تبليغاتX

وبلاگ هوادارن تلویزیون ملی ایران (NITV)
*** نخستین تلویزیون۲۴ساعته ایرانی در سراسر جهان - مدیریت : جناب آقای ضیا آتابای ***

برای دیدن این ویدئو کلیپ لطفا بر روی لینک زیر کلیک کنید:

http://sarbazevatan.multiply.com/video/item/170

با سپاس از وبلاگ سرباز وطن

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 20:15  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

خبرگزاری حکومتی ایسکانیوز: "مرحله دوم طرح دستگیری اراذل و اوباش از صبح امروز با اجرای عملیات گسترده پلیس تهران در منطقه حصار کرج آغاز شد. از ساعات اول امروز مأموران انتظامی استان تهران و فرمانده انتظامی کرج در منطقه حصار همراه با مأموران یگان ویژه پلیس و پلیس امنیت و اطلاعات استان تهران به سرپرستی فرمانده انتظامی کرج با حضور در این منطقه نسبت به دستگیری گسترده اراذل و اوباش در این منطقه اقدام کردند."

[22.jpg] 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 1:44  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

  

 

برای اطلاعات بیشتر و دیدن کامل تصاویر و فیلم ها از پخش شبنامه های حمایت جوانان مبارز داخل ایران از شاهزاده رضا پهلوی لطفا بر روی لینک زیر کلیک کنید:

WWW.PARCHAMDARAZADI.TK

  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 1:5  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

برای دیدن این فیلم لطفا بر روی لینک زیر کلیک کنید:

http://www.youtube.com/watch?v=UNYFDc4icVY

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 11:29  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

  




NITV از طریق یکی از فرکانس های ماهواره گالکسی 25 برای آمریکا و کانادا بر روی ایر رفت.در حال حاضر NITV به صورت تست می باشد و طبق گفته آقای ضیا آتابای حدودا از 1 دسامبر پخش آزمایشی برنامه های NITV در ماهواره گالکسی 25 برای آمریکا و کانادا شروع می شود.

مشخصات دریافت:

(Satellite: Galaxy 25(TelStar 5
FREQ: 12115
SR: 22445
POL: VER
FEC:3/4

با سپاس از وبلاگ ISN

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 13:47  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

گزارش تصویری از طرح سرکوب اجتماعی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 7:3  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 7:1  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

  

***  NITV COMING VERY SOON Galaxy 25&TelStar 5 ***

 *** NITV COMING VERY SOON Galaxy 25 &TelStar 5 ***

*** NITV COMING VERY SOON Galaxy 25 &TelStar 5 ***

NITVUSA@GMAIL.COM

هموطنان گرامی از طریق این ایمیل می توانید با جناب آقای ضیا آتابای گرامی در ارتباط باشید.این ایمیل در برنامه Power Of One در تلویزیون کانال یک اعلام شده است.

 

( تصویر از آرشیو وبلاگ ISN )
برنامه Power Of One جناب آقای ضیا آتابای گرامی هر دوشنبه ساعت 11:30 صبح به وقت غرب آمریکا - ساعت 
۱۰:۰۰ شب به وقت ایران و هر چهارشنبه ساعت 7:00 شب به وقت غرب آمریکا - ساعت 8:30 صبح به وقت ایران از طریق تلویزیون کانال یک پخش می گردد.لطفا ساعت پخش برنامه Power Of One جناب آقای ضیا آتابای را به دوستان و بستگان خود اطلاع دهید.
 
برای حمایت از NITV لطفا با شماره تلفن و فکس زیر تماس بگیرید:
 

Tel : 001 (818) 776 - 0899

Fax: 001 (818) 776 - 9899

آدرس پستی NITV:

Zia Atabay 19528 Ventura Blvd

Suite 577 Tarzana Ca 91356 USA

به امید راه اندازی دوباره NITV

  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 0:17  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران ب ب ب

صبج امروز یک فروند هواپیمای نیروی هوایی آمریکا ، با پرواز در آسمان خرمشهر یک خط طولی ممتد سفید رنگ ( ناشی از پس سوز هواپیما) به جا گذاشت.

به گزارش سایت حکومتی جهان از خوزستان، آسمان خرمشهر بار دیگر مورد تعرض هواپیماهای نظامی آمریکا قرار گرفت.
ساعت 7 و 12 دقيقه صبح امروز يك فروند هواپيماي نظامي آمريكايي از طريق مرزهاي هوايي عراق وارد حريم هوايي خرمشهر شد و براي دقايقي در آسمان اين شهر مرزي به پرواز در آمد.
این گزراش می افزاید: از صبح امروز چندین فروند هواپیمای آمریکایی نيز در آسمان مرز ايران و عراق در خرمشهر مشاهده شده اند.
اين در حالي است كه پيش از اين نيز چندين بار هواپيماها و بالن‌هاي جاسوسي آمريكايي از آسمان عراق بر فراز اين شهر ديده شدند ، اما هر بار اين مسئله از سوي مسئولان اين منطقه تكذيب شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 20:41  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران ب ب ب

ژنرال ريک لينچ، از فرماندهان نظامی آمريکا در عراق، روز يکشنبه ۱۱ نوامبر اعلام کرد که سلاح «ایرانی» همچنان برای نیروهایش در عراق مشکل ساز است.

ژنرال لينچ که فرمانده بخش جنوبی بغداد و استان های شيعه نشين بابل، کربلا ، نجف و واسيط را بر عهده دارد، گفت که جنگجويان القاعده در حال از دست دادن پشتيبانی محلی در عراق هستند و هزاران نفر از شورشيان سابق عراقی هم اکنون با نظاميان آمريکايی برای ريشه کن کردن نيروهای القاعده همکاری می کنند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، ژنرال لينچ به خبرنگاران گفت:«القاعده حمايت مردم محلی را از دست داده است.»
آقای لينج افزود: ۱۶ هزار نفر از ۲۶ هزار نفر از اعضای «شهروندان نگران» توسط ارتش آمريکا استخدام شده اند تا از پل ها، پاسگاه های مراقبت و ديگر امکان مهم در محل اقامت خود مراقبت کنند.

«شهروندان نگران» در واقع واژه ای است که ارتش آمريکا در مورد شورشيان سابق به کار می برد که در حال حاضر با ارتش آمريکا همکاری می کنند.

اين نظامی بلندپايه آمريکايی افزود: اگرچه القاعده در حال از دست دادن پايگاه های خود است ولی سلاح های «ساخت ايران» همچنان برای سربازان آمریکایی مشکل آفرين است.

وی گفت: حملاتی که بوسيله بمب هايی که قابليت نفوذ در خودروهای آمريکايی دارند و از سوی گروه های ايرانی در اختيار شورشيان قرار د اده می شود، کاهش يافته است.

ژنرال لينچ گفت:«نيروهای وی مهمات زيادی که ساخت ايران است يافته اند.»

برخی از مقامات آمريکايی ايران را متهم کرده اند که مهمات در اختيار شورشيان قرار می دهد. اتهامی که ايران همواره رد کرده و هدف اين کشور را ثبات در عراق دانسته است.

رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا نيز اخيرا اعلام کرد که دولت ايران به مقامات عراقی قول داده تا از ورود سلاح ايرانی به عراق جلوگيری کند.

ژنرال لينچ در اين مورد گفت: «من نمی دانم تعهد ايران چه بوده ولی مهمات بيشتری که ساخت اين کشور است در عراق يافت می شود.»

رادیو فردا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 20:39  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

تحليل ديلي تايمز از آمادگي نظامي آمريکا ،‏‏رابرت برنز ‏

مقامات وزارت دفاع ايالات متحده از آماده شدن طرح هاي حمله به ايران خبر دادند که جزييات آنها مرتباً به ‏روز مي شوند. اين طرح ها با توجه به بحران فزاينده هسته اي ايران آماده شده اند، هر چند به نظر مي رسد ‏هيچ حمله قريب الوقوعي در پيش نيست. ‏

مدت زيادي است نيروهاي نظامي و دريايي ايالات متحده در جنگ هاي عراق و افغانستان تحت فشار بوده ‏اند. اما اگر رييس جمهورآمريکا تصميم به دفاع از هم پيمانان خود دربرابر دخالت هاي ايران بگيرد و يا ‏دستورحمله به مراکز هسته اي ايران را صادر کند، نيروي هوايي و دريايي آمريکا توان لازم براي انجام اين ‏کار را خواهد داشت. ‏

از جمله هدف هاي مهم براي اين حملات مي توان از تاسيسات هسته اي مانند مرکز سانتريفوژ نطنز، سايت ‏هاي موشک انداز بالستيک، تاسيسات سپاه پاسداران و نيز قواي دريايي ايران، براي جلوگيري از بسته شدن ‏تنگه هرمز و توقف جريان حياتي انتقال نفت خليج فارس، را نام برد.‏

نيروهاي دريايي آمريکا مجهز به هواپيماهايِ با قابليت حمل 60 جنگجو هستند و جنگنده هاي آنها قادر به ‏شرکت در عمليات بمباران هوايي اند. حدود ‏‎2200‎‏ سرباز نيروي دريايي هم بر روي کشتي هاي مستقردر ‏منطقه خليج فارس براي شرکت در هرگونه حمله احتمالي حضور دارند. نظاميان نيروي هوايي هم در نقاط ‏مختلف خليج فارس در عراق و مرکز عملياتي قطر مستقرند و مجهز به هواپيماهاي جنگي هستند.‏

معذالک، قدرت آتش ايالات متحده در منطقه در اين اواخر تقويت نشده است. هرچند يک ناو آمريکايي ديگر ‏هم اوايل سال به خليج فارس اعزام شد، اما به دستور رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا، مجداد" منطقه را ‏ترک کرده است.‏

صحبت از حمله آمريکا به ايران در طول سال گذشته، خصوصاً در قالب اظهارات تند و تيزي از سوي کاخ ‏سفيد، چندين بار به ميان آمده است. براي مثال، ديک چني روز 21 اکتبر گفت ايالات متحده "به ايران اجازه ‏نمي دهد که سلاح هسته اي داشته باشد" و اينکه اگر ايران مسير خود را در اين جهت ادامه دهد با "عواقب ‏جدي" آن روبرو خواهد شد. اما از طرف ديگر، گيتس بر روي تحرکات ديپلماتيک تاکيد مي کند.‏

بوش هم در 17 اکتبر گفت پيگيري اهداف هسته اي از سوي ايران به "جنگ جهاني سوم" منجر خواهد شد. با ‏اين حال، جرج بوش روز چهارشنبه در کنفرانس خبري مشترک خود با نيکلاس سارکوزي، رييس جمهور ‏فرانسه، از اقدام نظامي سخني به ميان نياورد.‏

بوش گفت: "ايده يک ايران مجهز به سلاح هسته اي خطرناک است. به همين دليل ما بايد الان به کمک هم ‏يک راه حل ديپلماتيک براي اين مشکل پيدا کنيم." او اضافه کرد سارکوزي هم با راه حل صلح جويانه موافق ‏است.‏

معمولا نيروي نظامي رسمي ايران در منطقه را به عنوان يک قدرت محدود در نظر مي گيرند. معذالک، ‏آنتوني کوردزمن از مرکز مطالعات استراتژيک و بين المللي معتقد است که نگاه کردن به جمهوري اسلامي ‏به چشم يک قدرت ضعيف نظامي، اشتباه است.‏

او اوايل امسال در مقاله اي نوشت: "توان ايران در يک رويارويي آشکار، بيشتر از نوع تدافعي است تا ‏تهاجمي، اما ايران نشان داده که قابليت فراواني براي ايستادگي در برابر فشارهاي خارجي و هرگونه تهاجمي ‏را دارد."‏

کوردزمن تخمين مي زند ارتش ايران عملاً حدود ‏‎350‎‏ هزار نيرو در اختيار دارد.‏
در حال حاضر عده محدودي از فرماندهان نظامي ايالات متحده به اقدام تهاجمي عليه ايران يا انجام تمهيدات ‏لازم براي آن توصيه مي کنند. گيتس بارها تاکيد کرده که هرچند گزينه نظامي هنوز روي ميز است، اما تمام ‏توجه بر روي اقدامات ديپلماتيک و تحريم هاي اقتصادي معطوف است. ‏

او اواخر اکتبر درباره هرگونه طرحي براي حمله نظامي گفت: "من اين امور را جزء کارهاي روزمره به ‏حساب مي آورم." پيشنهاد تحريم هاي جديد در 25 اکتبرهم بيانگر در نظر گرفتن اين طرح ها به عنوان ‏اقدامي احتمالي است و نه اصلي.‏

طرح هاي مخفي همراه باجداول زماني، تعداد نيروهاي مورد نياز و سناريوهاي مختلف، مبناي برنامه هايي ‏است که روسا و کارکنان در درازمدت براي تهيه آنها کار مي کنند تا در مواقع لزوم با دستور رييس جمهور ‏آمريکا عليه دشمنان پيش بيني شده به کار گرفته شوند. اين طرح ها مي تواند مانند اشغال کامل بغداد در ‏مارس 2003 باشد و يا طرح هايي شامل عمليات محدود نظامي را در بر گيرد.‏

اقدامات نظامي محدود، گزينه ديگر پيش روي واشنگتن است. اين اقدام شامل استفاده از کماندوهاي عملياتي ‏ويژه نظير نيروهاي دلتا فورس در برابر تاسيسات کليدي هسته است.‏

آدميراال ويليام فالون شخصي است که مسول طراحي اقدام نظامي عليه ايران و اجراي آن با دستور بوش ‏است. او براي کاهش تنش ها تلاش مي کند و در مصاحبه خود در ماه سپتامبر گفت: "در صحبت از جنگ ‏زياده روي مي شود."‏

فالون در مصاحبه با شبکه الجزيره گفته بود: "اين مارش جنگ مرا نگران مي کند. چيزي که نه کمک کننده ‏است و نه مفيد." او در سفر اخير خود به منطقه، به هم پيمانان آمريکا اطمينان داده بود که ايران آن قدر که ‏خود را نشان مي دهد قوي نيست. او گفته بود: "اين حکم شامل مسايل نظامي، اقتصادي و سياسي آنها هم مي ‏شود." ‏

فرمانده قبلي ايالات متحده، ژنرال جان ابيزيد، در ماه سپتامبر گفته بود که آغاز يک جنگ عليه ايران اشتباه ‏است. او به انجام تلاش هاي بسيار براي بازداشتن ايران از تلاش در بدست آوردن جنگ افزار هسته اي ‏عقيده دارد اما مي گويد با شکست اين تلاش ها "راه هايي وجود دارد که بتوان کنار ايران هسته اي زندگي ‏کرد. "او اضافه کرد که معتقد است "مي توان سران ايران را در صورت لزوم، از فکر استفاده از سلاح هسته ‏اي بازداشت."‏

افزايش احتمال اقدام نظامي ايالات متحده عليه ايران سوالات بسياري را برانگيخته است. اولين سوال اين است ‏که آمريکا تا چه حد از شبکه تاسيسات هسته اي ايران مطلع است. ضمناً مراکز اعلام شده و مخفي نگه داشته ‏شده تا چه حد قابل تخريب بوده و برنامه هسته اي آنها را تا چه حد نابود مي کند.‏

مساله ناشناخته ديگر مربوط به ميزان توان ايران در انجام اقدامات تلافي جويانه نظير حملات تروريستي عليه ‏اهداف ايالات متحده مي شود.‏

کارشناسان غير نظامي که برنامه هسته اي ايران را مورد مطالعه قرار داده اند نسبت به اقدام نظامي آمريکا ‏ترديد دارند.‏

جفري لويس، مدير پروژه استراتژي هسته اي در سازمان آمريکاي نوين – يک گروه رسمي غير حزبي – ‏مي گويد: " شانس حمله کم نيست اما احتمال انجام آن زياد نيست."‏

منبع: ديلي تايمز – 8 نوامبر ‏


روز

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 20:38  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران ب ب ب

سایت حکومتی ايسنا:فرمانده انتظامى استان همدان از خودكشى 17 معتاد طى دو هفته‌ گذشته در اين استان خبر داد.

سردار على روستايى با بيان اين كه معتادان راه براى نجات دارند و آن، ترك اعتياد است و ديگرى ترك محل و يا خودكشي، خاطرنشان كرد: از اين تعداد، 13 تن مرد و 4 تن ديگر زن هستند كه 10 تن آنها، خود را حقل‌آويز كرده‌ و 7 تن نيز با سم خودكشى كرده‌اند.

وى همچنين از افزايش كشف آمپول‌هاى مخدر در استان همدان خبر داد و گفت: در هشت ماه نخست سال جاري، 45 هزار و 800 عدد آمپول مخدر كشف شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 20:35  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران ب ب ب

خبرگزاري حکومتی فارس: فرماندار بروجرد اظهار داشت: پس از گفت‌وگو با تجمع كنندگان در ساعت 2 بامداد، تحصن در مسجد‌النبي بروجرد پايان يافت و در حال حاضر، اوضاع بروجرد آرام است.

