ب

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 1:39  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

فعالان حقوق بشر در ایران

تصاویر ویدئو از تجمع دانشجویان ، برای دبدن فیلم ها لطفا روی لینک های زیر کلیک کنید.


http://tinypic.com/player.php?v=81hdjcm&s=1

http://tinypic.com/player.php?v=6wnb12b&s=1

http://tinypic.com/player.php?v=8509b4j&s=1

http://tinypic.com/player.php?v=6yck9qv&s=1

با سپاس از وبسایت ایران ب ب ب

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 1:25  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

برای دیدن فیلم فروش کلیه در رژیم سرکوبگر جمهوری ننگین اسلامی لطفا بر روی لینک زیر کلیک کنید:

http://uk.youtube.com/watch?v=MHSU7WX8uF0

با سپاس از وبلاگ سربازان وطن

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 1:2  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

سایت حکومتی جهان: بر اساس بررسی‌های انجام شده از سوی دفتر مشاوره وزارت علوم، "خودکشی" دومین علت اصلی مرگ دانشجویان ایرانی است. طبق گفته‌های رئیس حراست کل وزارت علوم، از هر 28 مورد خودکشی دانشجویی، 7 مورد مربوط به پسران و 21 مورد مربوط به دختران است. شاید کمی غیرقابل باور باشد، اما بر اساس آمار اعلام‌شده از سوی نهادهای دولتی، سالانه 4200 دانشجوی ایرانی خودکشی می‌کنند.

به عادت هر روز غروب، خوی گرم شهرستانی بودن دختر گل می‌کند و دلش که تنگ می‌شود با دوستان «هم‌خوابگاهی‌اش» بیرون می‌رود. آن روز تصمیم بر این می‌شود که به کافی شاپ بروند. در کافی شاپ نشسته‌اند که یک پسر با لباس‌هایی شیک، اتومبیل بنزش را دم کافی شاپ پارک می‌کند و وارد می‌شود.

پسر بنزسوار مستقیم سر میز دخترها می‌آید: " اجازه هست اینجا بنشینم؟"، می‌نشیند و حاصل نشستن یک ساعته‌اش، دوستی با مینا می‌شود. آرش آن چنان خودش را موجه و مهربان نشان می‌دهد که مینا مطمئن می‌شود مرد رؤیاهایش را پیدا کرده است.

هنوز یک ماه از این آشنایی نمی‌گذرد که: "مینا ازت می‌خوام بیای خونه ما تا مامانم تو رو ببینه؛ خیلی از تو پیشش تعریف کردم؛ نمی‌دونی چقدر مشتاقه تو رو ببینه".

مینا به هر صورت می‌پذیرد. اما وقتی وارد خانه می‌شوند از مادر خبري نيست. آرش از او می‌خواهد که کاملا" به حرف‌هایش گوش دهد؛ چرا که اگر سرپیچی کند به راحتی او را می‌کشد.

چند روز بعد، مینا در حمام خوابگاه خودکشی می‌کند و دیگر چشم‌هایش را باز نمی‌کند.

چند قدم آن طرف‌تر، بیرون از خوابگاه دانشجویی ساعت 9 شب؛ با لباس‌هایی پاره و ناتمیز و سر و صورتی نظافت ندیده، دم یکی از مغازه‌های بلوار کشاورز دراز کشیده بود تا بخوابد.

کنارش نشستم و از سن و کار و بارش پرسیدم. 27 ساله و بیکار بود. یعنی بیکار بیکار که نه! شیشه اتومبیل های پشت چراغ قرمز را پاک می‌کرد. یادش نمی آمد که تا حالا به خودکشی فکر کرده یا نه ولی اصلا" دوست نداشت خودش را بکشد.

به نظر او فقط کسی خودکشی می‌کند که مخش "تاب" برداشته باشد؛ و این آخرین جمله اش بود:" تا حالا گذشته از این به بعد هم خدا بزرگ است".

هر چند بر اساس آموزه‌های ادیان آسمانی، خودکشی عملی غیر قابل بخشش است، اما شاید این دختر دانشجو دلیل موجهی برای این کار داشته است. اما به راستی مهم ترین دلیل خودکشی دانشجویان ایرانی اعم از پسر و دختر چیست؟

سالانه چند نفر از دانشجویان دختر و پسر ایرانی خودکشی می کنند؟

بر اساس بررسی های انجام شده از سوی دفتر مشاوره وزارت علوم، "خودکشی" دومین علت اصلی مرگ در بین
دانشجویان ایرانی است و طبق گفته های رئیس حراست کل وزارت علوم از هر 28 مورد خودکشی دانشجویی در ایران، 7 مورد مربوط به پسران و 21 مورد دیگر مربوط به دختران است.

شاید کمی غیر قابل باور باشد، اما بر اساس آمار اعلام شده از سوی نهادهای دولتی، سالانه 4200 دانشجوی ایرانی خودکشی می کنند.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 10:43  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

روزنامه سرمايه: در حال حاضر، سه ميليون كودك ترك تحصيل كرده داريم. اين را كيهان ضيايي‌مهر، فعال حقوق كودك و مدير انجمن «رويش نهان جوان» در نشست روز گذشتهء انجمن جامعه‌شناسي ايران گفت. نشستي كه با موضوع «هم‌انديشي در زمينهء حقوق و مسايل كودكان» با حضور سازمان‌هاي غيردولتي فعال در اين حوزه‌، برگزار شده بود.

ضيايي‌مهر در ادامه گفت: «در زمينهء ترك تحصيل، وضعيت دختران نامناسب‌تر از پسران است. چرا كه پسرها خود ترك تحصيل مي‌كنند اما دختران به خاطر مشكلات مالي خانواده مجبور به ترك تحصيل مي‌شوند و اين دختران يا در 13 سالگي به ازدواج‌هاي زودرس تن مي‌دهند يا بايد به عنوان پرستار از فرزندان ديگر خانواده مراقبت كنند.»

او معتقد است كه مشكلات كودكان تنها ناشي از خانواده‌ها نيست بلكه به عملكرد دولت و مشكلات اقتصادي، بيكاري، تورم و .... هم مربوط مي‌شود.

او با اشاره به اين‌كه «براساس پيمان‌نامهء حقوق كودك، كودكان بايد به عنوان شهروندان يك كشور محسوب شوند»، گفت: «اما كودكان در ايران از حقوق شهروندي برخوردار نيستند و وابسته به خانواده محسوب مي‌شوند; به طوري كه اگر خانواده نتواند از خدمات بهداشتي مناسب برخوردار شود، كودك هم برخوردار نخواهد بود و از آنجا كه كودك شهروند نيست، پس از حقوقي هم برخوردار نيست.»

او با ابراز تاسف از اين‌كه «بعضي خانواده‌ها از بچه‌ها به لحاظ اقتصادي سوءاستفاده مي‌كنند»، گفت:«به زن بارداري در منطقهء فرحزاد برخوردم كه كودك 11 ساله‌اش مخارج او را تامين مي‌كرد و اين زن دربارهء علت بارداري‌اش گفت مردم ايران معمولا به كودكان كم‌تر از 11 سال بيش‌تر ترحم و كمك مي‌كنند و من به اين اميدم كه تا چند سال بعد كه كودك 11 ساله‌ام بزرگ شد، كودك بعدي‌ام بتواند مخارجم را تامين كند.»

ضيايي‌مهر در ادامه گفت: «بعضي پدران و مادران هم بي‌مسووليت شده‌اند به طوري كه اعتياد در بعضي خانواده‌ها، بچه‌ها را تبديل به عامل فروش مواد مخدر كرده است و دختر 12 ساله‌اي كه پدر معتاد دارد، مجبور است روزانه سه‌گوني قند بشكند.»

سينا انصاري از اعضاي انجمن حمايت از كودكان كار نيز به درآمد پايين كودكان هفت ساله در بازار تهران اشاره كرد و گفت: «درآمد ماهيانه يك كودك هفت ساله با روزي 11 ساعت كار در بازار تهران فقط 35 هزار تومان است.»

او با اشاره به اين كه «كودكان پادو در بازار خياط‌ها هر روز هفته از ساعت هفت تا هشت بعدازظهر به كار مشغولند»، گفت: «آن‌ها روزهاي پنجشنبه هم تا ساعت چهار مشغول به كارند و به ازاي اين ميزان كار، حقوق هفتگي آن‌ها هشت تا 10 هزار تومان است. پرداخت حقوق نيز به شيوه‌اي است كه در هفتهء سوم از كار، حقوق هفتهء اول به آن‌ها پرداخت مي‌شود تا هميشه از صاحبكار خود طلب داشته باشند و كار را رها نكنند. در عين حال اين حقوق معمولا توسط مادر دريافت مي‌شود طوري كه حتي حقوق افراد 16 ساله هم به مادرانشان داده مي‌شود.»

او معتقد است كه بيش‌ترين حقوق مربوط به كارگران 16 سال به بالايي است كه با افزايش تقاضاي بازار در ابتداي تابستان و شب‌كاري از ساعت 11 تا پنج صبح حقوق‌شان به 200 هزار تومان هم مي‌رسد.

شهناز عمويي، عضو ديگر انجمن رويش نهال جوان نيز به نبود قوانين كافي در زمينهء كار كودكان در ايران اشاره كرد و گفت:‌«تنها پنج ماده از قانون كار به كودكان اختصاص يافته كه تنها موضوع اصلي آن منع كار كودكان زير 15 سال است.»

او كه معتقد است مسالهء كودكان كار را نمي‌توان به سادگي حل كرد گفت:‌«در چهار منطقه از تهران، كار كودكان وسيله‌اي براي تامين اقتصادي خانواده‌هاست.»

عباس عبدي، پژوهشگر اجتماعي در ادامهء جلسه اين سوال را مطرح كرد كه چرا با وجود كاهش رشد جمعيت، شاهد افزايش پديدهء كودكان كار هستيم.

انصاري در پاسخ گفت: «درست است كه در حال حاضر بعد خانواده‌ها به چهار نفر رسيده اما در مورد خانواده‌هاي كودكان كار اين اتفاق نيفتاده زيرا الگوي زندگي اين خانواده‌ها متفاوت بوده و آگاهي آن‌ هم كم‌تر است. كودكاني كه ما با آن‌ها مواجهيم حداكثر تا پنجم دبستان درس خوانده‌اند و به دليل پيگير نبودن خانواده به راحتي_ترك تحصيل كرده‌اند.»

خسرو صالحي، فعال حقوق كودك و عضو موسسهء تاك نيز با اشاره به گزارش‌هاي مركز آمار ايران گفت: «پس از انقلاب، ‌طبقهء متوسط دچار آسيب شد از يك طرف شرايط اقتصادي و از طرف ديگر عدم فرهنگ‌سازي و وارد شدن فرهنگ‌هاي متعدد باعث تزلزل خانواده‌ها شد به طوري كه با پديدهء فروش كودك توسط مادران مواجه شديم.»

او ادامه داد: «متاسفانه مردم ما نيز نسبت به كودكان كار و خيابان بي‌تفاوت شده‌اند و اگر با اين كودكان روبه‌رو شوند به آن‌ها توجهي نمي‌كنند.»

ضيايي‌مهر به طرح جذب كودكان كار و خياباني توسط بهزيستي اشاره كرد و گفت: «12 هزار كودك در اين طرح جذب شدند اما نكتهء قابل‌توجه اين بود كه تنها 20 درصد اين كودكان كارتن خواب بودند اما 80 درصد بقيه كودكان كار و داراي خانواده بودند و مشكلي كه وجود داشت سختي جداسازي اين كودكان از كار بود.»

او در ادامه گفت: «موسسات غيردولتي تنها 20 درصد كودكان كار را توانسته‌اند جذب كنند كه بيش‌تر اين كودكان را هم كودكان افغاني تشكيل مي‌دهند چرا كه بچه‌هاي افغان در مدارس ايران پذيرش نمي‌شوند و تمايل بيش‌تري براي دريافت آموزش‌ها از موسسات غيردولتي دارند.»

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 10:42  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران ب ب ب:کریستین ساینس مونیتور:چرا جمهوری اسلامی برای 18 سال برنامه اتمی اش را مخفی کرد؟

ایران ب ب ب

"چرا این کشور برای 18 سال برنامه اتمی اش را مخفی کرد؟ چرا ایران برای ساختن 3 هزار سانتریفوژ برای غنی سازی اورانیوم این همه هول زد؟ این کشور واقعا برای تولید برق با استفاده از نیروگاه اتمی به این سانتریفوژها نیازی ندارد، اما این گام می تواند به تولید اورانیوم لازم برای ساخت بمب اتمی تا سال آینده منجر شود - 'خطر قرمزی' که به قول جورج بوش نباید از آن گذشت."
**********************

روزنامه های عمده آمریکا از جمله وال استریت ژورنال و لس آنجلس تایمز جملگی در روز چهارشنبه یکی از سرمقالات خود را به اظهار نظر درباره گزارش تازه "برآورد اطلاعاتی ملی" درباره برنامه اتمی ایران اختصاص داده اند.
در برآورد تازه "شورای اطلاعات ملی آمریکا" تحت عنوان "برآورد اطلاعاتی ملی" یا "ان آی ای" نتیجه گیری شده است که ایران برنامه ساخت سلاح اتمی خود را در سال 2003 متوقف کرد.

وال استریت ژورنال که در سرمقالات خود معمولا به دیدگاه های محافظه کارانه گرایش دارد گزارش تازه آژانس های اطلاعاتی آمریکا را با دیده تردید می نگرد و آن را برای مهار برنامه اتمی ایران زیانبار می داند.