سایت حکومتی فارس:محمدعلي توحيدي معاون استاندار لرستان در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در بروجرد تصريح كرد: متاسفانه بر اثر حادثه ديشب بروجرد 80 نفر مجروح شدند كه عمدتاً سرپايي مداوا گرديدند.
وي اظهار داشت: با تلاش‌هاي نيروهاي امنيتي شهرستان بروجرد تلاش شد تا از افزايش التهاب و تنش جلوگيري شود و در همين راستا نيز 180 نفر دستگير و تحويل مراجع قضايي شدند.
فرماندار بروجرد در پايان با اشاره به درخواست متحصنين مبني بر تخريب خانقاه و خروج فرقه‌هاي دراويش گنابادي از منطقه گفت: بخشي از خانقاه تخريب شده و كليه افراد خاطي دستگير شده‌اند.
يادآور مي‌شود، طرفداران يكي از فرقه‌هاي صوفيه بروجرد، عصر ديروز با حمله به مسجدالنبي اين شهر چند نمازگزار را مصدوم كردند.
طرفداران يكي از فرقه‌هاي صوفيه اين شهر كه از اقدامات فرهنگي در مسجد النبي بروجرد ناراضي بودند، اين مسجد را سنگباران كردند كه با واكنش مردم و تحصن اعتراض آميز روبرو شدند و به دنبال آن درگيري‌هاي پراكنده‌اي ميان طرفداران فرقه صوفيه و مردم روي داد و با مداخله نيروهاي انتظامي خادثه پيش از ظهر امروز پايان يافت.

___________________
رادیو فردا :تشنج در بروجرد بدنبال درگيری دروايش و بسيجی ها.


بدنبال درگيری ميان دراويش گنابادی و افرادی که گفته می شود وابسته به بسيج يکی از مساجد شهر بروجرد بوده اند دهها نفر زخمی شده و تعداد نامعلومی نيز بازداشت شدند.

خبرگزاری های وابسته به جمهوری اسلامی گزارش داده اند که درگيری ها به اين دليل رخ داد، که هواداران يکی از فرقه های صوفيان، شنبه شب به مسجد النبی در بروجرد حمله کردند.

به نوشته همين خبرگزاری ها، اين حمله و درگيری به زخمی شدن چند تن از نمازگزاران و گروگان گرفتن شش نفر از بسيجيان شهر انجاميد و در پی آن برخی از شهروندان بروجردی تحصنی اعتراض آميز انجام دادند.

اما مصطفی آزمايش، نماينده دراويش گنابادی در خارج از ايران در گفت و گو با راديو فردا، خبر حمله به مسجدالنبی را رد می کند و می گويد: گروهی از بسيجيان بروجرد از قبل برای حمله به حسينيه درويش ها آماده شده بودند.

سايت های خبری وابسته به دراويش نيز در اين زمينه گزارش کرده اند که «روز شنبه، ۱۹ آبان ماه، مقارن ساعت هشت شب، عده ای اخلالگر حسينيه دراويش گنابادی در بروجرد را به محاصره در آوردند که نيروهای انتظامی با اطلاع دراويش و به درخواست آنان در صحنه حاضر شدند و ظاهراَ از تهاجم اين افراد به حسينيه جلوگيری نمودند.»

اين گزارش ها می افزايد: «در اين فاصله دراويش به تمامی مسئولين مربوطه اين موضوع را اطلاع داده اند، اما متاسفانه در ساعت ۱۲ شب نيروهای انتظامی منطقه را ترک نموده و مهاجمين به حسينيه حمله می نمايند و بعد از سه ساعت درگيری و پرتاب گاز اشک آور از سوی آنان، حسينيه را به تصرف در آورده، به آتش کشيده و با بولدوزر تخريب و با خاک يکسان می نمايند.»

دراويش گنابادی اعلام کرده اند که «تاکنون بيش از۵۰۰ نفر از دراويش توسط نيروهای نظامی بازداشت و زندانی شده اند. تعداد ۱۰۰ نفر از آنان نيز مجروح و به بيمارستان منتقل که حال برخی از آنها وخيم گزارش شده است.»

در همین حال معاون استاندار لرستان و فرماندار بروجرد نيز به خبرگزاری مهر گفته است که « حادثه بروجرد ۸۰ نفر مجروح در پی داشت که عمدتا سرپايی بودند.»

محمد علی توحيدی با اشاره به اينکه ۱۸۰ نفر در اين درگيری ها دستگير شده اند تاييد کرد که بخشی از خانقاه مربوط به دراويش تخريب شده است.

در بهمن ماه سال ۸۴ نیز در جريان تخريب حسينيه شريعت در قم توسط شهرداری که با همراهی نيروهای امنيتی صورت گرفت، بسياری از دروايش گنابادی که به اين اقدام معترض بودند بازداشت شدند و برای ۵۴ نفر از آنها در دادگاه پرونده ای تحت عنوان اخلال در نظم عمومی تشکيل شد.

در جريان رسيدگی به اين پرونده ها احکامی از جمله زندان و ۷۴ ضربه شلاق برای دروايش متهم صادر شد و آنها موظف شدند تا به مدت دو سال خود را به اداره اطلاعات معرفی کنند.

در زمان رسيدگی قضايی به اين موضوع، دو نفر از وکلای دراويش نيز به پنج سال محروميت از شغل وکالت محکوم شدند.

______________________
آخرین اخبار بروجرد :حمله به حسینیه دراویش در بروجرد و جنگ تن به تن

نیمه شب گذشته اتفاق افتاد


----- حمله به حسینیه دراویش در بروجرد و جنگ تن به تن -----
حسينيه دراويش گنابادي در بروجرد پس از حمله عوامل گروه فشار به دستور شوراي تأمين
شهرستان بروجرد همانند حسينيه شريعت به آتش كشيده شد و سپس با بولدوزرهاي حكومتي
تخريب گرديد.

سرانجام حسینیه دراویش گنابادی در بروجرد پس از مدت ها فشار و تحریکات مخالفان ، با کنار کشیدن نیروی انتظامی و آزاد گذاشتن مهاجمین و پس از تقریبا دو ساعت و نیمه درگیری در داخل حسینیه ( به شرحی پست های قبلی )، تصرف شد .
بین ساعت ۲/۳۰ تا ۲/۴۵ بامداد ارتباط تلفنی ما با داخل حسینیه قطع شد و سرانجام در حدود ساعت ۳ بامداد خبردار شدیم که حسینیه تصرف شده است . طبق اطلاع عده ای از دراویش دستگیر و عده موفق به فرار شده اند .
فعلا از کیفیت حادثه اطلاعی در دست نداریم .
طبق آخرین اخبار رسیده اشغالگران در نخستین ساعات پس از تصرف، حسینیه را با بولدوزر تخریب کردند.
تعداد 250 نفر از فقرا در كلانتري 11 بروجرد بازداشت شده‌اند و 50 نفر از فقرا زخمي شده‌اند.
تعداد فقرای بازداشت شده 700 میباشد که توسط یگان ویژه ساعت 11 صبح امروز به خرم آباد منتقل شدند.

آخرین اخبار بروجرد

ساختمان حسینیه بروجرد توسط بولدوزر تخیب گردید.
تعداد 250 نفر از فقرا در كلانتري 11 بروجرد بازداشت شده‌اند و 50 نفر از فقرا زخمي شده‌اند.
ماموران اطلاعات طی یک جستجوی خانه به خانه به منزل فقرای بروجرد مراجعه و اقدام به بازداشت فقرا مینمایند.این کار از نخستین ساعات پس از تصرف حسینیه و از منازل نزدیک به حسینیه شروع گردید.
ماموران اطلاعات کار تفتیش موبایل ها را شروع کرده اند و در پی بدست آوردن آدرس فقرا میباشند.





ساختمان حسینیه بروجرد توسط بولدوزر تخیب گردید.
تعداد 250 نفر از فقرا در كلانتري 11 بروجرد بازداشت شده‌اند و 50 نفر از فقرا زخمي شده‌اند.
ماموران اطلاعات طی یک جستجوی خانه به خانه به منزل فقرای بروجرد مراجعه و اقدام به بازداشت فقرا مینمایند.این کار از نخستین ساعات پس از تصرف حسینیه و از منازل نزدیک به حسینیه شروع گردید.
ماموران اطلاعات کار تفتیش موبایل ها را شروع کرده اند و در پی بدست آوردن آدرس فقرا میباشند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 20:30  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

*** NITV COMING VERY SOON ***

 *** NITV COMING VERY SOON ***

*** NITV COMING VERY SOON ***

جناب آقای ضیا آتابای گرامی در برنامه Power Of One در تلویزیون کانال یک گفتند:تلویزیون ملی ایران ( NITV ) ظرف چند روز آینده از طریق ماهواره گالکسی 25 ( تل استار 5) برای آمریکا و کانادا بر روی ایر می رود و تا چند ماه آینده هم از طریق یک ماهواره برای اروپا و ایران بر روی ایر می رود.

منتظر اعلام شدن فرکانس NITV در ماهواره گالکسی ۲۵ ( تل استار ۵ ) باشید!

با سپاس فراوان از جناب آقای شهرام همایون گرامی

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 15:16  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران ب ب ب

زمين لرزه اي به بزرگي ‌‌٢/٤ در مقياس امواج دروني زمين، بعد از ظهر پنج‌شنبه حوالي «چالانچولان» در استان لرستان را لرزاند.


به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، شبكه هاي لرزه‌نگاري وابسته به مركز لرزه‌نگاري كشوري موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران در ساعت ‌١٣ و ‌‌١٠ دقيقه و ‌‌٣٩ ثانيه روز پنج‌شنبه ‌‌١٧ آبان‌ ماه رخداد اين زلزله را ثبت كردند.


مختصات كانون اين زلزله، ‌‌٥٤/٣٣ درجه عرض شمالي و ‌‌٩١/٤٨ درجه طول شرقي گزارش شده است.


در ساعت ‌١٣ و ‌‌١٥ دقيقه و ‌‌٤٩ ثانيه روز پنج‌شنبه نيز زمين‌لرزه ديگري به بزرگي ‌٧/٣ در مقياس امواج دروني زمين، حوالي «زاغه» در استان لرستان را لرزاند.


مختصات كانون اين زلزله، ‌‌٥١/٣٣ درجه عرض شمالي و ‌‌٨٥/٤٨ درجه طول شرقي گزارش شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 20:15  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران ب ب ب

روزنامه جروسلام پست گزارش داد که یک نماینده اسرائیل در مجمع عمومی اینترپول گفته که برای 4 نفر ایرانی و یک نفر لبنانی بنام اعماد مغنیه پیگرد قانونی صادر شد و افراد ایرانی شامل : فلاحیان، احمد وحیدی،محسن رضائی، احمد رضا اصغری.
________________
فلاحيان و رضايی در فهرست افراد تحت تعقيب بین المللی

رادیو فردا:
مجمع عمومی پليس بين الملل در مراکش روز چهارشنبه هفتم نوامبر با دو سوم آرا علی فلاحيان، وزير اطلاعات در دولت اکبر هاشمی رفسنجانی، محسن رضايی، فرمانده اسبق سپاه پاسداران، سه ايرانی دیگر و يک لبنانی را به اتهام مشارکت در بمبگذاری مرکز همياری يهوديان، آميا، در فهرست افراد «تحت تعقيب» خود قرار داد.

ايران در جريان هفتاد و ششمين مجمع عمومی پليس بين الملل در مراکش، به شدت در تلاش بود تا از ورود نام پنج ايرانی و يک لبنانی به فهرست«تحت تعقيب» اينترپل جلوگيری کند اما اين تلاش نتيجه نداد و مجمع عمومی با اکثريت آرا، ۷۸ رای موافق، ۱۴ رای مخالف و ۲۶ غايب، صدور «اخطار قرمز» برای اين شش نفر را تصويب کرد.

علاو ه بر علی فلاحیان و محسن رضایی برای احمد وحيدی، فرمانده پيشين نيروی قدس سپاه پاسداران، محسن ربانی، رايزن فرهنگی پيشين سفارت ايران در آرژانتين و احمدرضا اصغری، دبير سوم اين سفارتخانه اخطار قرمز صادر می شود.

انفجار در مرکز همياری يهوديان، آميا، در بوينس آيرس، پايتخت آرژانتين، در ژوييه ۱۹۹۴ ميلادی، منجر به کشته شدن ۸۵ نفر و زخمی شدن بيش از ۳۰۰ نفر شد.

«اخطار قرمز» حکم جلب بين المللی نيست، اما پليس بين الملل از ۱۸۶ کشور عضو در خواست خواهد کرد تا در صورت مشاهده اين افراد، آنها را بازداشت کرده و احتمالا به کشور درخواست کننده تحويل دهند. اخطار قرمز، بالاترين و مهمترين اخطاریه ای است که اينترپل برای دستگيری افراد صادر می کند.

مقامات قضايی آرژانتين می‌گويند که مرکز فرهنگی يهوديان توسط يک بمبگذار انتحاری، که يک کاميون حامل مواد منفجره را جلوی اين ساختمان منفجر کرد، مورد حمله قرار گرفت.

«رودولفو کانی کبا کورال» قاضی پرونده بمبگذاری در«آميا» سال گذشته جمهوری اسلامی ايران را به مشارکت در اين بمب گذاری متهم کرده و برای شماری از مقام های ايران از جمله ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام ، حکم بازداشت بين المللی صادر کرده بود.

جمهوری اسلامی با رد اين اتهامات و در واکنش به اقدام مقام های قضايی آرژانتين، برای قاضی کورال و ديگر مسوولان رسيدگی به اين پرونده، حکم بازداشت صادر کرده است.

با رای مثبت مجمع عمومی، اخطار قرمز ازطرف پليس بين الملل و به درخواست دولت آرژانتين برای محسن رضايی، رييس سابق سپاه پاسداران، علی فلاحيان، وزير اطلاعات سابق ايران، محسن ربانی، احمد رضا اصغری،و احمد وحيدی صادر خواهد شد.

اينتر پل همچنين برای «عماد مغنيه» ، عضو حزب الله لبنان، نيز اين اخطار را صادر خواهد کرد.

هيئت مديره پليس بين الملل، اينتر پل، در اسفند ماه سال گذشته در جريان بررسی درخواست آرژانتين برای صدور اخطار قرمز برای نه مقام مقام ايرانی تصميم گيری در اين باره را به مجمع عمومی جاری موکول کرده بود.

همچنين هيئت مديره پليس بين المللی سه نفر از فهرست نه نفره مورد در خواست آرژانتين را حذف کرده و اين فهرست را به پنج نفر تقليل داد.

سه مظنون حذف شده از فهرست نه نفر در خواست شده عبارتند از اکبر هاشمی رفسنجانی، علی اکبر ولايتی و هادی سليمان پور که در سال ۱۹۹۴ ميلادی به ترتيب رياست جمهوری، وزارت امور خارجه و سفارت ايران در آرژانتين را عهده دار بودند.

هادی سليمانپور درسال ۲۰۰۲ و در حالی که در لندن مشغول تحصيل بود، دستگير و پس از مدتی از زندان آزاد شد. وی سفير ايران در آرژانتين در زمان وقوع انفجار آميا بود.


اصل خبر در لینک زیر
http://www.jpost.com/servlet/Satellite?cid=1192380759695&pagename=JPost%2FJPArticle%2FShowFull

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 20:14  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران ب ب ب

روزنامه تایمز چاپ لندن در شماره روز پنجشنبه، 8 نوامبر، گزارشی را به افزایش احتمال حمله اسرائیل به ایران پس از سخنرانی اخیر محمود احمدی نژاد اختصاص داده است.
این گزارش با عنوان "آمریکا نگران حمله اسرائیل به ایران در پی جدیدترین ادعای هسته ای است" چاپ شده و در آن آمده است که ادعای روز گذشته محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، در مورد راه اندازی سه هزار دستگاه سانتریفوژ، جهان را تکان داد و این نگرانی را پدید آورد که ممکن است اسرائیل با بمباران تاسیسات هسته ای جمهوری اسلامی نسبت به این تحول جدید واکنش نشان دهد.

به نوشته تایمز، منابع نظامی آمریکایی راه اندازی این تعداد سانتریفوژ را "نقطه بحرانی" دانسته و گفته اند که ممکن است باعث چکانده شدن ماشه حمله هوایی اسرائیل شود.

این روزنامه می افزاید که وزارت دفاع آمریکا مایل به دست زدن به اقدام نظامی علیه ایران نیست اما مقامات آمریکایی گفته اند که واکنش اسرائیل "موضوعی متفاوت" است و در میان جنجال جهانی بر سر اظهارات آقای احمدی نژاد، گروهی از نمایندگان پارلمان بریتانیا هم که قرار بود از تاسیسات هسته ای ایران دیدن کنند از این سفر چشم پوشی کرده اند.


تایمز می نویسد که حتی قبل از اظهارات اخیر محمود احمدی نژاد هم یک مقام وزارت دفاع آمریکا به این روزنامه گفته بود که زمانی که ایران بتواند حدود سه هزار دستگاه سانتریفوژ را راه اندازی کند، ممکن است اسرائیل دست به کار شود و کارشناسان آمریکایی می گویند که این تعداد سانتریفوژ می تواند در طول یک سال مقدار اورانیوم لازم برای ساخت یک عدد بمب اتمی را تولید کند.

تایمز اظهارات اخیر اهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل را یادآوری می کند که گفته بود "مذاکره هرگز موشک ها را متوقف نکرده، نمی کند و نخواهد کرد.

سوابق نگران کننده اسرائیل

این روزنامه می نویسد که مقاصد اسرائیل نسبت به ایران از آن جهت نگران کننده تر است که اخیرا هواپیماهای نظامی اسرائیل به تاسیساتی در سوریه که ظن فعالیت هسته ای در آن می رفت حمله کردند همانطور که در سال 1981 نیز رآکتور اتمی عراق را بمباران کردند و این در حالی است که محمود احمدی نژاد خواستار محو اسرائیل از نقشه جهان شده و در نتیجه، اسرائیلیان ایران را بزرگترین تهدید نسبت به امنیت خود می دانند.