این سرمقاله با اشاره به ارزیابی دیگر شورای امنیت ملی آمریکا در سال 2005 که می گفت ایران مصمم به ساخت سلاح هسته ای است می گوید نمی داند باید کدام یک از این ارزیابی ها را باور کند:

"یکی از این دو نتیجه گیری غلط است و کل فرآیندی که این 'برآوردها' براساس آن تنظیم می شود را زیر سایه شک می برد."

به علاوه سرمقاله نویس این روزنامه حتی نسبت به برخی از نویسندگان این گزارش ابراز تردید می کند و آنها را "مقام به شدت حزبی و ضدبوش" توصیف می کند.

به اعتقاد این سرمقاله تلاش های آقای بوش برای تحریم بیشتر ایران که تا پیش از این هم در حالت سکون بود اکنون باید با زحمت زنده نگاه داشته شود: "قضاوت ان آی ای همچنین تلاش های وزارت خزانه داری برای قانع کردن شرکت های خارجی برای انصراف سرمایه گذاری از ایران را پیچیده می کند. چرا آنها باید فرصت های سودآور کاری در ایران را از دست بدهند درحالی که تشکیلات اطلاعاتی آمریکا ایرانی ها را از نیات شریرانه تبرئه می کند؟".

این سرمقاله نتیجه گیری می کند که ارزیابی تازه کار را برای ایران جهت ساخت سلاح اتمی راحت تر می کند.

کریستین ساینس مونیتور نیز در سرمقاله خود ادامه فشارهای خارجی بر ایران را لازم می بیند: "گفتن اینکه دیگر فوریت تحریم های سخت تر بر ایران از میان رفته است به معنی نادیده گرفتن مساله نیت ایران ظاهرا در گرفتن آن تصمیم (برای متوقف کردن برنامه تسلیحات اتمی) است. اگر فشار خارجی موثر بوده، پس هنوز هم به آن نیاز است."

سرمقاله نویس این روزنامه نیز دقت ارزیابی تازه 16 سازمان اطلاعاتی آمریکا را زیر سوال می برد و می نویسد: "شورای امنیت سازمان ملل به جای تکیه بر وجهه سست نظام جاسوسی آمریکا باید به ادامه پنهانکاری ایران در زمینه برنامه اتمی اش بنگرد، چنانچه تا حالا کرده است."

"چرا این کشور برای 18 سال برنامه اتمی اش را مخفی کرد؟ چرا ایران برای ساختن 3 هزار سانتریفوژ برای غنی سازی اورانیوم این همه هول زد؟ این کشور واقعا برای تولید برق با استفاده از نیروگاه اتمی به این سانتریفوژها نیازی ندارد، اما این گام می تواند به تولید اورانیوم لازم برای ساخت بمب اتمی تا سال آینده منجر شود - 'خطر قرمزی' که به قول جورج بوش نباید از آن گذشت."
لس آنجلس تایمز که در سرمقالات خود دیدگاه های لیبرال تر را دنبال می کند از برآورد تازه به عنوان نشانه ای از گرفتن درس عبرت از اشتباهات عراق استقبال کرده است.

سرمقاله نویس این روزنامه می نویسد: "مایه آسودگی خاطر است که جامعه اطلاعاتی قادر است ارزیابی 2005 خود را که می گفت ایران دارای یک برنامه فعال تسلیحات اتمی است معکوس کند، حتی با توجه به اینکه انتشار برآورد تازه اطلاعاتی تا آستانه ویران کردن دستور کار جورج بوش در قبال ایران پیش می رود. این بدان معنی است که جاسوس های آمریکا از اشتباهات خود در عراق درس گرفته اند. آنها این شجاعت را داشتند که بادهای مسلط سیاسی را در جستجوی حقیقت نادیده بگیرند."

این روزنامه با اشاره به عملیات ابتدای جنگ عراق موسوم به "شوک و بهت" نوشت: "ظاهرا عملیات 'شوک و بهت' موثر افتاد، اما در تهران نه در بغداد. این معلوم بود که ملاها در اثر سقوط صدام ظرف کمتر از چهار هفته تکان خوردند، کاری که آنها ظرف هشت سال جنگ با عراق نتوانستند انجام دهند."

این سرمقاله با استقبال از اینکه "حاکمان مذهبی ایران طوری رفتار نمی کنند که انگار رسالت دارند و می توان آنها را از برخی امور منصرف کرد" می نویسد: "بوش به درستی می گوید که برآورد اصلاح شده تازه، تغییر بنیادی سیاست در مقابل ایران را لازم نمی آورد. ایران را باید از دستیابی به سلاح هسته ای منصرف کرد. تراژدی امنیت آمریکا و صلح جهانی این است که بوش قبلا دو بار شانس خود برای هدایت تلاش های حساس در این زمینه را ضایع کرده است."

واشنگتن پست نیز در سرمقاله ای برآورد تازه را یک خبر خوب می داند: اینکه تهران برنامه تسلیحاتی مخفیانه خود را در سال 2003 متوقف کرد و اینکه این کشور به آن نوع فشارهای بین المللی که آمریکا و سایر دولت های غربی وارد آوردند واکنش نشان می دهد.

در این سرمقاله اظهار نظر شده است که این برآورد موید دیدگاهی است که می گوید دولت بوش نباید برای نابود کردن تاسیسات اتمی ایران به اقدام نظامی متوسل شود.

با این حال به نوشته سرمقاله نویس واشنگتن پست در این برآورد خبرهای بدی هم هست و آن اینکه فقط یک "اعتماد نسبی" نسبت به اینکه ایران برنامه نظامی خود را از سر نگرفته وجود دارد.

این روزنامه با اشاره به عواقب احتمالا "منفی" این برآورد می نویسد: "تاثیر گزارش تازه ممکن است این باشد که همان استراتژی فشار را که می گوید اگر "تشدید" شود ممکن است موثر باشد را خنثی می کند."

در بخش دیگری از این سرمقاله آمده است: "اگر دولت بوش از اصرار بر تعلیق غنی سازی ایران دست بردارد، آقای احمدی نژاد در برابر افراد به نسبت میانه رو که اخیرا از موضع گیری های سازش ناپذیر او انتقاد کرده اند اعلام پیروزی خواهد کرد."

نیویورک تایمز نیز که در سرمقاله های خود همواره به تندی از دولت بوش انتقاد می کند می نویسد: "خبرهای خوب خیلی زیادی در ارزیابی تازه اطلاعاتی درباره ایران هست. این گزارش می گوید که تهران برنامه مخفیانه سلاح های اتمی اش را در سال 2003 متوقف کرده، که بدان معنی است که پرزیدنت بوش مطلقا هیچ بهانه ای برای رفتن به جنگ علیه ایران نخواهد داشت."