تایمز به نقل از افرایم اینبار، کارشناس مرکز مطالعات استراتژیک بگین-سادات در تل آویو، می نویسد که رقم سه هزار سانتریفوژ نشانه توانایی دشمن اصلی اسرائیل برای دستیابی به مقدار اورانیوم لازم جهت ساخت یک کلاهک اتمی است و اگر جامعه جهانی اسرائیل را به حال خود رها کند، بعید نیست که این کشور خود دست به کار شود.


این کارشناس اسرائیلی با اشاره به راه اندازی سه هزار سانتریفوژ در ایران افزوده است که "به نظر من، ما آماده چنین اقدامی می شویم. برای اسرائیل این نقطه حساس فنی است."

تایمز می نویسد که دولت ایران در نظر دارد تعداد سانتریفوژهای مستقر در تاسیسات نطنز را به پنجاه و چهار دستگاه افزایش دهد که به معنی توانایی تولید اورانیوم در مقیاس صنعتی است.

این روزنامه سخنان روز چهارشنبه محمود احمدی نژاد را نقل می کند که گفته بود تحریم های سازمان ملل مانع از ادامه غنی سازی اورانیوم نشده و می افزاید که گرچه وی قبلا نیز چند بار از نصب سه هزار سانتریفوژ خبر داده بود، اما روز چهارشنبه برای نخستین بار اعلام داشت که تمامی این سانتریفوژها عملیاتی شده است.

تایمز می نویسد که آژانس بین المللی انرژی اتمی اخیرا گفته بود که تعداد سانتریفوژهای ایران به حدود دو هزار دستگاه می رسد و ششصد و پنجاه دستگاه دیگر نیز تحت آزمایش است و روز گذشته سخنگوی آژانس گفت که هفته آینده گزارشی در مورد برنامه های هسته ای ایران منتشر خواهد کرد و تا آن زمان از اظهار نظر در این مورد خودداری خواهد ورزید.

لغو سفر چند نماینده مجلس عوام به تهران

این روزنامه می افزاید که قرار است خاویر سولانا، سرپرست روابط خارجی اتحادیه اروپا نیز به زودی در مورد موضوع آمادگی ایران برای توقف غنی سازی اورانیوم در برابر دریافت مشوق های سیاسی و تجاری گزارشی را تهیه کند.

در مورد برنامه سفر چند نماینده پارلمان بریتانیا به ایران، تایمز می نویسد که دست کم پنج عضو کمیته روابط خارجی مجلس عوام از سفر به ایران خودداری کرده و گفته اند که دولت ایران از این سفر بهره برداری تبلیغاتی خواهد کرد اما در حال حاضر، هنوز هشت نماینده دیگر مجلس از سه حزب اصلی همچنان در نظر دارند برای یک دیدار چهار روزه به ایران سفر کنند.

این روزنامه یادآور می شود که قرار است هیات پارلمانی بریتانیا روز یکشنبه عازم تهران شود و این نخستین دیدار از این نوع از زمان بازداشت پانزده عضو نیروی دریایی بریتانیا در ایران در ماه مارس است در حالیکه آن حادثه همراه با شواهدی از حمایت جمهوری اسلامی از شورشیان در افغانستان و عراق و طرح اتهام تلاش برای ساختن بمب اتمی روابط آن کشور با بریتانیا را تیره کرده است.

ارکی ایلسلی، نماینده مجلس عوام از حزب حاکم کارگر که از سفر به ایران صرفنظر کرده، به تایمز گفته است که میل ندارد تصویر او در کنار تاسیسات اتمی ایران در سرتاسر جهان پخش شود.

در خاتمه گزارش تایمز آمده است که سازمان های اطلاعاتی تحقیقات درباره دانشجویان ایرانی متقاضی تحصیل در دوره های فوق لیسانس در رشته های حساس علمی در بریتانیا را آغاز کرده اند با این هدف که از دستیابی آنان به مهارت های مرتبط با صنایع تولید جنگ افزارهای کشتار جمعی جلوگیری کنند.

به نوشته تایمز، در سال جاری به شصت دانسجوی ایرانی پذیرش دانشگاهی داده نشده است.


آیت الله بی بی سی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 20:13  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران ب ب ب

وزرای سازمان کشورهای صادر کننده نفت "اپک" اعلام کردند که این سازمان در رشد بی سابقه بهای نفت مقصر نیست.

اما اکثر کارشناسان معتقدند که کمبود طلای سیاه در بازار و رساندن نفت به میزان 100 دلار به ازای هر بشکه جریان سرمایه گذاری دربازار منابع انرژی احیا شده را تقویت می کند.

11 سپتامبر سال جاری کشورهای اپک توافق نمودند که از اول نوامبر سال جاری سهمیه تولید نفت را 500 هزار بشکه در روز افزایش دهند. این در حالیست که عربستان سعودی پیشنهاد دهنده اصلی این مسئله بود و کشورهای ایران و ونزوئلا تا لحظه آخر با این پیشنهاد موافقت نکردند.

اپک در هر حال دعوت آمریکا و دیگر کشورهای را برای افزایش تولید نفت نادیده گرفت. نمایندگان اپک معتقدند که رشد بهای نفت به خاطر رشد جریان سرمایه های سودجویانه است که با کاهش ارزش دلار همگون شده است. بعلاوه وخامت اوضاع در منطقه خلیج فارس، قصد ترکیه برای عملیات فرامرزی در شمال عراق، کاهش تولید نفت در خلیج مکزیک و ادامه ملی شدن کمپانی های نفتی ونزوئلا از دیگر عوامل آن است.

اپک اصرار دارد که بازار نیاز به افزایش سهمیه نفت ندارد. نمایندگان کشورهای عضو اپک اعلام کردند که این مسئله در سومین اجلاس اپک که قرار است 5 دسامبر در ابوظبی برگزار شود، بررسی نخواهد شد.

مسکو، 17 آبان، خبرگزاری «نووستی»

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 20:10  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

*** قابل توجه عزیزانی که رسیورهایشان قدیمی هست و صدا و تصویر تلویزیون کانال یک را در ماهواره هاتبرد ندارند***
 
 
 

هموطنان گرامی که صدا و تصویر تلویزیون کانال یک را ندارند لطفا یکبار تلویزیون کانال یک را از رسیورتان حذف کنید و بعد دوباره فرکانس تلویزیون کانال یک در ماهواره هاتبرد را سرچ کنید صد در صد تلویزیون کانال یک را با صدا و تصویر دریافت خواهید کرد.لطفا این موضوع را به اطلاع دیگر عزیزانی که صدا و تصویر تلویزیون کانال یک را ندارند برسانید تا مشکل صدا و تصویرشان رفع شود.با سپاس


Satellite: Hotbird 8
FREQ: 11785
SR: 27500
POL: HOR
FEC:3/4
Channel Name: ChannelOne
Video PID:1760
Audio PID: 1720
PCR PID: 1760
 
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 21:3  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

  

NITVUSA@GMAIL.COM

هموطنان گرامی از طریق این ایمیل می توانید با جناب آقای ضیا آتابای گرامی در ارتباط باشید.این ایمیل در برنامه Power Of One در تلویزیون کانال یک اعلام شده است.

 

( تصویر از آرشیو وبلاگ ISN )
برنامه Power Of One جناب آقای ضیا آتابای گرامی هر دوشنبه ساعت 11:30 صبح به وقت غرب آمریکا - ساعت 
۱۰:۰۰ شب به وقت ایران و هر چهارشنبه ساعت 7:00 شب به وقت غرب آمریکا - ساعت 8:30 صبح به وقت ایران از طریق تلویزیون کانال یک پخش می گردد.لطفا ساعت پخش برنامه Power Of One جناب آقای ضیا آتابای را به دوستان و بستگان خود اطلاع دهید.
 
برای حمایت از برنامه Power Of One لطفا با شماره تلفن و فکس زیر تماس بگیرید:
 

Tel : 001 (818) 776 - 0899

Fax: 001 (818) 776 - 9899

به امید راه اندازی دوباره NITV

  

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 20:19  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

 

ایران ب ب ب

سایت حکومتی ايسنا:قضات شعبه‌ى 71 دادگاه كيفرى استان تهران صبح امروز پسر و دخترى را كه متهم هستند پدرخوانده دختر را به لحاظ مخالفت با ازدواج‌شان به قتل رسانده‌اند، به قصاص محكوم كردند.

طبق كيفرخواست صادره در اين پرونده ليدا و محمدصابر متهم به قتل عمدى پدرخوانده‌ى ليدا هستند.

طبق محتويات پرونده اين دو متهم قصد ازدواج داشتند اما پدر و مادرخوانده‌ى ليدا با اين ازدواج مخالفت مي‌كردند. به همين منظور محمدصابر با تهيه‌ى 900 قرص روانگردان آن را در اختيار ليدا قرار داده تا به مرور زمان اين قرص‌ها را به منظور رسيدن به اهداف‌شان به والدينش بدهد.

ليدا اين قرص‌ها را به همراه غذا به خورد پدر و مادرخوانده‌اش داده بود كه پدرخوانده‌اش در اثر مصرف اين قرص‌ها فوت كرده اما مادرخوانده‌اش جان سالم به در مي‌برد.

قضات شعبه‌ى 71 دادگاه كيفرى استان تهران پس از انجام شور، متهمان اين پرونده را به اتهام مشاركت در قتل به قصاص محكوم كردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 20:8  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

 

روزنامه حکومتی ایران: پدر يك محكوم به مرگ ساعاتى پس از نااميدى از دريافت رضايت اولياى دم براى نجات فرزندش جان باخت.

صبح شنبه در جلسه صلح و سازشى كه در شعبه اجراى احكام دادسراى جنايى تهران برگزار شد، پدر يك پسر اعدامى - شهريار - هنگامى كه خود را در مقابل پدر مقتول ديد به دست و پايش افتاد و با خواهش و التماس براى چندمين بار از او تقاضاى بخشش كرد.

محمدرضا - مرد سالخورده - مى گفت: «پسرم اشتباه كرده به خاطر خدا او را ببخشيد و...» با اين وجود در حالى كه التماس هاى پدر محكوم به مرگ همچنان بى اثر بود مادر مقتول گفت: پسرم گناهى نداشت. او در بغل من جان داد. به همين خاطر از قصاص قاتل فرزندم نمى گذرم.

پس از ساعت ها تلاش مسئولان واحد صلح و سازش براى دريافت رضايت از خانواده مقتول، سرانجام جلسه بدون نتيجه پايان يافت و طرفين پرونده، جلسه را ترك كردند. اما ساعتى بعد قاضى اجراى احكام از طريق تماس تلفنى دريافت، محمدرضا - پدر پسر اعدامى - ساعاتى پس از خروج از دادسراى جنايى تهران دچار ايست قلبى شده و پس از انتقال به بيمارستان جان باخته است.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 20:4  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

 

خبرنامه امیرکبیر: امروز، یکشنبه ۱۳ آبان، بیش از ۲۰۰ نفر از دانشجویان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در اعتراض به ادامه بازداشت ۳ دانشجوی در بند پلی تکنیک مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری، و همچنین بازداشت آرمان صداقتی، بهنام سپهرمند و مازیار سمیعی تجمع اعتراض آمیز و تریبون آزادی را برگزار کردند.

در ابتدای این مراسم، فرید هاشمی، از دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران، طی سخنانی گفت: «ما اینجا جمع شده ایم تا صدای اعتراض خود را نسبت به محدود کردن آزادی های آکادمیک، بازداشت سه اهورایی در بند پلی تکنیک و سه دانشجوی بازداشت شده در دانشگاه علامه به گوش مسئولین برسانیم. این تریبون آزاد برای نشان دادن این است که داشگاه هنوز زنده است و تا ما زنده ایم مستبدین از دست ما آسایش نخواهند داشت. ما اینجا جمع شده ایم تا صدای فریاد ما را دوباره بشنوند. این اولین تجمع در دانشگاه تهران است و تا آزادی دانشجویان ادامه خواهد داشت.»

سپس مجید دری، عضو انجمن اسلامی دانشگاه علامه، به سخنرانی پرداخت. وی در سخنرانی خود خاطرنشان کرد: «شاهد بودیم که در دانشگاه تهران به دانشجویان اجازه پرسیدن سوالات خود از احمدی نزاد را ندادند. چندی پیش در دانشگاه علامه دانشجویان بازداشت شدند و امروز در دانشگاه تهران شاهد تجمع دیگری هستیم که این نشان دهنده اتحاد و انسجام دانشجویان است. ما در دانشگاه علامه جهت ملغی کردن احکام انضباطی و آزادی دانشجویان جمع شده بودیم که باز هم ۴ دانشجوی دیگر بازداشت شده اند. آن ها بدانند که ما خسته نیستیم بلکه کسانی که هر روز دانشجویان را تهدید می کنند، از دست دانشجویان خسته شده اند.»

در این قسمت مراسم، سرود ای ایران توسط دانشجویان معترض خوانده شد و در ادامه فرناز معیریان، از دانشجویان دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طی سخنانی گفت: «رفتاری که در دانشگاه علامه با دانشجویان شد از جمله کشیدن گونی بر سر دانشجویان و ضرب و شتم آنان با هیچ اراذل و اوباشی صورت نگرفته است. اگر امروز ما ساکت بنشینیم به جایی می رسیم که دانشجو بودن جرم خواهد شد.» بسیج دانشکده مدیریت به قصد بر هم زدن این مراسم از پشت بلندگو اقدام به اعلام برنامه ۱۳ آبان کرد که با اعتراض دانشجویان روبه رو شد.

البر زاهدی، از فعالین دانشجویی دانشگاه تهران و عضو انجمن دموکراسی خواه این دانشگاه، در حالی که به اعمال محدودیت ها و فشارهای وارده بر فعالین دانشجویی و روشنفکران جامعه معترض بود، خواستار ایستادگی بیش از پیش دانشجویان تا ازادی همکلاسی هاشان و لغو این محدودیت ها شد.

در ادامه برنامه یکی از دانشجویان دانشکده مدیریت ضمن قرائت بیانیه شورای صنفی این دانشگاه اعلام نمود که شورای صنفی پیگیر وضعیت بهنام سپهرمند خواهد بود. همچنین مجری تریبون اعلام کرد کلاس های ساعت ۱۳:۳۰ در اعتراض به بازداشت دانشجویان تعطیل است. دانشجویان حاضر در این تجمع با سر دادن شعار «همکلاسی زندانه کلاس فایده نداره» و «دانشگاه پادگان تعطیل باید گردد» با این تصمیم شورای صنفی همراهی کردند.

مجتبی بیات، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، ضمن انتقاد از برخوردهای صورت گرفته با دانشجویان از سوی جریان حاکم اعلام داشت: «متاسفانه امروز در دولت نهم شاهد رشد روز افزون انجمن های موازی هستیم که داعیه دار پیگیری مطالبات دانشجویی هستند. اما آن ها ثابت کرده اند که کارکردی جز حرکت در سوی اهداف جریان اقتدارگرا ندارند.» عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحیکم وحدت در ادامه از همه تشکل های مستقل دانشجویی و از اساتید دانشگاه خواستار پیگیری وضعیت دانشجویان بازداشتی شد.

در پایان این مراسم بیانیه انجمن اسلامی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران قرائت شد. در این بیانیه به ادامه بازداشت دانشجویان و شکنجه آنان در بند ۲۰۹ شدیدا اعتراض شده بود. همچنین در ادامه این بیانیه گفته شده بود که یکی از دلایل بازداشت سپهرمند عضویت او در انجمنی بود که هیچ گاه تسلیم طیف سنتی انجمن اسلامی دانشگاه تهران نشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 20:3  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران ب ب ب

به كارگران اين كارخانه گفته شده كه بايد چك و سفته هاي 2 ميليوني بدهند يا از كارخانه بروند و علي رغم شكايت كارگران اخراجي و حكم برگشت به كار انها توسط اداره كار , مدير عامل از ورود و كار اين كارگران جلوگيري ميكند , اين مديرعامل درطول سه سال كه مديريت اين كارخانه را گرفته است كارگران قراردادي را يك ماه به يك ماه به كار گرفته و از ميان انها انتخاب و بقيه را اخراج ميكند به طوري كه كارخانه اي كه 200كارگر دارد 500 كارگررا اخراج كرده است اين هم معادله اين مدير عامل است كه از روزي كه آمده 500 قرار داديي يك ماه يك ماه مي آره سر كار مثل جوجه وماشين جوجه كشي ازشون انتخاب مي كنه بقيه رو مي ريزه بيرون, او قبلا هم اين سياست رادر كارخانه هاي ديگري اجرا كرده است .



يعني در طي سه سال مستمر كارگر گرفته و از ميان آنها چند كارگر را انتخاب ميكند و بقيه را اخراج ميكند و اين كار را مستمر تكرار ميكند . به طوري كه كارخانه تا بحال 500 كارگر اخراج كرده است.



مدير عامل اين كارخانه آقاي ”عطارها” ميباشد. بنا به گزارشات رسيده از ساير كارگران كارخانه ، قرار است كه 27-28 كارگر ديگر هم آينده نزديك اخراج شوند.



كارگران اخراج شده دست كم 10 -15 سال سابقه كار در اين كارخانه را داشتند.

وبلاگ سرودآوران

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 20:2  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران ب ب ب:حمله بسيج به اعضای يک نشريه دانشجوئی در دانشگاه آزاد جنوب تهران

ایران ب ب ب

امروز دوشنبه، چند تن از اعضای بسیج دانشجویی دانشکده فنی دانشگاه آزاد- واحد تهران جنوب، با حمله به دو تن از اعضای نشریه دانشجویی "قلم"، اقدام به ضبط این نشریه نمودند.
نشریه قلم به مدیر مسئولی معصومه شریفی در شماره جدید خود با چاپ عکسهایی از احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان به احکام صادره برای این سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر اعتراض کرده بود.
گفتنی است اعضای بسیج بدون داشتن هیچ گونه حکمی، با دو تن از اعضای این نشریه که در حال فروش آن بودند، درگیر شده و برگه های این نشریه (نشریه به صورت تک برگ انتشار یافته بود) را ضبط نمودند.
این اولین بار نیست که نشریات دانشجویی در این دانشگاه مورد توقیف کمیته انضباطی و حمله بسیج دانشجویی واقع می شوند.
پیش از این نیز نشریات " شرر" و " شکن" و " سخن تازه" به دلایلی نامعلوم توقیف شده و مدیران مسئول آن مورد توبیخ قرار گرفته بودند.
لازم به ذکر است، نشریات دانشجویی در دانشگاه آزاد، در صورت نوشتن کوچکترین مطلب انتقادی مورد توقیف قرار می گیرند.
دانشگاه آزاد اسلامی پس از انقلاب، توسط علی اکبر هاشمی رفسنجانی تأسیس شد و ریاست آن در اختیارعبدالله جاسبی می باشد. دانشجویان دانشگاه آزاد با وجود پرداختن شهریه برای تحصیل خود، تحت محدودیت ها و فشارهای سنگین قرار دارند که از جمله ان می توان به محدودیت های حراست دانشگاه بر حجاب دانشجویان اشاره نمود.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 20:1  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

 

آفتاب: عضو اصلاح‌طلب شورای شهر اراک از وضعیت نان در این شهرستان انتقاد کرد.
«فریبا آباقری» در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب گفت: قاچاق آرد، کمبود سیلو، کمبود کادر نانوایی و نبود دستگاه‌های نظارتی بر عملکرد نانواها و مسئولین از مشکلات عمده است که تولید نان را در اراک با مشکل مواجه کرده است.
وی با بیان اینکه «شورای شهر در سه بخش تولید، توزیع و نظارت انتقادات بسیاری را به مسئولین شهر دارد»، گفت: در برخی مناطق، توزیع نان بسیار نامناسب است و برخی دیگر اصلا هیچ نانوایی ندارند. از سوی دیگر فرمانداری اراک هیچ نظارتی به مسایل بهداشتی ندارد.
آباقری گفت:‌ پیشنهاد ما به شهرداری این بود که نانوایی‌های صنعتی را در مقیاس زیاد تولید کند و توزیع نان سنتی نیز به گونه عادلانه شود، همچنین نان با بسته‌بندی‌های پاکیزه را در اختیار مردم قرار دهد تا از ازدحام در نانوایی‌ها کاسته شود.
وی افزود: اداره کل غله، فرمانداری، اتحادیه خبازان و مجمع امور صنفی موظفند با مطالعه و پژوهش نسبت به نان اقدام کنند تا نان با کیفیت بالا و با رعایت نکات بهداشتی تولید شود.
وی با انتقاد از عملکرد فرمانداری شهرستان اراک گفت: فرمانداری نقش نظارتی خود را انجام نمی‌دهد و نسبت به این وظیفه کوتاهی کرده است.
آباقری در خصوص مشکلات دیگر تولید نان در اراک گفت: قیمت دستمزد و بیمه کارگر، اجاره مغازه، مواد شوینده و بهداشتی افزایش یافته اما قیمت نان متناسب با این موارد بالا نرفته به همین دلیل کسی رغبت به تاسیس نانوایی ندارد.
وی با بیان اینکه «در اراک هنوز از جوش شیرین استفاده می‌شود»، گفت: شورا پیشنهاد می‌دهد که شهرداری یک نانوایی نمونه تاسیس کند و در آن انواع نان با کیفیت بالا را تولید کند تا الگوسازی شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 20:0  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

 برای امضا کردن این پتیشن مهم به وبسایت زیر مراجعه کنید و بعد در گوشه سمت راست صفحه در قسمت (عقیده شما چیست؟)بر روی گزینه موافق کلیک کنید.با سپاس


http://www.parstvpoll.com/

به انگیزه دفاع از تمامیت ارضی و حقوق نسلهای سرزمینمان ایران

ما امضا کنندگان این سند، هر نوع قراردادی که حقوق پنجاه درصدی ایران در رابطه با دریای مازندران (دریای کاسپین) [طبق قرارداد 1920 و 1940 بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی] را نقض کند نخواهیم پذیرفت

We the endorsers of this article, oppose any contract that annuls the %50 ownership of the Caspian Sea, or changing the border lines.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 20:0  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران پرس نیوز:بازجويی خیابانی از 54 هزار نفر به بهانه "بدحجابی" در گیلان

رييس پليس اطلاعات و امنيت استان گيلان گفت: در راستاي اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي درموضوع برخورد بابدحجابي، درهفت ماه گذشته به ‪ ۵۴‬ هزار و ‪۸۵۱‬ نفر بدحجاب، تذكر داده شده‌است.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، سرهنگ پاسدار يدالله حسيني افزود: از تعداد ياد شده، ‪۹/۸‬درصد دستگير، ‪ ۹/۵‬درصد با اخذ تعهد آزاد و ‪ ۳۸‬درصد پس از تشكيل پرونده به مراجع قضايي معرفي شدند.

به گفته وي در هفت ماهه نخست امسال ‪ ۱۲۴‬واحد صنفي در استان گيلان به علت عدم رعايت شئونات اسلامي پلمپ شدند.

وي افزود: از ابتداي سال تاكنون بيش‌از ده هزاربطري و قوطي مشروبات الكلي طي دو مرحله معدوم شده‌اند.

به‌گفته وي، در هفت ماه نخست سال جاري بيش از ‪ ۳۵‬هزار ليتر مشروبات الكلي دست ساز وبيش از سه‌هزار بطري و قوطي انواع مشروبات الكلي خارجي از چندين شبكه و باندهاي توزيع‌كننده در سطح استان كشف و بيش‌از ‪ ۱۴‬هزار نفر از قاچاقچيان مربوطه دستگير و به مراجع قضايي معرفي شدند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 19:59  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران پرس نیوز:کمک مالی به مدارس با طعم نداری!

خبرگزاری مهر: هنوز چند صباحی از آغاز سال تحصیلی نگذشته است که نامه های دعوت از والدین دانش آموزان برای حضور در جلسات هفتگی اولیاء و مدارس به دست بچه ها داده شده و آنان نیز ملزم هستند در این جلسات که تنها با هدف "کمک مالی به مدرسه" تشکیل می شود شرکت کنند.

به راستی گناه دانش آموزانی که محکوم به درس خواندن در مدارس مناطق محروم که اغلب در حاشیه کلانشهرها ساکن هستند، چیست که می بایست در این سن و سال، از واژه "نداری" کینه به دل بگیرند...

مدارسی که از حداقل امکانات برخوردار نبوده و همین مسئله بهانه ای است برای مسئولان این آموزشگاهها که دست نیاز به سمت والدینی دراز کنند که خود بهتر می دانند، از توانایی مالی مناسبی برای کمک به مدرسه برخوردار نیستند.

البته بهتر است بدانیم که منظور از کمبودهای مدارس مناطق محروم و حومه شهرها، نداشتن تجهیزات رایانه ای و آزمایشگاهی و... نیست. نه ! بلکه این قبیل مدارس بعضا از داشتن حتی یک نمازخانه درست و حسابی محروم هستند، چه برسد به اینکه مجهز به دیگر امکاناتی باشند که اغلب مدارس بالاشهر از آنها برخوردارند.

حالا که حدود یک ماه و نیم از آغاز سال تحصیلی 87-86 گذشته است، سیل نامه های مدیران مدارس برای دعوت از اولیاء دانش آموزان آغاز شده و از آنان درخواست می شود طی یک گردهمایی "صوری"!، به حرف ها و درد دلهای مسئولان مدرسه گوش فرا دهند و دست آخر به مدرسه کمک کنند...

اما موضوع به همین جا ختم نمی شود، زیرا مدیران برخی از همین مدارس، تنها به دادن برگه های احضار (دعوت نامه) بسنده نکرده و از خود دانش آموز می خواهند که مبلغ را به مدرسه تحویل دهند و البته باز هم این تمام قصه نیست. چرا که در یک اقدام "محیرالعقول"، مبلغ کمک های اجباری را نیز تعیین کرده و کمتر از آن را نمی پذیرند!

واقعیت امر این است که در برخی از مدارس کشور به ویژه در مناطق محروم، تعداد این دعوت نامه ها رو به افزایش است، تا جایی که والدین مجبور شوند سرانجام مبلغی را به مدرسه کمک کنند. در حالی که نمی بایست چنین اتفاقی حداقل در این قبیل مناطق رخ دهد، زیرا سطح درآمدی اغلب افرادی که در این مناطق زندگی می کنند، در حدی است که فقط می توانند امرار معاش کنند و پولی برای سایر هزینه های معمول زندگی باقی نمی ماند.

اولیاء دانش آموزان، ضمن انتقاد از چنین برخورد غیر اصولی از سوی برخی مسئولان که می بایست "تربیت" بچه های این آب و خاک را عهده دار باشند، بروز چنین مشکلاتی را به کم کاری های وزارت آموزش و پرورش نسبت می دهند.

پدر یک دانش آموز که (در یکی از دبستان های شهرستان اسلامشهر در حومه تهران) نتوانسته مبلغ مورد نظر مدرسه را تامین کند، می گوید: اگر قرار بر این است که مدرسه ها با کمک اجباری خانواده ها اداره شود، پس وظیفه دولت چیست.

مادر این دانش آموز نیز، از سرخوردگی فرزندش به جهت نبردن پول به مدرسه ، اظهار نگرانی می کند و می افزاید: وقتی دخترم تقاضا کرد مبلغ زیادی بابت کمک به مدرسه به او بدهیم ولی پدرش آن مقدار پول را نداشت که بدهد، بغض گلویم را گرفت.

از همه مهمتر اینست که مدارس دانش آموزان را واسطه این امر می‌کنند. یعنی دعوتنامه والدین را بدون پاکت در اختیار دانش آموز قرار می‌دهند تا به والدین خود برساند و دانش آموز به خوبی از محتوای دعوتنامه مطلع می‌شود.

همچنین در بسیاری موارد ( خصوصاً در مورد فروش خدمات )‌ اطلاعیه حاوی رقم مورد نظر را به دانش آموز می‌دهند و از او می‌خواهند تا مبلغ مورد نظر را از والدین گرفته و به مدرسه بیاورد.

در چنین حالتی تصور کنید حال و روز دانش آموزی را که والدینش توانایی پرداخت مبلغ مورد نظر را نداشته و به مدرسه و جمع دوستان و همکلاسی‌هایی آمده که همگی با دست پر وارد مدرسه شده اند.

زهرا محمدخانی، مشاور امور تربیتی با انتقاد از نحوه دریافت کمک های مالی از خانواده های دانش آموزان، می گوید: اصولا اگر قرار بر کمک به مدرسه است، استفاده از چنین رویه و روشهایی که دانش آموز را در امور غیر درسی دخالت می دهد، درست نیست.

وی ادامه می دهد: هیچ کدام از دانش آموزان، در یک سطح معیشتی نیستند و همین مسئله با توجه به درآمد پدران هر یک از دانش آموزان، تصویری متفاوت از میزان و مقدار پول را در اذهان بچه ها تصویر می کند.

محمد خانی می گوید: بنابراین، وقتی از دانش آموز می خواهیم برای کمک به مدرسه مبلغ معینی را با خود بیاورد، در واقع برای او تصویری از دارایی پدرش را ترسیم کرده ایم که شاید با داشته های آن خانواده همخوانی نداشته باشد و البته عکس این موضوع هم می تواند اتفاق بیفتد.

مدیر یکی از مدارس حومه تهران در پاسخ به سئوال اولیاء دانش آموزان که چرا در مصاحبه ها می گویند که اجباری در کمک به مدرسه نیست اما شما از ما می خواهید که کمک کنیم، می گوید: باور کنید چاره ای نداریم. مجبوریم که روی کمک های شما حساب کنیم. هر وقت برای دریافت پول به اداره آموزش و پرورش می رویم، می گویند اعتبار نداریم و خودتان مشکلات تان را حل کنید.

این مدیر مدرسه با قبول این واقعیت که اولیاء دانش آموزان در این قبیل مناطق، از توان مالی بالایی برای کمک به مدرسه برخوردار نیستند، می افزاید: حق الزحمه معلم بهداشت، مشاور، قرآن و... را خود مدرسه می دهد. پس مجبوریم که از شما بخواهیم هر قدر در توانتان هست، به مدرسه کمک کنید.

محمدخانی، مشاور امور تربیتی، با اشاره به اظهارات یک مقام ارشد در وزارت آموزش و پرورش (مدیرکل دفتر ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات) که گفته است "برگزاری جشن های هزینه دار مختلف به منظور جذاب تر کردن محیط مدارس تا جایی که دانش آموزان را دچار سرخوردگی و افسردگی نکند از نگاه ما مانعی ندارد"، می گوید: وقتی این صحبت ها از سوی یک مقام ارشد در این وزارتخانه زده می شود، نمی توان انتظار داشت که مدیر یک مدرسه کمک مالی هر چند ناچیز یک دانش آموز را پس نزند.

وی ادامه می دهد: البته جالب است بدانیم که این مقام مسئول در آموزش و پرورش، راهکاری برای جلوگیری از سرخوردگی دانش آموزان قشر محروم و فقیر جامعه ارائه داده و آن هم شرکت نکردن این قبیل بچه ها در چنین جشن ها و مراسم هایی است!

یادآور می شود، عباس رهی (مدیرکل دفتر ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات)، گفته بود که "والدین مستمند و ناتوان می توانند در روزهایی که جشن و مراسم این چنینی برگزار می شود، فرزندان خود را به مدارس نفرستند و یا در ساعات برگزاری این برنامه ها بچه های خود را از آن معرکه خارج کنند چون آسیبهای روحی ناشی از شرکت نکردن در این مراسم قابل گذشت نیست."

وقتی چنین طرز تفکری در نگاه یک مقام ارشد در وزارت آموزش و پرورش جاری و ساری است، چگونه می توان توقع داشت که بچه ها از درون مدرسه ها، شاد و بشاش بیرون بیایند...

« هیچ جای قانون اساسی یا قانون شوراهای آموزش و پرورش اشاره ‌ای به گرفتن شهریه از مردم نشده است. »

این جمله، پاسخ یک نماینده مجلس به این سئوال است که چرا مسئولان مدارس همچنان از والدین دانش آموزان می خواهند که به مدرسه کمک کنند...

البته هیچکس - از مردم و مسئولین - منکر اصل 30 قانون اساسی که دولت را مکلف ساخته آموزش رایگان را از ابتدایی تا متوسطه برای مردم فراهم کند، نیست. و اینکه بر اساس این اصل، آموزش و پرورش، حق گرفتن وجهی به نام شهریه از مردم را ندارد و هر کس این کار را انجام دهد، خلاف قانون عمل کرده است...

مدیر دبستان یکی از مناطق جنوب تهران می گوید: اگر بخواهیم شاهد بالا رفتن خدمات آموزشی در مدارس باشیم، با سرانه بسیار کمی که دولت پرداخت می کند اداره مدارس دشوار است.

وی می افزاید: واقعیت قضیه این است که هزینه‌ های مدارس امروز به اندازه ‌ای بالا است که با اعتبار کم، دولت هیچ مشکلی را حل نمی ‌کند. بنابراین می ‌طلبد که خود مردم نه به عنوان یک اجبار، بلکه داوطلبانه به مدارس کمک کنند و در حقیقت با این کار به فرزندان خود برای بالا رفتن کیفیت خدمات آموزشی مدرسه کمک کرده اند. طبیعتا هر اندازه کیفیت آموزش بالا رود، فرزندان خود مردم از آن بهره ‌مند خواهند شد.

بر اساس دستورالعمل صریح آموزش و پرورش، اعطای کمکهای مردمی از سوی اولیاء دانش آموزان و سایر افراد به مدارس باید کاملا داوطلبانه باشد و در مقابل دریافت این کمکها رسید صادر شود...

البته نمی توان هیچ گاه این جمله زیبای محمود فرشیدی، مقام ارشد وزارت آموزش و پرورش را از یاد برد که گفته است:" از نگاه شرعی و قانونی، دریافت کمک اجباری برای وزارت آموزش و پرورش مفهومی ندارد و با افرادی که از والدین تقاضای کمک ناخواسته دارند برخورد خواهد شد." !

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 19:58  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

  

NITVUSA@GMAIL.COM

هموطنان گرامی از طریق این ایمیل می توانید با جناب آقای ضیا آتابای گرامی در ارتباط باشید.این ایمیل در برنامه Power Of One در تلویزیون کانال یک اعلام شده است.

 

( تصویر از آرشیو وبلاگ ISN )
برنامه Power Of One جناب آقای ضیا آتابای گرامی هر دوشنبه ساعت 11:30 صبح به وقت غرب آمریکا - ساعت 
۱۰:۰۰ شب به وقت ایران و هر چهارشنبه ساعت 7:00 شب به وقت غرب آمریکا - ساعت 8:30 صبح به وقت ایران از طریق تلویزیون کانال یک پخش می گردد.لطفا ساعت پخش برنامه Power Of One جناب آقای ضیا آتابای را به دوستان و بستگان خود اطلاع دهید.
 
برای حمایت از برنامه Power Of One لطفا با شماره تلفن و فکس زیر تماس بگیرید:
 

Tel : 001 (818) 776 - 0899

Fax: 001 (818) 776 - 9899

به امید راه اندازی دوباره NITV

  

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 20:24  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران ب ب ب:از تجمع دانشجويان دانشگاه علامه حمايت و دستگيري ياران دانشجو را محكوم مي كنيم

دوستان دانشجو ,



روز سه شنبه 8آبان 1386, با برگزاري تجمع و تريبون آزاد دانشجويي از طرف انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبايي تهران در دانشكده علوم اجتماعي و ارتباطات اين دانشگاه, حدود 1000 دانشجو از دانشگاههاي تهران با شكستن در ورودي، در اين تجمع شركت داشتند.