این سرمقاله همچنین از اینکه دستگاه های اطلاعاتی آمریکا "مایل بوده اند فرضیات قبلی خود را زیر سوال ببرند و شعارهای تب آلود کاخ سفید را به چالش بگیرند" استقبال کرده است.

با این حال این روزنامه همچنین اشاره می کند که "خبرهای نگران کننده زیادی هم در این گزارش هست که نباید نادیده گرفته شود".

این روزنامه درباره این "نگرانی ها" می نویسد: "اول اینکه گزارش 'با اعتماد زیاد' می گوید که ایران در واقع صاحب یک برنامه مخفیانه سلاح اتمی بوده است و اینکه تنها آن را پس از مچگیری و تهدید مجازات بین المللی متوقف کرد. حتی حالا نیز، دانشمندان تهران برای کسب مهارت بالا برای ساخت سوخت اتمی می کوشند - که سخت ترین بخش ساختن سلاح اتمی است."

این سرمقاله در نکته ای خبری می نویسد: "در یکی از آن تناقض های روزگار که اگر به مساله سلاح های اتمی مربوط نمی شد خیلی لذیذ می بود، یک مقام نزدیک به آژانس بین المللی انرژی اتمی دیروز به نیویورک تایمز گفت که ارزیابی تازه آمریکا ممکن است بیش از حد نسبت به ایران کریمانه باشد."

این روزنامه در سرمقاله خود ابراز تاسف می کند که این گزارش ادامه فشارهای بین المللی بر ایران و همکاری آن با بازرسان را دشوارتر می کند.


آیت الله بی بی سی

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 10:40  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

چهاردهم آذرماه سال گذشته شش دختر و دو پسر دانش ‌آموز دبستان روستای درودزن از توابع استان فارس در آتش سوزی ناشی از واژگون شدن بخاری نفتی فرسوده در كلاس درس دچار سوختگی شدید شدند. تصاویر دلخراش زیر مربوط به همان دانش آموزان یکسال پس از آتش سوزی است.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 10:18  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران ب ب ب

تصویر پاسدار بسیجی تیر خلاص زن محمود احمدی نژاد، نماینده منتخب جیره خوار ولی وقیه ملا خامنه ای خائن و ضد ایرانی به تمامیت ارضی ایران ، زیر تابلویی که در آن از عبارت "خلیج عربی" استفاده شده نشان می دهد.

با سپاس از وبسایت ایران ب ب ب

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 17:10  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

(تصویر از آرشیو)

الوطن: چاپ کویت
احمد زكريا
سه شنبه 6 آذر 1386

برگردان فارسی مطابق با متن عربی است.

تیتر،

تلاش میکنم تا نظامی دموکراتیک و لائیک برپا شود، و (خود) ملت ایران مسئلۀ بازگشتنم را به قدرت تصمیم خواهد گرفت.

ولیعهد سابق ایران، شاهزاده رضا پهلوی به "الوطن":
رژیم ایران، برای برآورده شدن ایدئولوژی اش، تلاش میکند تا ثبات منطقه را بهم ریزد.

احمد زکریا:
ولیعهد سابق ایران، شاهزاده رضا پهلوی، مخالفت خود را با هرگونه اقدام نظامی علیه کشورش را اعلام داشت، و گفت که بهتر آن است که به ملت ایران، کمک شود، تا خودش را از چنگ رژیم فعلی رها سازد.

شاهزاده رضا پهلوی به الوطن فاش کرد که او تلاش میکند تا رژیمی دموکرات و لائیک در ایران برقرارشود، تا موزائیک ملت ایران را حفظ کند، و احساس وابستگی به کشورشان را داشته باشند. وی اشاره کرد که مشروطۀ پادشاهی، به رشد و ترقی ایران کمک خواهد کرد.

وی یادآور شد، که بازگشتش به قدرت به عهدۀ ملت ایران خواهد بود، که دراین باره تصمیم خواهد گرفت. و تاکید کرد که رژیم فعلی در ایران، از هر شیوه ای برای برآورده شدن ایدئولوژی خود، حتی اگر باعث بهم ریختن ثبات کشورهای همسایه گردد، دریغ نمی کند. نمونه اش آنچه که در عراق، انجام میدهد.

شاهزاده رضا پهلوی که اخیرا برای متحد کردن اپوزیسیون ایران فعال شده، گفت: کشورهایی که درحال حاضر با هم متحد شده اند، تا تحریم هایی را علیه رژیم ایران اعمال کنند، تا او را از دسترسی به تکنولوژی هسته ای، باز دارند، قبلا به ایران (دراین باره) و قبل از رسیدن رژیم فعلی، کمک می کردند. دلیلش هم شفافیت و اعتماد و احساس مسئولیتی که به پدرم داشتند.

شاهزاده رضا پهلوی پهلوی در مورد روابط میان دو ملت کویت و ایران، ابراز افتخارکرد، و یادآورشد که منطقه در انتظار دوره ای جدید بر پایۀ دوستی و رفاه می باشد. و در مورد جزایرگفت، مسائل مشترکی هست که می توان، بنابر آن (روابط) را ساخت، و توضیح داد که دورۀ کشمکش ها، به دورۀ اعتماد، و رفاه تبدیل خواهد شد.

و اینک جزئیات این گفتگو:

- بطورکلی، نظرتان دربارۀ سیاست های رژیم ایران، چیست؟

* باید طبیعت بنیادگرایی رژیم مذهبی در ایران را مد نظر قرارداد، تا بتوانیم نیت های او را درک کنیم. از سال 1979 میلادی، سران رژیم، از خود خمینی گرفته، شروع به صادرکردن ایدئولوژی تندرویانۀ (خود) کردند. هدف اساسی رژیم ایران، همانا قراردادن دیگر رژیم ها (ی منطقه) در همان چارچوب نظام خود بود. آنهم به هدف تاسیس خلافت اسلامی جدید شیعه، که در قانون اساسی (خودشان) هم اشاره شده است. برای برآورده شدن این هدف، رژیم تلاش میکند، تا فشارهای داخلی اش (برمردم ایران) ادامه داشته باشد، و در عین حال در خارج ایران، دست به اختلافات منطقه ای و جهانی میزند، تا کسی متوجۀ معایبش (درداخل) نشود.

- آیا خواهان دوباره بازگرفتن سلطنت ایران هستید؟

* من به جوهر آیندۀ ایران، و نه به شکلش اهمیت میدهم. هدف سیاسی من درحال حاضر، رهبری حمله ای قوی، علیه رژیم مذهبی و خلع آن، و تبدیل کردن آن به رژیمی مدرن، لائیک، دموکراتیک و پارلمانی. هنگامی که این هدف برآورده شد، ملت ایران به صندوق های رای میرود، و با آزادی تمام، کسی را که بر آنها حکومت کند، انتخاب می کند. آیندۀ من را خود ایرانیان، تعیین می کنند. و من آمادۀ خدمت به آنها هستم، در هرجایی که مناسب می دانند.

- ارزیابی شما نسبت به اعدام هایی که از سوی رژیم ایران صورت میگیرد، چیست؟

* رژیم ایران با مشت خفه کننده، و با نیروی وحشی گری خود، و سرکوب هرآنکس برعلیه او قیام کند، هم چنان ادامه می دهد. (رژیم حاکم برایران، تحمل هیچ نوع مخالفتی را از سوی مردم ندارد. او از آغاز با بکارگیری وحشی گری در سرکوب مخالفانش، تا حال حاضر، این سیاست را ادامه داده است). رفتارها و اعمال نادرست (غیرانسانی) همانند، اعدام های علنی، سنگسار زنان، و اعدام جوانان خردسال، شیوه های وحشیانه ای است، که رژیم آن را بکار می برد، تا به کسانی که از او جدا میشوند، (مخالف او هستند) هشدار دهد. (درواقع) این شیوه ها با زندگی شرافتمندانۀ انسانی (کاملا) مغایرت دارد.

- دیدگاه اتان نسبت به روابط ایران با کشورهای عربی چیست؟

* قبل از هرچیز، بایستی در پی دولتی دموکرات و مسئول در برابر شهروندانش باشیم، این دولت سعی خواهد کرد، فضایی از اخلاص و گرمی با همسایگانش داشته باشد. برآن دولت لازم است که نیرویش را بهدرندهد، چون منطقۀ ما، عرصۀ تاخت وتاز میان شرق و غرب، و شمال و جنوب بوده، همانند دوران جنگ سرد. امروز همان کشمکش ها را داریم، ولی بصورت های مختلف تجلی می کند، از جملۀ آنها خطرتسلیحات، و افزایش مسابقۀ تسلیحاتی درآن.

درآینده، ما از طریق دوباره بازسازی پیمان ها و تقویت روابط فرهنگی و حل اختلافات قدیمی و سرمایه گذاری با کشورهای منطقه، تلاش خواهیم کرد. زمان هم تمام زخم ها را خوب می کند، تاریخ و آیندۀ ما، بهیچ وجه از هم جدا نمی شوند. به این نسل امیدوارم، و از طریق دوستانی که در منطقه دارم، (میتوانم بگویم) که امکان تحقق آن در آینده نزدیک بسیاراست.

- شما چگونه تهدیدهای رژیم ایران به کشورهای حوزۀ خلیج (فارس)، مبنی بر استفاده از سلول های خوابیده (عواملش در این کشورها)، جهت تخریب را ارزیابی می کنید؟

* این همان طبیعت (چهرۀ واقعی) رژیم نظامی ایران است. پای بندی اش به صادرکردن ایدئولوژی خود، شکل های گوناگونی دارد، شدیدترین آنها، استفاده از ابزار تروریسم و مهمات نظامی است، (که خود اینها) ابزار او در سیاست خارجی اش می باشند. رژیم ایران در بکارگیری هر شیوه ای برای تحقق این ایدئولوژی تردید نخواهد کرد، حتی اگر (رسیدن به این هدف) منجر به بهم ریختن ثبات و امنیت کشورهای همسایه شود.

- شاهزاده رضا پهلوی را درکجای لیست اپوزیسیون ایران قرارمی دهید؟

* نقشی حیاتی در متحد کردن تمام گرایش های اپوزیسیون انجام میدهم، تا اینکه، بنا براصولی یگانه، گرد هم آیند، تا در برابر دشمن مشترک قرارگیرند.

- آیا یک اقدام نظامی آمریکا علیه ایران را پیش بینی می کنید؟

* قبلا مخالفت خود را با هرنوع حملۀ نظامی برعلیه کشورم را اعلام کرده ام. راه بهتری هست با هزینه ای کمتر و قانونی، که همان کمک به ملت ایران است، تا اینکه خودش، و با دست خویش، خود را از این رژیم نجات دهد. فشارهای مردم بر رژیم، بهمراه فشارهای اقتصادی، و سیاسی جهانی، به ملت ایران، کمک خواهد کرد، تا این رژیم را سرنگون کند.

- موضع شما نسبت به فعالیت های اتمی ایران چیست؟

* آنچه که واضح است، کشورهایی که در قبل از انقلاب اسلامی، تکنولوژی هسته ای را در اختیار ایران، قرارمی دادند، امروز با هم متحد شده اند، تا تحریم هایی را علیه رژیم (فعلی درایران) اتخاذ کنند، تا مانع شوند، این رژیم دارای آن تکنولوژی باشد (که بتواند از آن استفادۀ نظامی کند). این مسئله به شفافیت و مسئولیت برمی گردد. (حدود) سه دهه از نظام مذهبی درایران (می گذرد)، شاهد چهرۀ سرکوبگرانۀ این رژیم، و پشتیبانی اش از تروریسم و به خطر انداختن (ثبات) منطقه و عدم شفافیتش را دیده ایم. رژیم (در داخل) بر برگ ملی گرایی متعلق به حاکمیت ایران و حقش در داشتن این تکنولوژی بازی می کند. این رژیم باید بداند که ایران، و قبل از اینکه او بقدرت برسد، این حق را قبلا هم داشت، و در نتیجه باید بداند که رفتار و اعمالش باعث شده، که این حق ایران در داشتن تکنولوژی هسته ای، بدلیل اینکه خود او اعراف و قوانین جهانی را محترم نمی شمارد، نادیده گرفته می شود.

دراینجا لازم است، اشاره کنم، که رژیم ایران، براین باوراست که داشتن بمب (اتمی) راز بقایش خواهد بود، چون به اعتقاد او این بمب از او وزنه ای خواهد ساخت، آنهم در شرایط وخیم نیروی نظامی معمولی اش، درمقایسه با غرب. ( به باور رهبران رژیم) زیرچتربمب اتم، این رژیم می تواند به تروریست پروری اش ادامه دهد. در اینجا پرسشی مطرح است، که آیا جهان تحمل آنرا خواهد داشت؟ به اعتقاد من خیر.

- موضع شما نسبت به ایرانیانی که ریشه های عرب دارند، چیست؟

* ایران یک کشوری است که دارای 70 میلیون جمعیت، و قرن ها اقوام و فرهنگ ها و ادیان (ومذاهب) مختلفی را همچون یک موزائیک دربرگرفته، غنی بودن تمدن ایران، بعلت ذوب شدن همۀ این هویت ها بوده است. به اعتقاد من، کرد، عرب، بلوچ، (لُر، آذری) و شیعه و سنی و مسیحی و کلیمی، باید چنین حس کنند، که دربرابر قانون مساوی هستند (و از حقوق مساوی برخوردارهستند). یگانه راه تضمین این مساوات برقراری رژیم دموکراتیک و لائیک، مبتنی بر اعلامیۀ جهانی حقوق بشر. و این چیزی است که جهت تحقق آن تلاش می کنم.