دانشجويان با سر دادن شعارهايي از قبيل ”مرگ بر ديكتاتور”, ”محمود احمدي نژاد, عامل تبعيض و فساد” خواستار رسيدگي به محورهاي زير بودند:

بازداشت و صدور احکام سنگین برای دانشجویان، سلب حق تحصیل، پلیسی شدن فضای دانشگاه، سرکوب فزاینده تشکل های دانشجویی، اخراج اساتید، توقیف نشریات دانشجویی...

لازم به ذكر است كه نيروهاي امنيتي دانشگاه را تحت محاصره خود قرار داده بودند و هر دانشجويي كه از ساختمان اين دانشكده خارج مي شد را دستگير مي نمودند. تعدادي از دانشجويان را به شيوه بسيار غيرانساني و با كشيدن گوني بر سر آنها دستگير مي نمودند.

بنا بر گزارشات رسيده آقايان مازيار سميعي, محمد يزداني و بهنام سپهوند و آرمان صداقتي در حال حاضر تحت بازداشت به سر مي برند. گزارشات تاييد نشده اي مبني بر دستگيري و بازداشت تعداد ديگري از دانشجويان پلي تكنيك نيز وجود دارد.



انجمن دانشجويان آزاديخواه ضمن محكوم كردن هرگونه بازداشت، فشار , توقيف و تهديد و ارعاب عليه فعالان دانشجويي ,خواستار آزادي بلادرنگ و بدون قيد و شرط دانشجويان زنداني و رفع توقيف نشريات و لغو تعطيلي انجمن هاي دانشجويي ميباشد و تمامي ياران دانشجو را به هر چه گسترده تر كردن اعتراضات فرا مي خواند.

زنده باد آزادي

انجمن دانشجويان آزاديخواه


رنگ فریاد

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 18:53  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

 

ایران ب ب ب

رژیم مهفور جمهوری اسلامی 32 جوان دانشجو را که در يك مهمانی جشن فارغ التحصيلی یک دانشجو در گوهردشت كرج برگزار شده بود دستگير کرد.

به گزارش سایت حکومتی جهان ،پلیس جیره خوار رژیم منفور عزا پرست جمهوری اسلامی ،در ساعت 23 پنجشنبه گذشته، با هجوم به حریم خصوصی مردم 32 نفر جوان دانشجو را که در یک مهمانی گرد هم آمده بودند ، دستگیر کرد.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 18:50  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

برای دیدن این ویدئو کلیپ لطفا بر روی لینک زیر کلیک کنید:

http://www.sbgraff.com/khonejavanan.html

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 6:17  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

 

 

 

 

 

 

 

 ۹ آبان زادروز شاهزاده رضا پهلوی ( رضا شاه دوم ) خجسته باد  

برای دیدن ویدئو کلیپ ۹ آبان لطفا بر روی لینک زیر کلیک کنید:

آهنگ 9 آبان که توسط بانو آواز ایران بانو مهستی برای شاهزاده رضا پهلوی خوانده شده است

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 5:39  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

   

 

( تصویر از آرشیو وبلاگ ISN )
برنامه Power Of One جناب آقای ضیا آتابای گرامی هر دوشنبه ساعت 11:30 صبح به وقت غرب آمریکا - ساعت    ۱۰:۰۰ شب به وقت ایران و هر چهارشنبه ساعت 7:00 شب به وقت غرب آمریکا - ساعت 8:30 صبح به وقت ایران از طریق تلویزیون کانال یک پخش می گردد.
 
برای حمایت از برنامه Power Of One لطفا با شماره تلفن و فکس زیر تماس بگیرید:
 

Tel : 001 (818) 776 - 0899

Fax: 001 (818) 776 - 9899

   

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 22:39  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 







تصاویر از سایت حکومتی فردا
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 22:36  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

خبرنامه امیرکبیر: امروز تجمع و تریبون آزاد دانشجویی با حضور جمعیت ۱۰۰۰ نفری دانشجویان دانشگاه های تهران در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد. محورهای این تجمع که در دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات برگزار شد، بازداشت و صدور احکام سنگین برای دانشجویان، سلب حق تحصیل، پلیسی شدن فضای دانشگاه، سرکوب فزاینده تشکل های دانشجویی، اخراج اساتید، توقیف نشریات دانشجویی و… بود.

در ابتدای این مراسم یکی از دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی علامه طی سخنانی اعلام کرد: «دانشجویان دیگر دانشگاه ها پشت در ایستاده اند و با مقاومت حراست رو به رو شده اند. نیروهای حراست به دانشجویان اجازه نمی دهد که وارد دانشگاه شوند.» دانشجویان تجمع کننده پس از این سخنان به سمت درب ورودی حرکت کردند. مقاومت نیروهای حراست و تلاش دانشجویان از دو سوی در ورودی برای ورود به دانشگاه موجب شکستن درب شیشه ای دانشگاه شد و دانشجویان موفق شدند وارد دانشگاه شوند.

تجمع کنندگان در حالی که پلاکاردهایی با مضامین «دانشگاه پادگان نیست»، «پول می دهیم تا سرکوبمان کنند»، «آزادی یعنی سکوت، آزادی یعنی اوین؟!»، «تعلیق، ستاره، اخراج مثلث افتخار دانشجو» و.. با خواندن سرود یار دبستانی و ای ایران و سر دادن شعارهای «دانشجوی می میرد، ذلت نمی پذیرد»، «دانشجو دانشجو حمایتت می کنیم»، «فرمانده پادگان این آخرین هشدار است، جنبش دانشجویی آماده قیام است» به سمت محوطه دانشکده حرکت کردند و در آن جا تجمع کردند.

دانشجویان تجمع کننده به سمت درب ورودی حرکت کردند و در این حین نیروهای امنیتی که حضوری پرتعداد در دانشکده علوم اجتماعی علامه داشتند با دانشجویان تجمع کننده درگیر شدند.

تجمع دانشجویان در حالی به پایان رسید که نیروهای امنیتی دانشگاه علامه را محاصره کردند و کلیه دانشجویانی که از دانشکده علوم اجتماعی خارج می شدند را دستگیر می کردند. طبق گزاشات رسیده نزدیک به ۲۰ نفر از دانشجویان دانشگاه تهران، علامه و پلی تکنیک دستگیر شده و به مکان نامعلومی منتقل شدند. جمعی از دانشجویان بازداشت شده پس از ساعتی آزاد شدند ولی آخرین گزارش ها حاکی از آن است که همچنان تعدادی از دانشجویان در بازداشت به سر می برند.

دانشجویان دانشگاه علامه در اعتراض به دستگیری گسترده دانشجویان اقدام به تحصن در صحن دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه کرده و اعلام کرده اند تا آزادی کلیه دانشجویان بازداشت شده در کلاس های درس شرکت نخواهند کرد.

دانشجویان تجمع کننده شعار می دادند: «پینوشه، پینوشه ایران شیلی نمی شه»، «دانشجوی تعلیقی حمایتت می کنیم»، «محمود احمدی نژاد عامل تبعیض و فساد»، «مرگ بر دیکتاتور» و… . تا لحظه تنظیم این خبر جو داخل و خارج دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه به شدت متشنج گزارش می شود و دستگیری دانشجویان همچنان ادامه دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 22:31  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

برای خواندن گزارش کامل تجمع امروز دانشگاه علامه و دیدن تصاویر این تجمع لطفا بر روی لینک زیر کلیک کنید:

https://iranbbb.org/15032.htm

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 22:28  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران ب ب ب

کوروش دوم ، معروف به کوروش بزرگ یا کورش کبیر ( 559-528 پیش از میلاد ) شاه ایران ، به‌خاطر بخشندگی‌، بزرگ منشی ، بنیان گذاشتن حقوق بشر ، پایه گذاری نخستین امپراطوری چند قومیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده ها و اسرا، احترام به عقاید و مذاهب مختلف، گسترش تمدن و... شناخته شده‌است. کوروش نخستین شاه ایران و بنیان‌گذار دوره‌ی شاهنشاهی ایرانیان می باشد. واژه کوروش یعنی "خورشیدوار". کور یعنی "خورشید" و وش یعنی "مانند".
ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان ، که وی ممالک ایشان را تسخیر کرده بود ، ‌او را سرور و قانونگذار می نامیدند . یهود یان این پادشاه را به منزله ممسوح پروردگار محسوب می داشتند ،‌ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می دانستند . درباره شخصیت ذوالقرنین که در کتابهای آسمانی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده ، بسیاری از بزرگان جهان ذوالقرنین قرآن فرزند نیک سرشت خداوند را کوروش هخامنشی میدانند و نصبت دادن آن را به اسکندر ملعون کاری ابله هانه میدانند . کوروش سرسلسله هخامنشی ، داریوش بزرگ ، خشایارشا ، اسکندر مقدونی گزینه هایی هستند که جهت پیدا شدن ذوالقرنین واقعی درباره آنها تحقیقاتی صورت گرفته ، اما با توجه به اسناد و مدارک تاریخی و تطبیق آن با آیات قرآن ، تورات ، و انجیل تنها کوروش بزرگ است که موجه ترین دلایل را برای احراز این لقب دارا می باشد.
کورش کبیر:فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزای بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل بدهند.
از زبان كورش

بي‌گمان، كورش كبير برجسته‌ترين شخصيت تاريخ ايران و يكي از بزرگ‌ترين شهرياران تاريخ جهان است كه با برآمدن وي، سير تمدن خاورميانه از گونه‌اي ديگر شد. كورش به پشتوانه‌ي هوش‌مندي و دانايي خويش و خصلت‌هاي برتر قومي خود، در اندك زماني، از خاستگاهي كوچك، امپراتوري پهناوري را برآورد كه مرزهاي آن از آسيا‌ي ميانه تا شرق اروپا گسترده بود. دولتي كه او بنيان‌گذارد، ديرزماني، ‌صلح و امنيت را بر قلمرو گسترده‌‌ي خود حاكم ساخت و آزادي و مدارا و تساهل را در ميان اتباع خويش برقرار نمود؛ امري كه بدين شيوه و گستردگي، در آن برهه از تاريخ، شگرف و بي‌سابقه بود. ويژگي‌ها و روش‌هاي ممتاز و بي‌بديل مردم‌داري و كشورداري كورش كبير كه بعدها به صورت الگويي اخلاقي- سياسي، ديگر شهرياران هخامنشي نيز از آن پيروي كردند، ‌عبارت بود از: برقراري آزادي مذهبي و فرهنگي براي همه‌ي اقوام زير فرمان و به رسميت شناختن مناسك، سنت‌ها و مقررات داخلي آنان؛ سپردن اداره‌ي سياسي ملل تابعه به مقامات محلي و بومي، پرهيز از هر گونه كشتار و ويرانگري به نام خدا و دين، اهتمام به تداوم و ارتقاي فعاليت‌هاي اقتصادي و اجتماعي در ميان اقوام زيرفرمان و…
گزنفون (420 – 352 پ.م.) تاريخ‌نگار يوناني و شاگرد سقراط كه چندي در سپاه يكي از شاه‌زادگان هخامنشي خدمت مي‌كرد، از جمله شيفتگان و دوستاران منش و روش درخشان و استثنايي كورش كبير بود. وي در كتاب معروف خود به نام «كورش‌نامه» يا «پرورش كورش» زندگي‌نامه‌ي اين شهريار بزرگ را با جزييات و نكات فراواني، از نگاه خويش بازگفته است. گزنفون در اين نوشته، سخنان بسياري را از كورش نقل كرده كه هر چند در جزييات، داستان‌پردازانه مي‌نمايد، اما كليات آن، نمودار اثرگذاري و بازتاب انديشه و رفتار كورش در ميان ملل مختلف است كه بدين گونه، در سخنان نقل شده از وي، بازتابيده و به يادگار مانده است. در ادامه، نمونه‌اي از گفتارهاي منسوب به كورش در «كورش‌نامه» گزنفون، آورده مي‌شود (*):
«اگر بخواهيد دشمنان خود را خوار كنيد، به دوستان خويش نيكي نماييد.»
«بايد اين درس را نيك آموخت كه خوشي و سعادت انسان به رنج و زحمتي كه در تحصيل آن به كار برده است، بستگي و ارتباط دارد. كار و مرارت، چاشني خوش‌بختي است. برماست كه با تمام جهد و قوا، اسباب بزرگي و مردانگي را آماده و حفظ كنيم تا آسودگي خاطر كه بهترين و گرامي‌ترين نعمت‌هاست، به دست آيد و از غم و محنت‌هاي سخت، در امان باشيم.»
«به عقيده‌ي من،‌ زمام‌دار بايد بر ديگر افراد از اين جهت امتياز و برتري داشته باشد كه نه فقط از زندگي سهل و آسان روگردان، بل كه عاقبت‌انديش و با تدبير و پركار باشد.»
«آن كسي تاج سعادت را بر سر دارد كه با استعداد كافي، از راه صواب تحصيل مال كند و آن را در راه مقاصد عالي و شريف صرف نمايد.»
«جهان‌گيري كار عظيمي است اما جهان‌داري كاري بس عظيم‌تر است. به چنگ آوردن امپراتوري در اثر جسارت و جنگ‌آوري است؛ اما حفاظت آن بدون حزم و درايت و مراقبت پيوسته، محال است.»
«تاريخ، مكتبي عالي است. در آن خواهيد ديد پدراني را كه پسران‌شان آنان را دوست مي‌داشتند؛ برادراني را كه به برادران‌شان مهر مي‌ورزيدند؛ و نيز خواهيد ديد كساني را كه راه‌هاي ديگري اختيار كرده‌اند. در ميان اينان و آنان،‌ كساني را سرمشق خود قرار دهيد كه راه‌شان را خوب رفته‌اند. اگر چنين كنيد، شما عاقل‌ايد.»
https://iranbbb.org/kourosh.php

روی لینک کلیک کنید.
http://www.youtube.com/watch?v=jaXW78R5fyY

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 20:48  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

 

WWW.REZAPAHLAVI.ORG

WWW.REZAPAHLAVI.COM

WWW.REZAPAHLAVI.INFO

سخنرانی شاهزاده رضا پهلوی در مرکز مدیریت پژوهشی

برای من جای بسی خوشوقتی است که امشب در میان شما هستم. بیاد می آورم خاطرات فراموش نشدنی اولین سفرم به کشور زیبای شما، حدود ۳۲ سال پیش! بخاطر فرصتی که در اختیار من گذارده اید تا نظرات و دورنماهای فکریم را درمورد موضوعاتی که بطور جدی افکار بین المللی را بخود مشغول داشته، با شما درمیان بگذارم، سپاسگزارم. کشورمن ایران، تحت حاکمیت دیکتاتوری مذهبی، متاسفانه به سرمنشا خرافات و ترس بجای خلاقیت و امید تبدیل شده است. من با توضیح زمینه هایی که منجر به شرایط فعلی شده اند آغاز می کنم. این در ارتباط با معنی استراتژی است که من آنرا "سیاست های استیلای شیعی" می نامم.

ایران امروز و دیروز

بمن اجازه بدهید که مقدمه این طرح را با کلامی که از جایگاه والایی در قلب و روح من برخوردار است آغاز کنم: کشور من ایران.
در اینجا، مایلم یک خط روشن ترسیم کنم: ملت ایران و ایرانیان، نباید با رژیم مذهبی و اعمال آن اشتباه گرفته شوند. تمدن هزاران ساله ایران از بنیادگرایی حاکم شده زیان های بسیار دیده است. ولی کماکان زنده و مقاوم است. نیروی تمدن ایرانی، آن تزی را که رژیم اسلامی امیدوار به اجرا و اعمال آن بوده، متغیر و متحول ساخته است. درک این تفاوت، هم برای تشخیص رفتار حکومت ایران و هم برای مکانیزمی که در منطقه ارائه میدهد اساسی است.

دراواخر اوت سال جاری ارکستر سمفونی «اوزنابروک» از شمال غربی آلمان سفری به تهران کرد و قطعاتی از بتهون و باخ را در تالار رودکی به اجرا گذاشت – تالار اپرای معروف تهران. سال گذشته ارکستر سمفونی تهران در «اوزنابروک» اجرای برنامه کرده بود. این تبادل فرهنگی، رویدادی قابل توجه از بعضی جهات بود. اگرتعجب، کنجکاوی و حتی انتقاد را در برخی برانگیخت، برای من، یک دلیل آرامش بخشی برای آنچه هم اکنون اشاره کردم بود. ولی اجازه بدهید که این موضوع را کمی بشکافم.

گرچه موسیقی کلاسیک غربی مطمئنا بخشی از فرهنگ سنتی ایران نیست، ولی حقیقت بقای ارکستر سمفونی تهران و تالار رودکی از تهاجم ملایان در این سه دهه شاهد دیگری است که نیروی تاریک اندیشی، تمایل به مرگ، شهادت طلبی و خرافات، روح ملت ما را تسخیر نکرده است.