- آیا آرزو میکنی که پادشاه ایران شوی؟ اگرشدی رفتارشما با کشورهای حوزه خلیج (فارس) و بویژه کویت چگونه خواهد بود؟

* (تمام) تلاشم این است که میهنم را (ازچنگ) رژیم فعلی آزاد کنم. اما مسئلۀ آرزویم، این خود ملت است که نوع و شکل نظام حکومت آینده را تعیین می کند. با درنظرگرفتن تاریخ کشورم، من مطمئن هستم که نظام پادشاهی مشروطه، همانند آنچه که در ژاپن، و اسپانیا، و انگلستان، و سوئد هست، مناسب خواهد بود (بهترین گزینه خواهد بود)، تا دموکراسی در کشورمستقرشود، و به رشد و توسعه کمک کند.

من مطمئنم که منطقۀ ما شاهد دوره ای تازه از دوستی و امنیت و رفاه خواهد شد. برای برقراری روابطی دوستانه با کشورهای همسایه، نسل من یک روز را، و یا فرصتی را، از دست نخواهد داد، تا به این هدف برسد. اعتماد و دوستی را پایه گذاری، و از کشمکش ها دوری خواهیم کرد. من به روابط میان دو ملت ایران و کویت افتخارمیکنم. بسیاری از خانواده ها، و در طول سالهای متمادی، روابط محکم (ی میان دو ملت) از طریق ازدواج ها، بوجود آورده اند.

- نظرشما نسبت به جزایراماراتی (ایرانی)، مورد اختلاف با ایران، چیست؟

* بسیار (بین ما) مسایل مشترک هست که میتوان برپایۀ آنها با برادران در امارات، روابط سازنده داشته باشیم. دورۀ کشمکش و رویارویی به دورۀ اعتماد و دوستی تبدیل خواهد شد.

- آیا اعتقاد دارید، که ایران در مسئلۀ عراق دخالت منفی دارد؟

* بسیاری از دلایل مادی هست که نشان میدهد ایران بطورمنفی در امور (داخلی) عراق دخالت میکند. و این دو دلیل دارد، اولی، اینکه رژیم ایران نمی تواند در برابر یکی از همسایگانش که در حال برقرارساختن ثبات داخلی اش، و تشکیل دولت لائیک و مدرن می باشد، ساکت بماند (بی تفاوت باشد). دوم اینکه، کمک به نا آرامی ها در عراق، به جمهوری اسلامی این فرصت را میدهد، تا درکشوری که دو شهر مقدس شیعیان، یعنی نجف و کربلا، وجود دارد، نقشی داشته باشد.

لینک مستقیم

English Version

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 17:9  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

برای دیدن این ویدئو کلیپ لطفا بر روی لینک زیر کلیک کنید:

http://sarbazevatan.multiply.com/video/item/185

با سپاس از وبلاگ سربازان وطن

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 7:25  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

مرداويج

اين فيلم که دستگيری يک بانوی مبارز را نشان ميدهد و در يکی دو روز پيش روی داده شده را نگاه کنيد تا کی بايد مثل همان کسانی که در آن صحنه بودند وکاری نکردند ساکت بود و کاری نکرد؟

برای دیدن فیلم روی لینک کلیک کنید.
http://www.awti.eu\film\dastgiri_daneshjo[01_dec_2007].wmv
اگر به آزادی ايران اعتقاد داريد و فکر ميکنيد که ميشود ايران را آزاد کرد اميدوارم که فرم درخواست رهبري از شاهزاده رضا پهلوی را امضاء کرده ايد و به ديگران هم گفته ايد که اين کار را بکنند.

http://www.petitiononline.com/LeadIran/

 

با سپاس از وبسایت ایران ب ب ب

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 6:25  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران ب ب ب

خبرنامه امیرکبیر: در پی تایید و تاکید خامنه ای بر ادامه طرح موسوم به ارتقا امنیت اجتماعی علیرغم آن که نیروی سرکوبگر انتظامی پیش از این اعلام کرده بود ضرب و شتم متهمین موسوم به اراذل و اوباش اشتباهی بوده که از مامورین این نیرو سر زده است، اما به نظر می رسد برخوردهای فراقانونی، زننده و خلاف حقوق شهروندی مامورین نیروی سرکوبگر انتظامی در پی اعلام حمایت خامنه ای از این طرح با شدت بیشتری از سر گرفته شده است. تصاویر زیر گوشه ای از برخورد این نیرو با متهمین موسوم به اراذل او باش را نشان می دهد.

















وحشتی که در چشمان این کودک خردسال دیده میشود ، ایا روزی فراموشش میشود ؟ !!!

با سپاس از وبسایت ایران ب ب ب

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 23:42  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

شعر از بابک اسحاقی

من یک جوان ایرانی ام

من فرزند شبهای سیاهی ام

سیلی خورده روزهای تباهی ام

من یک جوان ایرانی ام

من کودک توپهای پلاستیکی و زمینهای خاکی ام

به دل گرفته فحش ناموس و زور سپاهی ام

من در اندیشه روز رهائی ام

من یک جوان ایرانی ام

من فرزند امام و نعره الله و اکبرم

له شده در زیر پای مبارک بسیجی ام

من برای بیضه اسلام

همیشه آماده شهادتم

مپندارید که من فرزند کورشم

و یا از تبار رستم و تهمینه ام

من از قبیله سینه زنان حسینی ام

من زاده انقلاب ننگین خمینی ام

من چهره غمگین هر ایرانی ام

من از جهنم جمهوری اسلامی ام

آری من یک جوان ایرانی ام

سیه چادری کشیده اند بر سرم

میهن ویرانه ام آویزه تنم

لبم بسته از بیم جلادان

به گوشه ای نشسته ، خسته از زمانه ام

پناه من دود سیاه است و گرد سپید

تباه کرده عمر خود در این میانه ام

بدانید مردم که من

جوان بی فردای ایرانی ام

آه .... ای مردم دنیا

من یک جوان ایرانی ام

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 23:31  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

  

برای حمایت از NITV لطفا با شماره تلفن و فکس زیر تماس بگیرید:

Tel : 001 (818) 776 - 0899

Fax: 001 (818) 776 - 9899


آدرس پستی NITV برای فرستادن کمک های مردمی:

Zia Atabay 19528 Ventura Blvd

Suite 577 Tarzana Ca 91356 USA

آدرس ایمیل NITV:

nitvusa@gmail.com

فرکانس NITV در ماهواره Galaxy 25 برای آمریکا و کانادا:

(Satellite: Galaxy 25(TelStar 5
FREQ: 12115
SR: 22445
POL: VER
FEC:3/4

  

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 18:21  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

دکتر موسوی زاده

آقای بنیامین وینتال روز جمعه 23 نوامبر 2007 مقاله افشاگرانه ای در باره رابطه شرکتهای آلمانی با رژیم ایران در مورد تهیه مواد و تجهیزات هسته ای برای پروژه اتمی جمهوری اسلامی منتشر کرده است. در بخشی از این مقاله، آقای وینتال به نقل از دکتر موسوی زاده، مسئول حزب سبزهای ایران در آلمان، گوشه هایی از فعالیتهای سفارت رژیم ایران و آخوند زاده بستی سفیر ملاها در برلین و همچنین فعالیتهای عوامل و دیپلمات تروریستهای رژیم در آلمان و اروپا را برملا می کند. به گزیده هایی از این مقاله افشاگرانه توجه نمایید. متن ترجمه کامل این مقاله بزودی منتشر می شود.