ما شواهد درخشانی از این حقیقت را در فستیوال های جهانی فیلم، مسابقات جهانی ورزشی نیز مشاهده کرده ایم. و همچنین در روحیه تسخیرناپذیر بانوان و در مبارزۀ شجاعانه جوانان. بانوان برای اعادۀ حقوقشان در مقابل تعصبی که ترجیح میدهد آنها را به سطح یک وسیله خانه تنزل دهد، قاطعانه ایستاده اند. جوانانمان به مبارزه با رژیمی برخاسته اند که توجهی به آیندۀ آنان ندارد و در عوض دلمشغول مناطق خاصی از جهان باقی است. جوانان ایرانی در مبارزۀ مستمر برای حفظ حقوق خود در جهت داشتن زندگی درخور سن و دورانی که در آن متولد شده اند، هستند. جهانی که با علم و دانش متمایز شده است، نه شهادت و عزاداری.

مردم شاید فراموش کرده اند که شعارهای انقلابی چه محتوایی داشتند. در ابتدای انقلاب اسلامی، در سایه دادگاه های فرمایشی و اعدام های جمعی، پخش هر نوع موسیقی از تمامی رسانه ها ممنوع بود. دانشگاه ها هدف پاکسازی بی رحمانه ای قرارگرفتند و بسته بودند. سیاه ترین نام ها، منفورترین شخصیت ها در حافظه ملی ما، بعنوان قهرمانان انقلاب مفتخر و مقدس شدند.

اساس فکری مراکزی که مسیر حفظ و رشد انقلاب را به دست گرفتند، همانند «جهادیست هائی» بوده اند که جهان اکنون با آن آشنا می باشد. آنها با یک هدف مشخص قدرت را تصاحب کردند که دستآوردهای گذشته ما را کاملا منهدم سازند و جامعه ایران را به سبک قرون وسطایی خود باز سازی کنند. ولی ایران سرزمینی است که در ۱۹۷۹ تاریخ و فرهنگ دیرینه و تمدن پرافتخار و بویژه بیش از نیم قرن تلاش مستمرو همه جانبۀ سازندگی را بهمراه داشت. بلی، حکومت دینی برسرملت استقرار یافته بود، ولی نمی توانست کاملا از تاثیر فرهنگ چند هزارساله بگریزد و در امان بماند. این است دلیل آنکه ایران امروز صحنه تضاد هاست و فضای حاکم بر کشور آکنده از ضدیت، درگیری و مشکلات می باشد.

پیدایش استراتژی استیلای شیعی

چگونه این پدیده به سیاست های منطقه ای و بیشتر از آن در صحنه بین المللی جهان راه گشود؟

اجازه بدهید که من یادآوری کنم که سی سال پیش ایران هنوز نیروی حفظ ثبات و امنیت در منطقه بود. ایران، تحت حاکمیت رژیم قبلی، موفق شده بود که توازنی بین اصول حسن همجواری و استراتژی درارتباط با جنگ سرد را بوجود آورد. ایران بدلایل تاریخی و «ژئو-استراتژیکی» خودش را با غرب و آمریکا یکسو نموده بود. ولی روابط با اتحاد جماهیرشوروی هم دوستانه وسازنده بود. اختلاف دیرینه با عراق برسر آبراه مشترک مرزی و همچنان مشکل دیرینه مربوط به بحرین، به دلیل اعمال سیاست های صحیح، دوستانه حل شده بود. در خلیج فارس، ایران نظارت برامنیت تجارت دریایی و حراست از شاهراه های نفتی را بعهده گرفته بود. درعُمان، ایران برای رویارویی با تجاوزات نشات گرفته از افکار تندرو و افراطی، بیدریغ و با قاطعیت به کمک سلطان آنکشور شتافته بود. بالاخره، در زمینه صنعت نفت، در کنترل کامل ملی که موجبات بهره گیری کامل از در آمد نفت را برای کشور مهیا ساخته بود، شرایطی را پدید آورده بود که شادروان پدرم، اهداف و آرزوهای والائی برای آیندۀ کشورمان مد نظر داشته باشند. در دو دهۀ قبل از ۱۹۷۵، سطح درآمد سرانه، ضمن همگامی با کره جنوبی، رشد سریع تری از ترکیه داشت. بطور مشخص در سال ۱۹۷۵، سطح درآمد سرانه در ایران بمراتب بالاتر از کره و ترکیه رسیده بود. ولی متاسفانه کار ناتمام ماند و در نتیجه علاقمندی به دستآوردهای بیشتر و سریعترَ، اشتباهاتی نیز رخ داد. اما این ایرانی بود که انقلابیون به ارث بردند. قبل از پایان دادن به سخنانم، من چند کلامی درمورد سوء مدیریت در زمینۀ اقتصاد تحت حاکمیت رژیم مذهبی بیان خواهم کرد، که امروز ملت ایران را با جدی ترین مشکلات داخلی از زمان انقلاب تا کنون مواجه ساخته است.

اینک، مایلم تاملی کوتاه بر سیاست خارجی و تصمیمات نابخردانه ای که توسط رژیم اتخاذ میشود و چگونگی اثرات آن بر دینامیک منطقه، داشته باشم. ملاحظه خواهد شد که این تصمیمات در برگیرندۀ منافع ملی نیست بلکه تامین کننده منافع «ایدئولوژی» است. اهم این تصمیمات براساس ایدئولوژی سُست بنیاد تهاجمی برعلیه آمریکا و اسرائیل است. در حقیقت، از زمان تهاجم به سفارت آمریکا در تهران و گروگان گیری در نوامبر۱۹۷۹، "ضدیت متعصبانه با آمریکا" نقطۀ عطف سیاست خارجی رژیم مذهبی بوده است.

با ادعایی نشات گرفته از تعهد به ضدیت با فرهنگ غرب، رژیم بسرعت بسوی تثبیت هویت شیعی خود بوسیلۀ تجهیز کردن سریع گروه های شیعه در عراق، لبنان، بحرین و سایر نقاط برآمده است. آنچه که بنام "هلال شیعه" شناخته شده و اخیرا معروف گردیده، اما تازگی ندارد. زیرا اولین هدف استراتژی استیلای شیعی حکومت ایران، عراق بود. وقتی خمینی بقدرت رسید، هدفش شبیه سازی انقلاب اسلامی درعراق بود. او در پی آن بود که رژیم بعثی را با یک رژیم اسلامی مشابه آنچه او در ایران پیاده کرده، جایگزین کند.

رویدادهائی که نهایتا منجر به حملۀ عراق به کشور من در سپتامبر ۱۹۸۰ شد، قابل استناد هستند؛ کافی است که گفته شود، علیرغم جانفشانی های بی نظیر ملت ایران که موفق شدند موج حمله را در ۱۹۸۲ بطرف عراق برگرداندند، خمینی پیشنهاد صلح و دریافت غرامت و افتخارات منتج از آنرا نپذیرفت. برای پافشاری برهدف بیهوده ای که بهانه و اساس این درگیری بوده است: آزاد سازی سرزمین های مقدس شیعیان و بنیان گذاری جمهوری اسلامی در عراق. شش سال افزایش جنگ و صدها هزار کشته شده و مجروحین جنگی بیشتر برای ایران. درنهایت، او به این نتیجه رسید که به هدفش دست نخواهد یافت. در خاتمه، در سخنرانی که باکراه «جام زهر را نوشید»، نقطۀ پایان به طولانی ترین و خونبارترین رویارویی قرن نهاد.

در نتیجه لجاجت سرسختانه خمینی، صدام حسین سربرآورده از هشت سال جنگ با ایران با احساس قدرت بیشتر، شاید هم میل بخود فریبی، او را برآن داشت که به قماربازندۀ کویت دست بزند. در هر صورت، حملۀ او به کویت در اوت ۱۹۹۰ بوجود آورندۀ سلسله حوادثی بود که ما را به شرایط فعلی که با آن در عراق و منطقه مواجه هستیم رسانده است.

این یک موضوع مخفی نیست که سیاست های اعمال شدۀ واشنگتن از زمان حمله به عراق در مارچ ۲۰۰۳ تناقض جدیدی را بوجود آورد. حداقل بعضی از اهداف دست نیافتنی رژیم ایران، درجنگ هشت ساله، اکنون امکان پذیرشده که در نتیجه شکست های آمریکا در عراق است. در نتیجه، هیچ کس امروزه منکر این حقیقت نیست که ایران نفوذ گسترده ای در عراق دارد و بعضی از سیاست گذاران فعلی در حکومت عراق افرادی هستند که پیشینه دراز مدت همکاری با رهبران اسلامی در تهران دارند.

پدید آوردن حزب الله، درلبنان هم ساختارمهمی بود که اکنون به "هلال شیعی" بیشتر شناخته شدۀ کنونی شکل می بخشد. برخلاف آنچه اغلب تصور میکنند، حزب الله محصول اختلاط نژادی در لبنان و بی عدالتی برعلیه اقلیت شیعه نبود. خیلی قبل از آنکه حزب الله پا بعرصه حیات بگذارد گروه شیعه دیگری زیرنظر امام موسی صدر در لبنان فعال بود. اَمَل که بعنوان یک جنبش شناخته شده بود، فقط یک سپاه سیاسی نبود. بلکه درگیر مسائل اجتماعی و طرح های جامعه به نیابت از شیعه لبنان بود.

رژیم انقلابی در ایران در جستجوی یک قائم مقام در لبنان بود و اَمَل مناسب این موقعیت نبود. نتیجتا، اوایل ۱۹۸۰، پیروان رژیم که در حوالی دمشق مشغول عملیات بودند- تصمیم گرفتند گروه جدیدی بوجود آورند که در ۱۹۸۲ درپی حمله اسرائیل به لبنان وارد عمل شد. برای جانشینی اَمَل بعنوان جنبش اصلی شیعه در لبنان، حزب الله نیازمند پول زیادی بود، برای پروژه های اجتماعیش، نگهداری و آموزش نیروهای نظامی و سایر مخارج که اخیرا محافظه کارانه نیم بیلیون دلار در سال برآورد شده است.

بانی این خیر کسی جز رژیم مذهبی در تهران نمی باشد که هم چنین قادر بوده است، پشتیبانی و کمک پنهانی سوریه را نیز داشته باشد.

سومین عنصر در ساختار استراتژی «استیلای شیعه»، پشتیبانی از عرب های افراطی غیر شیعه درگیر در جهاد، علیه اسرائیل می باشد. مجددا، جنبش اصلی فلسطین فتح به رهبری امثال یاسرعرفات و محمود عباس بعنوان سکولار و بی فایده تلقی شده اند. در طی سالیان با بررسی عناصر افراطی، رژیم اسلامی امروزه به پذیرش و حمایت از حماس و جهاد اسلامی رو آورده است.

نهایتا، برای رسیدن به «رویای عظمت دینی»، رژیم مذهبی مبادرت به برنامه پنهانی تسلیحات اتمی نموده، بی توجه به تعهداتش به معاهدۀ عدم غنی سازی و هم چنین منافع و امنیت ملت ایران. اکنون کاملا مشخص شده که بغیر از آنکه برای دهه ها به این پنهان کاری ادامه داده اند، مسئولین اسلامی حتی مخفیانه برای خرید سانتریفیوژ و طرح تسلیحاتی به بازار سیاه روی آورده اند و با کمک افرادی تحت عنوان مقاطعه کاران اتمی، بمانند عبدالقدیرخان، که اکنون تحت نظر خانگی در پاکستان است، به پیشرفت های قابل توجه دست یافته اند. زمانی که در سال ۲۰۰۳ میزان پیشرفت برنامه اتمی رژیم برملا شد، پاسخ رژیم، ارائه چهرۀ بی گناهی بود که توسط آمریکا و دیگران مورد ستم قرار می گیرد، آنهایی که می خواهند مانع شوند "ایران به حق انکارناپذیرخود برای تحقیقات اتمی جهت اهداف صلح آمیز" برسد.

درحالی که این حق در لوای پیمان عدم غنی سازی شناخته شده، ولی اجرای آن هرگز بدون شروط نبوده است. در حقیقت، مادۀ ۴ قرارداد «ان-پی-تی» تصریح میکند که این حق قابل اجراست، بشرط رعایت دو موضوع اصلی پیمان: بنام های، عدم تولید و عدم تحصیل تسلیحات اتمی.

امروز، جامعه بین المللی نگرانی جدی خود را بدلیل شواهدی که بیانگر رسیدن رژیم مذهبی به مرحله تهیه تسلیحات اتمی است که تضمین کنندۀ حکمرانی خونین اش در داخل ایران و تحکیم استیلای منطقه ای اش است، ابراز می دارد.

تظاهر تزویرآمیز رژیم ایران در مورد نیاز به سوخت اتمی مستقل، تضاد کامل با بستگی ایران به منابع انرژی هیدروکربن دارد. رژیم حاکم برایران بتازگی مبادرت به اجرای نمایش مفتضح واردات بنزین و کمک به هزینه سوبسید کرده است. تقریبا ۳۰ سال تحت لوای مذهبیون، ایران - میان تمام نقاط- ۴۰ درصد بنزین تصفیه شدۀ مصرفی روزانه خود را وارد میکند. در زمانی که کشور آنچنان وابسته به میزان بالایی از واردات بنزین برای نیاز روز به روز است، این خنده آوراست که ناظر موعظۀ سران رژیم در مورد نیاز کشور به عدم وابستگی در مدار انرژی اتمی – مخصوصا زمانی که حتی یک رآکتور هنوزفعال نشده باشد.

این حالت شترمرغ مآبانه فقط احمق ها را فریب می دهد.

جمهوری اسلامی و سیاست استیلای شیعه

اینک مایلم به مرکز سیاست منطقه ای برگردم و ملاحظه شود که رژیم مذهبی چگونه از سرمایه هایی که کسب کرده استفاده می کند.
از آنچه من هم اکنون ترسیم کردم می توان متوجه شد که رژیم مذهبی از دو جنبۀ "قدرت ملایم" – مانند بنیادگرایی و نفوذ بر گروه های شیعه در منطقه – و هم زمان "قدرت سخت" از طریق هزینه های سنگین تجهیزات نظامی که البته شامل برنامه بسیارگرانقیمت تسلیحات اتمی میشود، استفاده می کند و با دخالت های شرورانه خود، در حادثه آفرینی های خارج مرزی در مکان هایی مانند عراق، لبنان و افغانستان موضوع بحث های زیادی در ماه های گذشته بوده است.

بعلاوه، از طریق اعلام اخیر حذف کشور اسرائیل و انکار صریح هولوکاست، رژیم مذهبی قاطعانه خود را بعنوان ریش سفید "جبهه آشتی ناپذیر" تثبیت کرده است. سوریه نه تنها تقریبا هم پیمان است، بلکه محصول ایدئولوژی رژیم، یعنی حزب الله، به این ادعا، باور دارد.

قابل ذکراست که این فعالیت «تحریک آمیز» حاکمان بر ایران در میان بخش بزرگی از اعراب و مسلمانان محروم در سراسر جهان پذیرفته شده است.

حزب الله در حقیقت رل سه جانبه بازی کرده است که هریک از موارد در خدمت منافع مذهبیون تهران است.

اولا، حزب الله یک منطقه استراتژیک برعلیه اسرائیل بوجود آورده، نه تنها برای بقیه لبنان و سوریه، بلکه پراهمیت تر برای ایران. جنگ تابستان گذشته درجنوب لبنان بعنوان جانشین جنگ بین ایران و اسرائیل و گسترده تر با آمریکا تلقی شد. بنا بر بیشتر تحلیل ها، در هر نقشه برای حمله غافلگیرانه به تاسیسات اتمی ایران، حزب الله بدون تردید عاملی است که باید بحساب آید.

ثانیا، با سپاسگزاری از پول نفت ایران، حزب الله جامعه شیعه را از مکانیزم عظیم بهزیستی برخوردار نموده است. این در حالیست که میلیونها ایرانی زیر خط فقر زندگی میکنند.

به همین دلایل، حزب الله نیروی سیاسی حاکم در لبنان و سست کنندۀ پایه های استقلال در لبنان به نفع سوریه و مانع شکل گیری سیاستی میانه رو در آن کشور شده است.

حوادث ناگوار اخیر در لبنان باردیگر روشنگر رهبری طرح های شرورانه ایران برعلیه حکومت های منتخب دموکراتیک در لبنان است.

رهبران رژیم مذهبی در ایران، با ایجاد "جبهه آشتی ناپذیر" رسمیت بیشتری در فلسطین دارند. ملایان حامی حماس، در رو در رویی با الفتح و مخالفتش با اسرائیل هستند. سایر گروه های رادیکال فلسطینی نیز که امتناع از برسمیت شناختن اسرائیل دارند، هم بتساوی پشتیبانی شده اند. رژیم مذهبی در بن بست کنونی پیشرفت کرده و مایل است آنرا ابدی سازد. زیرا تا زمانی که صلح در خاورمیانه دست نایافتنی است، حزب الله، جهاد اسلامی، حماس و سایر مشتریان ایران و سوریه می توانند مدعی مشروعیت در میان توده های عرب باشند که بنیادگرایی تهران نیز اعتبار سیاسی از آن کسب میکند.

اما اگر به صلح نهایتا نائل آیند، رژیم مذهبی خارج از یک چهارچوب فرقه ای دیگر قهرمان برای کسی محسوب نمی شود.

درعراق وضعیتی پیچیده حاکم است. ایران از اقدامات مخاطره آمیزآمریکا در عراق در طلب سهم است.

همانطوریکه اشاره کردم نیروهایی که حدود ۲۷ سال قبل بوسیله خمینی حمایت شدند برای سرنگونی صدام حسین و بدل سازی انقلاب اسلامی، اکنونه در موقعیت تاثیرگذار و یا قدرت هستند. ولی باید تاکید نمود که مخالفت در منطقه با این سیاست حکومت اسلامی ضمنا بطور بی مانندی پیگیری می شود.

بقایای بعثی های ازقدرت خلع شده که در یک شورش به قبیله های ناراضی سنی پیوسته اند و برای بازسازی برتری خود، احتمالا با مدد القاعده که در ارتباط با شورشیانی هستند که در جستجوی بیرون راندن آمریکا یی ها و شیعه نوکیسه می باشند که جای پایی بدست آورند. بعضی از قدرت های منطقه نگران نفوذ ایران و نفوذ شیعه به هزینه سنی ها می باشند. بین هواداران شیعه هم یک جریان پنهانی خصومت و خشم محسوس است. گروه های رقیب نظامی وابسته به شورایعالی انقلاب اسلامی عراق به رهبری عبدالعزیز حکیم یا مقتدا الصدر درگیرجنگ با هدف استیلا بوده اند. آنها در نیروهای امنیتی نفوذ کرده اند و در گروگان گیری و کشتارهای روزمره دخالت دارند.

چگونه ملایان حاکم در تهران از شرایط در عراق بنفع خود بهره برداری خواهند کرد؟

مهمترین نکته که باید مد نظر قرارگیرد این است که در روانشناسی ملایان «غریزۀ محافظت از خود» در عالی ترین مرتبه است. به همین دلیل اولین اولویت آنان باید این باشد که نیروهای آمریکایی را از عراق و افغانستان خارج کنند. استراتژی دست یافتن به این هدف ساده است! تمدید شرایط آشفته کنونی ماورای تحمل جامعه آمریکا و افکار عمومی در آنکشور است. برای رسیدن به این هدف، تعداد تلفات آمریکایی ها در عراق باید افزایش یابد، هم چنین آموزش و تجهیز شورشیان مختلف برای خسته کردن آمریکایی ها باید ادامه پیدا کند.

دومین اولویت، اطمینان از جای پای دائمی در عراق و تداوم استیلا.
حاکمان شیعه کنونی به نخست وزیری مالکی علیرغم رابطۀ انکار ناپذیر با ایران- کاملا نمی توان به آنان به عنوان یک متحد متکی بود. لذا رژیم مذهبی در پی آن است که نمونه حزب الله را در آنجا پیاده کند که اطمینان حاصل کند در صورت وقوع جنگ داخلی بعنوان نیروی جانشین عمل خواهد کرد و بدین ترتیب حفاظت نفوذ ایران در عراق را تضمین میکند. چه کسی بغیر از مقتدا الصدر می تواند انتخاب شایسته تری باشد؟ جدایی اخیر وزرا و معاونین الصدر از ائتلاف مالکی گویای شکاف نه تنها در ائتلاف بلکه حتی بین مالکی و جمهوری اسلامی است. باید توجه کرد که بین مراکز اصلی قدرت شیعی، تنها الصدر کاملا همراه با نظر ایران برای راندن آمریکایی ها از عراق است.

سیاست ها و طرح های مشابه در مقیاس کوچکتر در افغانستان نیز جاری است.

آیا "هلال شیعی" و سیاست همراه آن بنیادگرایی تهران را به قدرت برتر منطقه تبدیل می کند؟ بعضی از تحلیگران معتقدند که ایران هم اکنون بعنوان ابرقدرت منطقه ظاهر شده است. همیشه رگه هایی از حقیقت در هر آرزویی وجود دارد. ولی از نظرمن، چنین مقدمه سازی اساسا اشتباه و بی محتواست.

وسعت و موقعیت جغرافیایی ایران بدون تردید به ایران نقش ابرقدرت منطقه ای را میدهد. کشوری با ۷۰ میلیون جمعیت با مساحت ۱.۶ میلیون کیلومتر مربع که شامل تمامی ساحل شمالی خلیج فارس میشود. مشکل کنونی این است که رژیم مذهبی در صدد آن است که استیلای خود را به ماورای محدودۀ جغرافیایی اش بکشاند. به این جهت موجی از نظرات که حامی درگیری و یا مذاکره با رژیم است را بوجود آورده است.

درافق مقابل، سقف جدیدی که متعلق به متحدان سنی به رهبری چند کشور کلیدی عربی است، نمایان شده است. امروز این تقابل در عراق و لبنان مشهود تر است. جایی که با سرمایه و پشتیبانی اعراب مسلح هستند، سنی ها نیز مبادرت به الگو برداری از پی ریزی نموده اند که شیعیان در دو دهه گذشته اعمال کرده اند.

مذاکره با جمهوری اسلامی

پیش از آنکه گفتار خود را به پایان ببرم، اجازه بدهید چند کلامی در مورد مذاکره با رژیم مذهبی بیان کنم. از آنجایی که چنین برخوردی، همانطوری که گفتم از پشتیبانی گروه بزرگی برخورداراست و در نهایت گروه مقابل کسانی هستند که در مورد گزینه نظامی در قالب حمله نظامی بحث می کنند. من بارها برمخالفت شدید خود با گزینه نظامی تاکید کرده ام. بعلاوه، طرح بحث در مورد جنگ، می تواند افکار عمومی در داخل کشور را برگرداند و حتی آنان را با رژیم منفورمتحد کند. اکثریت ایرانیان احساسات دوستانه ای نسبت به آمریکا و غرب دارند. بنابراین، این مهم است که خود را رها شده نیابند.

بدون تردید، گفتگو باید در هر شرایطی جایگاهی برترداشته باشد. ولی آنانی که مسیر را با هدف اشتباه می گیرند و مذاکره را بعنوان درمان قطعی تلقی می کنند، مایۀ تاسف هستند. هنری کسینجر یکبار بدرستی اشاره کرد که "دیپلماسی هرگز در یک خلاء عمل نمی کند" دیپلماسی وقتی موفق خواهد شد که طرفین تعقل و یا درک خطرات حاصله از عدم مذاکره که حفاظت از منافع اولیه را اهمیت میدهد، داشته باشند.

لازمه اخذ نتیجه از روند بده و بستان درمذاکره، درک عالی است.

آیا ملایان حاکم به آن حد شعور رسیده اند؟ پاسخ درقضاوت من منفی است، اگرچه استراتژی عزم جهانی- ناچار به حمله نظامی- می تواند افکارکنونی را متحول کند. چنانچه چند سال قبل ما چنین تحولی را در رفتار سرهنگ معمرقذافی در لیبی مشاهده کردیم.

حال، مایلم به موارد زیر تاکید کنم: قاطعانه اعلام می نمایم که هرگز به هیچ توافق مداومی با جمهوری اسلامی نائل نخواهند شد، اگر آن توافق بدست آمده با هزینه ملت ایران باشد. برای روشن تر شدن این نکته، باید تاکید کنم، که از آنجایی که بلند پروازی های اتمی ایران در حال حاضر، نقطۀ تمرکز توجه و مداقۀ جهانی است، اغلب ایرانیان امیدوارند که این سطح بی سابقه فشارها، تنها برای کمک به پایان دادن تهدیدی که رژیم مذهبی نسبت به امنیت منطقه و جهان می نماید، نباشد. بلکه بهمراه مقدمه عصر نوینی باشد که اندیشه هایی مانند آزادی، دموکراسی و حقوق بشر مورد توافق کامل حکومت مسئولی قرارگیرد که متعهد به ایرانیان و بهزیستی آنان باشد.

کشورمن، ایران، صاحب بیشترین نفوس جوان است، غنی از فرهنگ هزاران ساله و جامعه ای زنده و فعال. در مبارزه مان با رژیم بنیادگرا، هم میهنان من نیاز و استحقاق دارند که از تمامی کمک ها و پشتیبانی های معنوی ممکن برخوردار باشند. تا بتوانند با تغییرات بنیادین و استقرار حکومتی که بتواند با حاکمیتی نوین، یک دموکراسی سکولار را بجای بنیادگرایی کنونی جایگزین نمایند.

از شکیبایی شما سپاسگزارم.

اینسبروک – اطریش
دوم آبان ماه ۱۳۸۶

لینک مستقیم

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 20:47  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

برای دیدن این ویدئو کلیپ لطفا بر روی لینک زیر کلیک کنید:

http://www.youtube.com/watch?v=thy4WYgAtOQ

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 6:44  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

برای دیدن این فیلم لطفا بر روی لینک زیر کلیک کنید:

 http://www.youtube.com/watch?v=bkcPe_ORq3M

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 6:39  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران ب ب ب

در استان يزد، سه نفر امروز اعدام شدند. دو نفر از آنها در زندان مرکزی يزد و نفر سوم، در زندان اردکان به دار آويخته شدند.


خبرگزاری دولتی ايران، ايرنا، جرم اعدام شدگان را قاچاق مواد مخدر اعلام کرده است.
به اين ترتيب شمار اعدام شدگان در ايران، در سال جاری ميلادی، به ۲۳۵ نفر ميرسد.و اين درحاليست که، به گزارش سازمان عفو بين المللی، در سال ۲۰۰۶، صد وهفتاد و هفت تن در ايران اعدام شده بودند.

رادیو فردا

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 19:41  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

آخر شبه پدر هنوز از سر كار نيومده، مادر توي آشپزخونه زيرپله مشغول شستن ظرفاي شامه، دختربچه براي رفتن به دستشويي گوشه حياط از ترس تاريكي مادر رو صدا مي‌زنه.

چهار، پنج بچه قد و نيم قد ديگه از خستگي خوابشون گرفته. يكي از اونا تلويزيون كوچك سياه و سفيد و روشن كرده و فوتبال تماشا مي‌كنه، ناگهان جر و بحثايي بين اونا بر سر خوابيدن و صداي تلويزيون بالا مي‌گيره. بالاخره پسر بچه از تماشاي فوتبال پشيمون مي‌شه.

رختخوابا پهن مي‌شه، ديگه جايي براي نشستن تو خونه 40 متري نيست. همه بچه‌ها افقي دراز كشيدن و با روياهاي خود خوابيدن، اما دختر بزرگ خونه هنوز نخوابيده و از پنجره كوچيك اتاق چشم به آسمون دوخته، نگرانه مراسم خواستگاري هفته ديگه‌ست كه چه اتفاقي مي‌افته. چطوري توي اين خونه كوچيك و قديمي كه در و ديوارش در حال ريختنه، آبروداري كنه ...!

به گزارش خبرنگار «شهري» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تعداد اين خانه‌هاي فرسوده و قديمي در تهران در كوچه‌هاي چهار متري و يا حتي دو و سه متري كم نيست. ساكنان اين خانه‌ها كه اغلب اقشار آسيب‌پذير و محرومند، با معضلات و مشكلات اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي دست و پنجه نرم مي‌كنند و فقط به فكر سير كردن شكم خود هستند و تواني غير از اين هم ندارند. غافل از اين كه با هر لرزش و تكاني همين سرپناه كوچك بر سر آن‌ها و فرزندانشان فرو مي‌ريزد.


150 كيلومترمربع از مساحت پايتخت، بافت فرسوده است


نيمي از جمعيت تهران در اين بافت‌ها زندگي مي‌كنند

بر اساس آخرين بررسي‌هاي انجام شده،150 كيلومترمربع از مجموع 270 كيلومتر مساحت پايتخت را بافت فرسوده تشكيل داده است، به عبارتي بيش از نيمي از خانه‌هاي تهران (800 هزار واحد مسكوني) فرسوده‌اند و 3260 هكتار از اين بافت‌ها به خاطر خطر ريزش در شرايط بحراني قرار دارند.

جمعيت ساكن در بافت‌هاي فرسوده نيز بيش از نيمي از جمعيت تهران هستند و اگر زلزله‌اي در تهران رخ دهد، چهار تا پنج ميليون نفر از جمعيت هشت ميليوني پايتخت در خطر جدي مرگ قرار دارند و به گفته برخي مسوولان تعداد زيادي از ساكنان بافت‌هاي فرسوده در ساعات نخست حادثه، جان خود را از دست مي‌دهند.

پيشگيري از اين فاجعه انساني و نوسازي بافت‌هاي فرسوده اگر چه بسيار حائز اهميت است، اما سال‌هاست كه به جاي اقدام عملي و تحول در احيا اين بافت‌ها، حرف از اختصاص ميليون‌ها دلار فاينانس و فروش ميلياردها ريال اوراق مشاركت زده مي‌شود كه در بسياري موارد به خاطر اختلاف ميان دستگاه‌ها، برخي از اين اعتبارات در بافت فرسوده هزينه نمي‌شود و فقط شعار آن باقي مي‌ماند! و اين شعارها و وعده‌ها همزمان با وقوع زلزله در گوشه‌اي از كشور، به اوج مي‌رسد و كم‌كم به فراموشي سپرده مي‌شود.

تشويق‌ها و تسهيلاتي همچون اعطاي تراكم تشويقي و كاهش عوارض ساخت و ساز در بافت‌هاي فرسوده در صورت تجميع و نوسازي ريزدانه‌ها از سوي شوراي شهر تهران نيز براي احياي بافت‌هاي فرسوده اختصاص يافته است، اما از آن جايي كه ساكنان بافت‌هاي فرسوده توان مالي ندارند، كمتر از تراكم تشويقي استقبال كرده‌اند و به خاطر نبود فرهنگسازي و ترس از دست دادن چهار ديواري به سراغ تجميع هم نمي‌روند.

اخيرا نيز طرحي با عنوان طرح ساماندهي مشاركت‌هاي اجتماعي در نوسازي بافت‌هاي فرسوده در شوراي شهر تهران مصوب شده كه بر اساس اين طرح نيز تشويق‌هايي براي ساكنان خانه‌هاي فرسوده در نظر گرفته شده است، به طوري كه مالكان در صورت واگذاري داوطلبانه خانه كمتر از 50 متر خود براي نوسازي به شهرداري تهران، تا سقف 60 متر واحد نو تحويل مي‌گيرند و براي تحقق اين مساله قرار شده شهرداري زمين‌هاي ذخيره خود را براي ساخت خانه‌ها نو اختصاص دهد و سپس مالكان بافت‌هاي فرسوده به اين خانه‌ها منتقل شوند.

اگرچه قضاوت درباره اجرايي شدن اين طرح زود است، اما اين سوال مطرح مي‌شود كه شهرداري تهران چقدر زمين ذخيره در اختيار دارد و يا تا چه اندازه مي‌تواند با همكاري بخش خصوصي خانه بسازد و به مالكان بافت‌هاي فرسوده بدهد؟!

به گزارش ايسنا، سازمان نوسازي شهرداري تهران نيز در سال‌هاي اخير مطالعاتي را بر روي بخشي از بافت‌هاي فرسوده تهران آغاز كرده و نوسازي 30 هزار واحد مسكوني را در دستور كار قرار داده و با اجراي طرح خانه به جاي خانه، با مشاركت بخش خصوصي، آپارتمان‌هاي نو احداث كرده و به مالكان بافت‌هاي فرسوده كه خانه‌هاي آن‌ها در طرح‌هاي عمراني شهرداري قرار گرفته، مي‌دهد و مسوولان اين سازمان به ويژه شخص شهردار تهران تاكيد كرده‌اند كه سود حاصله از نوسازي متعلق به ساكنان بافت‌هاي فرسوده خواهد بود.


نوسازي 800 هزار واحد مسكوني فرسوده تهران از عهده شهرداري خارج است

بديهي است كه طرح نوسازي شهرداري تهران تنها شامل بخش بسيار محدودي از بافت‌هاي فرسوده تهران مي‌شود و نوسازي 800 هزار واحد مسكوني فرسوده تهران از عهده اين سازمان و شهرداري خارج است.

وزير مسكن شهرسازي نيز در آخرين اظهار نظر درباره اقدامات دولت براي نوسازي بافت‌هاي فرسوده، اعلام كرده است كه در تبصره شش قانون بودجه 86، تشويق‌ها و تسهيلاتي از جمله فروش 600 ميليارد تومان اوراق مشاركت در نظر گرفته شده است.

وي تخفيف 50 درصد عوارض از بافت‌هاي فرسوده و اخذ حق انشعابات پس از اتمام احداث ساختمان را از ديگر تسهيلات برشمرده است.


نوسازي بافت‌هاي فرسوده كشور نيازمند اعتبارات نجومي و سنگين است

اظهارات وزير مسكن و شهرسازي نشان مي‌دهد كه گويا همچنان غير از اختصاص چنين تسهيلاتي، اقدام ديگري براي نوسازي بافت‌هاي فرسوده در نظر نبوده و شايد حق با دولت است، چون نوسازي حجم قابل توجهي از 43 هزار هكتار بافت فرسوده كشور، بدون مشاركت مردم نيازمند اعتبارات نجومي و سنگين است.

زخم كهنه‌اي كه هر روز بزرگ‌تر و عميق‌تر مي‌شود و بدون پول زياد درمان نمي‌شود

اينك اين سوال مطرح است كه براي نوسازي بافت‌هاي فرسوده كه از آن به عنوان زخم كهنه ياد مي‌شود چه بايد كرد؟ چه راهكاريي وجود دارد تا اين زخم همچنان عميق‌تر و بزرگ‌تر نشود؟!

دكتر سيد امير منصوري ـ فارغ‌التحصيل دكتري مطالعات شهري و متخصص معماري و عضو هيات علمي دانشگاه ـ در گفت‌وگو با خبرنگار «شهري» ايسنا، به بحث و بررسي پيرامون اين راهكارها پرداخت.


دولت تنها قادر به پرداخت يارانه‌ وام‌هاي بازسازي بافت‌هاي فرسوده است


بدون اعتبارات و يا پول گنده، نوسازي بافت‌هاي فرسوده محقق نمي‌شود


5 ميليون نفر از ساكنان بافت‌هاي فرسوده در خطر مرگ و زندگي هستند

وي با بيان اين كه نوسازي بافت‌هاي فرسوده جز با مشاركت مردم و بخش خصوصي امكان‌پذير نيست، گفت: اعتبارات مورد نياز نوسازي بافت‌هاي فرسوده به قدري زياد است كه دولت نمي‌تواند، همه اين اعتبارات را تامين كند، بلكه تنها قادر به پرداخت يارانه‌ وام‌ها در اين زمينه است.