برلین- در اوایل سال 2005 پلیس گمرک آلمان به تعدادی از شرکتهای آلمانی در ارتباط با روابط مخفیانه با "ورو"، شرکت پوششی که مرکزش در برلین بود و بطور غیر قانونی تکنولوژی هسته ای و تجهیزات را به ایران صادر می کرد، یورش برد. 50 شرکت آلمانی در این عملیات قاچاچ دست داشتند که از طریق محمل یک راکتور اتمی واقع در شهر "روستف" در روسیه مواد و تجهیزات هسته ای را به بوشهر، شهری در جنوب ایران انتقال می دادند.

"ورو" که اکنون غیر قانونی است، به عنوان سرپل و مجرایی برای عملیات رساندن تجهیزات برای پروژه اتمی رژیم ایران در سراسر آلمان فعال بود. دولت آلمان همکاری های تکنولوژیک هسته ای با ایران و 9 کشور دیگر منجمله اسرائیل را بدون داشتن مجوز مخصوص از دولت فدرال ممنوع کرده است. اما دولت روسیه شامل این ممنوعیت و دریافت مجوز نمی باشد. از همین رو، شرکتهای مهندسی آلمان به آسانی این ممنوعیت را از طریق مقصد روسیه که در میان این 10 کشور برای کنترل صادارت نیست، دور می زنند.

هارتسویگ مولر، رئیس سرویس اطلاعات داخلی در ایالت راین وستفالیا در مقاله ای در هفته نامه "دی سایت"در اواخر اوت به این موضوع اشاره می کند.

کمپانی های آلمانی از رابطه تجاری خوب میان آلمان و ایران کاملا سوء استفاده می کنند. رد پای هسته ای میان آلمان و ایران ابتدا از کمپانی معظم زیمنس شروع شد که در ضمن یکی از بزرگترین شرکت کنندگان در احداث نیروگاه بوشهر بود. جنگ سرد باعث شد که مدلهای متفاوتی از نیروگاههای هسته ای بین کشورهای غربی و روسیه بوجود آید. قطع روابط تکنولوژیک بین شرق و غرب عامل تفاوتهای تکنولوژیک زیادی شد. موارد تکنیکی نیروگاه بوشهر که با تکنولوژی آلمانی آغاز شده بود اکنون می تواند به این سوال پاسخ دهد که چرا ایرانیان شدیدا به دنبال دستیابی به تجهیزات آلمانی هستند.

شهر "پستدام" در مرز لهستان مرکز مبادلات تجهیزات برای بوشهر است. عملیات (در این شهر) شامل شبکه های وسیعی از شرکتها و واسطه هاست که در این تجارت غیر قانونی شرکت دارند. در اواسط 2006 و سپتامبر 2007 درجه بالای حساسیتها در تحقیققات، چندین مامور سفارت آمریکا را به ملاقات "کریستف لنگ" بازرس عمومی مسئول پرونده قاچاق کشاند. در حالی که سفارت آمریکا این ملاقات را تایید نمی کند، بازرس پتسدامی گزارشات مطبوعات را در مورد بوشهر تایید کرد. "لنگ" در مورد جرمهای اقتصادی و جرمهای جنایی سطح بالا تحقیق می کند. او می گوید آنچه که وی کشف کرده است تنها نوک کوه یخ است. منظور او مبادلات بازار سیاه تکنولوژی هسته ای برای ایران است. او اشاره می کند که در این معامله 50 شرکت آلمانی در انتقال ماشینها و قطعات به بوشهر دست داشتند که در آن مبلغ 150 میلیون دلار رد و بدل شد. باقی 650 میلیون دلار در معامله 800 میلیون دلاری روسی جایی به ثبت نرسیده است. لنگ می گوید که روسها می توانند سیمان و استیل تهیه کنند اما تکنولوژی برتر را باید از آلمان بخرند.

هفته نامه معتبر اشپیگل در تاریخ سپتامبر 2004 در یک مطلب اتفاقی گزارشی در مورد "هلموت ر" یک تاجر 53 ساله آلمانی که به عنوان یک واسطه برای پروژه اتمی ایرانی ها کار می کرد، منتشر کرد. بنا بر گفته دفتر دادستانی فدرال، این تاجر طراحی انتقال "تله مانوپولیتور" که از آن برای سوزاندن برخی مواد به لحاظ ایمنی استفاده می شود، را به عهده داشته است. 24 دستگاه مربوطه هرگز به ایران نرسید و در اواخر ژوئن یک شخص ناشناس یک بمب قلابی را در جلوی در خانه هلموت گذاشت و به او اخطار کرد که کار برای ایرانیها را متوقف کند. اشپیگل نوشت که ماموران امنیتی آلمان معتقدند که موساد در پشت این عمل قرار داشته است.

دکتر "ماتیاس کونتسل" یک محقق سیاسی که تحقیقات وسیعی در مورد روابط ایران و آلمان دارد و کتابی نیز با عنوان "جهاد و تنفر از یهودیان: اسلامیسم، نازیسم و ریشه های 11 سپتامبر (نشر تلوس)" به رشته تحریر درآورده است می گوید که روابط نظامی و امنیتی میان ایران و آلمان یک سنت دیرینه است. او می گوید که در اوایل سال 1990نزدیکی عمیقی میان ایران و آلمان وجود داشت که طی آن افراد امنیتی ایرانی در ایالات مونیخ و باواریا تعلیم و آموزش می دیدند و این رابطه تاکنون زیاد هم تغییر نکرده است. رابطه صمیمانه میان رژیم ایران و آلمان یکی از دلایل نگرانی مسئول حزب سبزهای ایران که اکنون در تبعید است، می باشد. دکتر کاظم موسوی زاده بحث و جدل جدیدی را در این مورد دامن زده است و بسیار تند و تیز سیاست مماشات آلمانی ها را با ملاها مورد انتقاد قرار می دهد. دکتر موسوی زاده به هاآرتس گفت که سفیر ایران در آلمان، محمد مهدی آخوند زاده بستی مسئول هماهنگ کننده مبادله مخفیانه مواد هسته ای و لجستیکی از اروپا به ایران برای پروژه هسته ای ملاهاست.

سابقه جنایی بستی این موضوع را که تاکنون نادیده گرفته شده برای وسایل ارتباط جمعی جالب می کند: یک شبکه وسیع و عظیم عوامل اطلاعاتی رژیم ایران با هدف خاموش کردن مخالفان ایرانی در آلمان و همچنین انتقال سخت افزارها نظامی و تکنولوژی هسته ای مشغول بکار است.

موسوی زاده می گوید که "160 دیپلمات برای سفیر بستی در برلین کار می کنند و 650 ایرانی دیگر برای دولت اسلامی در سراسر آلمان مشغول به فعالیت هستند. اینها دیپلماتهای معمولی نیستند، بلکه مامورانی هستند که در رابطه با مسائل نظامی و پروژه اتمی مشغول بکارند." یک منبع نیروی انتظامی تایید کرد که شبکه ماموران اطلاعاتی ایرانی افراد محتاج و ضعیف النفس را مورد بهره برداری قرار می دهند.

موسوی زاده می گوید: "پروژه هسته ای برای محمود احمد نژاد یک موضوع حیاتی بشمار می رود."

نویسنده یک ژورنالیست آمریکای ساکن برلین است که برای مطبوعات اسرائیلی و آلمانی گزارش تهیه می کند.


لازم به ذکر است : دکتر ، موسوی زاده روز پنجشنبه 29 نوامبر 2007 ساعت 21 به وقت اروپای مرکزی
در تالار گفتگوی ایران ب ب ب در پالتالک سخنرانی میکنند ، از علاقمندان دعوت میکنیم در این برنامه شرکت کنند، جهت اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید.
https://iranbbb.org/talare_goftegoo.php

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 18:10  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

سربازان وطن:ابوالفضل عابدینی خبرنگار خوزستانی بشدت شکنجه شده و آسیب دیده است

 

وبلاگ سربازان وطن

شنبه سوم آذرماه فردا ساعت 30/ 11 دقیقه، دومین وقت رسیدگی به پرونده قطور گرآوری شده علیه ابوالفضل عابدینی در شعبه سوم دادگاه انقلاب اهوازاز سوی ریاست شعبه قاضی محمودی تعیین شده است.

در حالی که اکنون بیش از ده روز از بازداشت عابدینی می گذرد، خبرها از بازجویی از وی در شرایط بسیار سخت روحی و جسمی حکایت دارد و با توجه به وقت رسیدگی دادگاه، احتمال دارد فردا عابدینی را از سیاهچال اطلاعات به شعبه سوم انتقال داده و در یک نمایش کمیک دادگرانه، بدون اجازه دفاع به عابدینی، با وکیلی تسخیری و هماهنگ با منویات اطلاعات، وی را به حبس طولانی مدت محکوم و خیال پریشان خود را از این پرونده جنجالی راحت نمایند و ندای صادقانه و روشنگرانه عابدینی را تا مدت ها محبوس و خاموش گردانند.

اگر فردا جلسه دادگاه تشکیل شود، به احتمال فراوان این سناریو اجرا می شود، واگر دادگاه برگزار نشود با توجه به فرصت به وجود آمده، امید به تاثیر بیشتر بر روند پرونده عابدینی دور از انتظار نیست.

از سوی دیگر بعلت محبوبیت فراوان این خبرنگار شرافتمند و فعال حقوق مدنی در میان مردم خوزستان و شهر اهواز و رامهرمز همچنین حمایتهای بی مهابای وی از حقوق کارگران در هفت تپه و کارگران پتروشیمی و صنایع نفت زمزمه های یک حمایت فرا گیر از ابولفضل عابیدنی و دو تن دیگر از همبندانش کسری علاسوند و منصور مهرابی ِ در خوزستان شنیده میشود.

آخرین گزارش حاکی از آن است که کارگران نیشکر هفت تپه و کاغذ پارس و نیشکر کارون شوشتر که همچنان با عوامل اطلاعات و دادگاه انقلاب درگیر میباشند قصد دارند همزمان با تاریخ برگزاری دادگاه ابوالفضل عابدینی دست به یک اعتصاب همگانی در روز شنبه سوم آذر ماه بزنند.

ابوالفضل عابدینی بشدت زیر شکنجه آسیب دیده و در روز دوم بازداشت وی حتی در اثر ضرب و شتم عوامل وزارت اطلاعات برای چندین ساعت به کما رفته بود و به همین دلیل نیز رژیم اجازه ملاقات به بستگان وی نمیدهد.


سربازان وطن:فراخوان فوری برای نجات خبرنگار مستقل خوزستانی آقای ابوالفضل عابدینی و کسری الله سوند

سربازان وطن

هم میهنان و ياران گرامي

دادنامه اي براي حمايت ازخبرنگار خوزستانی آقای ابوالفضل عابدینی آماده گرديده سپاسگذارخواهیم شد اگرآن را امضا کنید. برای امضا لطفا به پيوند (لینک) زيرمراجعه فرمایید. فقط یکبار امضا کنید و نیاز به پرداخت هیچگونه وجهی نمی باشد.


http://www.ipetitions.com/petition/incrad/index.html

 
 

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از خانوادۀ آقای عابدینی روز سه شنبه 22 آبان 1386 در حدود ساعت 10:00 صبح مامورین وزارت اطلاعات با آقای عابدینی تلفنی تماس گرفتند و از او خواستد که به یکی از خیابانهای اطراف محل کارش که (هفته نامۀ بهار)است برای پارهای توضیحات بیایند آقای عابدینی وقتی که مسافت کوتاهی از محل کارش فاصله گرفته بود با مامورین وزارت اطلاعات روبرو گشت و مامورین وزارت اطلاعات با ضرب وشتم او را دستگیر و به نقطۀ نامعلومی انتقال دادند. یکی از دوستان و همکارانش به نام آقای کسری علاسون برای پیگیری وضعیت ابوالفضل به ستاد خبری اهواز مراجعه کردند و خواستار آگاه شدن از وضعیت ایشان بودند . مامورین ستاد خبری که بخشی از وزارت اطلاعات است آقای علاسوند را هم دستکیر و به نقطۀ نامعلومی منتقل کردند. دستگیری آقای عابدینی در زمانی است که در ایران این هفته را به عنوان مطبوعات نامگذاری شده است .

پیگیری خانوادۀ آقای عابدینی از دیروز تا به حال نتیجه بخش نبوده.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، دستگیری آقای عابدینی و کسری الله سوند را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری و
خبرنگاری جهان خواستار دخالت برای آزادی فوری ایشان است .
 
http://www.ipetitions.com/petition/incrad/index.html
+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 1:13  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  |