وي افزود: بدون اعتبارات و يا پول گنده، نوسازي بافت‌هاي فرسوده محقق نمي‌شود و اين در حاليست كه پنج ميليون نفر از ساكنان بافت‌هاي فرسوده در خطر مرگ و زندگي هستند.

منصوري تصريح كرد: بنابراين بايد راه‌حلي براي نوسازي بافت‌هاي فرسوده بينديشيم و آن راه‌حل در شرايط فعلي چيزي غير از اين كه جرياني خارج از دولت و شهرداري وارد عمل شود، نيست.


منبع و سرمايه اقتصادي در گردش تهران، به خاطر حضور 5 ميليون فقير در بافت‌هاي فرسوده است

وي افزود: منبع و سرمايه اقتصادي كه در شهر تهران گردش مي‌كند، به خاطر حضور پنج ميليون نفر فقير كه در بافت‌هاي فرسوده ساكن هستند، فراهم شده و به تعبيري اگر خانه‌اي در نياوران متري پنج ميليون تومان خريداري مي‌شود، به خاطر چهار ميليون فقيري است كه در جواديه و نازي آباد و ... زندگي مي‌كنند و اگر آن‌ها نباشند، سقف قيمت هر متر خانه در شمال شهر بيشتر از دو ميليون تومان نخواهد بود، زيرا حضور اين دسته افراد امكاناتي را در شهر فراهم مي‌كند كه قيمت زمين در مناطق شمالي شهر افزايش مي‌يابد.

اين استاد دانشگاه ادامه داد: با اين وجود ساكنان بافت‌هاي فرسوده در منطقه خاصي ايزوله شده و اجازه مزاحمت به آن‌ها در ساير مناطق مسكوني و شمالي تهران داده نمي‌شود و در حقيقت اقشار مرفه و شمالي شهر تهران نفع وجود اين دسته از افراد را بدون آن كه هزينه‌اي به آن‌ها بدهند، مي‌برند.


انقباضي كردن سياست فروش تراكم در شمال شهر و انبساطي كردن آن در مناطق محروم از راهكارهاي باسازي بافت‌هاي فرسوده است

وي با تاكيد بر اين كه منابع اقتصادي شهر بايد براي نوسازي بافت‌هاي فرسوده استفاده شود در اين باره توضيح داد: يكي از بهترين راهكارهاي جذب مشاركت بخش خصوصي، استفاده از منابع سرگردان شهر در نوسازي بافت‌هاي فرسوده، انقباضي كردن سياست فروش تراكم و جلوگيري از فروش آن در شمال شهر تهران و انبساطي كردن اين سياست در مناطق محروم است كه در اين صورت سرمايه‌ها و منابع اقتصادي شهر به سمت ساخت و ساز در مناطق محروم سوق مي‌يابد و در نتيجه چرخ نوسازي راه مي‌افتد.


لزوم احداث كاربري‌هاي مهم و ارزش افزا در مناطق جنوبي

وي احداث كاربري‌هاي مهم و ارزش افزا در مناطق جنوبي و داراي بافت فرسوده را راهكار ديگر براي رونق ساخت و ساز بيان كرد و افزود: هم اكنون كاربري‌هاي ارزش افزا همچون دانشگاه، بيمارستان و واحدهاي تجاري، وزارتخانه‌ها و غيره در نيمه شمالي شهر و بالاتر از خيابان انقلاب واقع و موجب افزايش ارزش ملك شده است، اين در حاليست كه كاربري‌هاي با ارزش پايين همچون انبار، كارگاه، تعميرگاه و سنگبري در جنوب تهران قرار گرفته و اين امر ارزش ملك مردم را در جنوب شهر كاهش داده است.

عضو هيات علمي دانشگاه تهران ‌تصريح كرد: اگر كاربري‌هاي ارزش افزا را در جنوب شهر تهران احداث كنيم، مسلما خانه‌هاي اطراف اين كاربري‌ها، ارزش زيادي پيدا خواهند كرد و نوسازي بافت‌هاي فرسوده با مشاركت بخش خصوصي نيز از رونق بيشتري برخوردار خواهد بود.

وي افزود: متاسفانه هم اكنون به دليل فروش تراكم در شمال تهران و كاربري‌هاي ارزش‌افزا در اين منطقه و بي‌توجهي به جنوب تهران، شهر به دو قطب عيان‌نشين و فقيرنشين تبديل شده است.

منصوري تاكيد كرد: بايد راهكاري باشد تا وزارتخانه‌ها، دانشگاه‌ها و يا هر كاربري ارزش‌افزاي ديگر در جنوب تهران احداث شود، تا خانه‌هاي مردم در اطراف اين كاربري‌ها داراي ارزش افزوده شوند.


طرح جامع توجه جدي به نوسازي بافت‌هاي فرسوده ندارد

وي با تاكيد بر اين كه راهكارهاي ياد شده براي نوسازي بافت‌هاي فرسوده بايد در طرح جامع و تفصيلي شهر تهران گنجانده شود در عين حال ابراز تاسف كرد: طرح جامع توجه جدي به نوسازي بافت‌هاي فرسوده نكرده است و طراحان و مشاوران اين طرح نيز ادعايي ندارند كه كاري در اين زمينه انجام داده‌اند.

به گفته اين استاد دانشگاه كه طرح جامع را مورد مطالعه و بررسي قرار داده است، در طرح جامع اطراف محدوده‌هاي بافت‌هاي فرسوده را خطي كشيده‌اند و اعلام كرده‌اند كه جداگانه در اين باره تصميم‌گيري مي‌شود و اين گونه برخورد با بافت فرسوده اين مساله را در ذهن تداعي مي‌كند كه گويي بافت فرسوده در تهران وجود ندارد.

به گفته منصوري، وزارت مسكن و شهرسازي نيز در گزارشي اعلام كرده كه طرح جامع درباره نوسازي بافت‌هاي فرسوده اقدام مهمي انجام نداده است و تعدادي از اعضاي هيات علمي دانشگاه‌ها نيز در اين زمينه تذكراتي به مسوولان تهيه طرح جامع داده‌اند، زيرا نمي‌توان نصف شهر را كه بافت فرسوده است، ناديده گرفت و براي بقيه شهر نسخه‌اي اختصاصي نوشت.

وي به ايسنا گفت: تنها پاسخ مسوولان تهيه طرح جامع به تذكرات و انتقادات درباره بي‌توجهي به بافت‌هاي فرسوده اين است كه در منطقه قلعه‌مرغي يك مجتمع بزرگ تجاري احداث خواهندكرد كه البته وضعيت تملك اين منطقه به خاطر وجود زمين‌هاي ارتش در ابهام قرار دارد و نمي‌توان از اين مساله به عنوان راهكار نوسازي بافت فرسوده ياد كرد.

وي تاكيد كرد: براي نوسازي بافت‌هاي فرسوده بايد هر چه سريع‌تر اين موضوع در طرح جامع و تفصيلي شهر تهران اصلاح و در نظر گرفته شود، زيرا هيچ چيزي در كشور غير از طرح جامع قادر به نوسازي بافت‌هاي فرسوده نيست و نه دولت، نه شهرداري و نه بانك‌ها بدون مشاركت مردم نمي‌توانند بافت‌هاي فرسوده تهران را نوسازي كنند.


مردم با دعوت و تمجيد در نوسازي بافت‌هاي فرسوده مشاركت نخواهند كرد


عضو هيات علمي دانشگاه تهران گفت: مشاركت مردم نيز زماني محقق مي‌شود كه طرح جامع راهكار آن را نشان داده باشد، در غير اين صورت مردم با هزار دعوت و تمجيد در نوسازي بافت‌هاي فرسوده مشاركت نخواهند كرد.

هيچ‌يك از شش بند طرح جامع، راهگشاي مسايل بافت‌هاي فرسوده نيست


به گزارش ايسنا، دكتر پور موسي ـ كارشناس برنامه‌ريزي شهري ـ كه مشاور شهردار تهران در امور توسعه مطالعات شهري بوده و از سوي قاليباف نيز موظف به تشكيل كميته علمي ارزيابي طرح جامع شده است در اين باره‌ گفت: در احكام طرح جامع، تنها شش بند براي بافت فرسوده لحاظ و همه مباحث نيز به آينده موكول شده‌اند و هيچ يك از اين شش بند، راهگشاي مسايل بافت‌هاي فرسوده نيست.

وي با اشاره به مفاد شش بندي كه در طرح جامع براي بافت‌هاي فرسوده لحاظ شده است، افزود: در بند يك به لزوم مداخله در بافت فرسوده اشاره شده و اين بند تنها يك حكم ارشادي را انشاء مي‌كند و در بند دو به تهيه طرح‌هاي ويژه توسعه يكپارچه براي محلات و بافت‌هاي فرسوده شهر اشاره شده كه اين بند نيز به آينده موكول مي‌شود.

به گفته دكتر پورموسي اعمال سياست‌هاي تشويقي موثر براي تجميع اراضي، اعلام سياست‌هاي ترغيبي براي بهسازي و مشاركت مردم در محدوده‌هاي نيازمند مقاوم سازي، حمايت و نظارت بر نوسازي در بافت‌هايي كه نيازمند توانبخشي و مداخله محدود با اعمال سياست‌هاي تشويقي است، نيز بندهاي سه تا پنج طرح جامع در زمينه بافت‌هاي فرسوده است.

اين كارشناس برنامه‌ريزي شهري ادامه داد: در بند شش مربوط به بافت‌هاي فرسوده مربوط به طرح جامع اعلام شده كه بازسازي بافت‌هاي فرسوده نيازمند مداخله و منابع زياد است كه اعلام اين بند يك نكته واضح و معلوم بوده، زيرا حتي براي سوار شدن به تاكسي و هر كاري ديگر نياز به پول و سرمايه است.


تك تك اشكالات و ايرادات طرح جامع استخراج شده است


نهاد تهيه طرح جامع اشكالات طرح را برطرف نكرده است

وي در پاسخ به اين كه چرا شهرداري تهران قبل از اتمام طرح جامع و در مراحل اوليه از اعمال چنين ضعف‌هايي در طرح پيشگيري نكرده است، به خبرگزاري دانشجويان ايران گفت: بيش از پنج هزار صفحه گزارش درباره طرح جامع تهيه و تك تك اشكالات و ايرادات اين طرح استخراج شده است و اواخر سال 85 اين گزارش به شهردار تحويل شد و بدين ترتيب نهاد تهيه طرح جامع از آخر مهر ماه تا پايان سال فرصت داشت تا اشكالات را برطرف كند، اما چنين كاري انجام نداد، البته اگر كاري هم انجام داده و يا ايراداتي را برطرف كرده باشد، بنده بي‌اطلاع هستم.

به گفته دكتر پورموسي، شهردار تهران شخصا در مقاله‌اي انتقادي موضع خود را درباره طرح جامع شهر تهران مشخص و الزامات و شروطي را براي اجراي طرح جامع مطرح كرده است.

وي افزود: در نهايت تمامي بار معضلات موجود در طرح جامع بر دوش شهرداري گذاشته خواهد شد و شهرداري بايد اجراكننده آن باشد.

به گفته وي به همين دليل شهردار تهران معتقد است اگر الزامات و شروط تحقق طرح در شوراي عالي شهرسازي و معماري تاييد و تصويب نشود، نمي‌توانيم طرح را اجرا كنيم. شهردار تهران اعلام كرده است كه اصلي‌ترين محور مورد نظر شهردار تهران، شكل‌گيري مديريت شهري است و از جمله شروط ديگر تحقق طرح جامع، ‌اصلاح نظام مالي شهرداري، اصلاح اقتصاد زمين و مسكن، اصلاح تقسيمات كشوري، پالايش اراضي صنعتي و نظير آن است.

به گزارش ايسنا، ريسك وقوع زلزله در شهري هشت ميليوني تهران به گفته كارشناسان بيش از 70 درصد بوده و جان ميليون‌ها نفر در خطر است و قطعا دليلي محكم‌تر از اين وجود ندارد، تا هر چه سريع‌تر تصميم عملي براي نوسازي بافت‌هاي فرسوده اتخاذ شود.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 19:38  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

ایران ب ب ب

وزارت امور خارجه آمريکا روز پنج شنبه، سوم آبان ماه، تحريم هايی تازه ای را عليه نهادها و افراد مشخصی که به جمهوری اسلامی ايران وابسته هستند اعلام کرد.

طبق اين سند, وزارت خارجه ايالات متحده, سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح, دو نهاد كليدي رژيم ايران را بخاطر اقدامات مربوط به تكثير سلاحهاي كشتار جمعي نامگذاري كرده است.
علاوه بر اين, وزارت خزانه داري به همين خاطر, 9 ارگان وابسته به سپاه پاسداران , پنج تن از سركردگان سپاه, سه تن از كارگردانان صنايع هوا فضاي پاسداران و همچنين بانكهاي حكومتي ” ملي” و ”ملت” را در چارچوب دستور اجرايي رئيس جمهور ايالات متحده بتاريخ 28ژوئن سال 2005, نامگذاري نمود.

وزارت خزانه داري همچنين نيروي قدس سپاه را تحت دستور اجرايي 13224 رئيس جمهور ايالات متحده به تاريخ 23 سپتامبر 2001, بخاطر تامين مادي طالبان و ساير سازمانهاي تروريستي , و بانك دولتي صادرات را بعنوان تامين كننده مالي تروريسم, نامگذاري كرده است .

از اين پيشتر عناصري از سپاه و وزارت دفاع در پيوستهاي قطعنامه هاي 1737 و 1747 شوراي امنيت سازمان ملل ليست شده بودند. از تمامي كشورهاي عضو سازمان ملل خواسته ميشود كه سرمايه هاي نهادها و عناصري كه در پيوستهاي آن قطعنامه ليست شده بودند , بعلاوه سرمايه نهادهايي را كه در مالكيت آنهاست و يا توسط آنها اداره ميشود منجمد كنند و مانع از اين بشوند كه وجوه و يا منابع اقتصادي در اختيار آنها قرار بگيرد
.
نيروي ويژه اقدام مالي, كه بالاترين ارگان شاخص گذاري براي مقابله با تامين مالي تروريسم و پول شويي است , اخيرا بر روي تهديداتي كه از سوي رژيم ايران متوجه سيستم مالي بين المللي است تاكيد نمود. نيروي ويژه اقدام مالي به اعضاي خود فراخوان داد تا موسساتي را كه با ايران معامله دارند توجيه كنند كه تهديدات ناشي از فقدان پيروي رژيم ايران از استانداردهاي بين المللي را بطور جدي بسنجند. هفته گذشته وزارت خزانه داري اخطاري به بانكهاي آمريكايي نسبت به تهديدات نشات گرفته از سوي رژيم ايران صادر كرد.

اسامي نهادها و اشخاص نامگذاري شده, بخاطر تسليحات كشتار جمعي و فعاليتهاي تروريستي طبق سند وزارت خزانه داري به اين شرح است :
- سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با پنج شاخه ي نيروي زميني, نيروي هوايي, نيروي دريايي, نيروي شبه نظامي بسيج و نيروي قدس عملياتهاي ويژه, بعلاوه مديريت ضد اطلاعات و نمايندگان ولي فقيه كه از اين پيشتر شماري از فرماندهان آن تحت قطعنامه 1747 شوراي امنيت سازمان ملل مورد تحريم قرار گرفته اند
.
-وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح كه در ضميمه قطعنامه شوراي امنيت به شماره 1737 نامگذاري شده است و توسط ايالات متحده نيز تحت دستور اجرايي 13382 در 30 مارس 2007 نامگذاري گرديده است.
-سازمان هوافضاي رژيم ايران و ارگانهاي مختلف آن شامل گروه صنعتي همت وگروه صنعتي باكري كه هردو در ليست قطعنامه 1737 شوراي امنيت سازمان ملل قرار گرفتند وطبق دستور اجرائي رئيس جمهور آمريكا به شماره 13382 نيز در ليست قرار دارند.

-بانك ملي و شعبه ها و توابع آن :
اين بانك, بزرگترين بانك ايران است. براي موجوديت هايي كه درگير برنامه هاي اتمي و برنامه هاي موشك بالستيكي هستندسرويسهاي بانكي فراهم ميكند .بخصوص پس از ليست گذاري بانك سپه ، بانك ملي جانب احتياط را براي شناسايي نشدن سپاه در تبادلات در پيش گرفت . اين بانك بسياري از خريدهاي حساس مواد براي برنامه هاي اتمي و موشكي ايران را تسهيل كرده است. بانك ملي براي سپاه پاسداران و نيروي قدس خدمات بانكي تامين ميكند. موجوديت هاي عاريه اي و يا كنترل شده به وسيله سپاه پاسداران يا نيروي قدس براي انواع خدمات مالي از بانك ملي استفاده ميكنند.
از سال 2002 تا 2006 از بانك ملي براي فرستادن حداقل 100 ميليون دلار براي نيروي قدس استفاده شده است .در خلال انجام تبادلات مالي از جانب سپاه پاسداران ، بانك ملي اقدامات فريبكارانه بانكي را براي پوشاندن درگيرهايش از سيستم بانكي بين المللي بكار گرفته است . براي مثال ، بانك ملي درخواست كرده است كه نام آن از معاملات بانكي خارج گردد.

بانك ملت ، شعبه ها و توابع آن : بانك ملت براي حمايت از نهادهاي اتمي ايران به نام هاي سازمان انرژي اتمي ايران و انرژي نوين خدمات بانكي فراهم ميكند .
هردو شركت توسط ايالات متحده برطبق دستور اجرائي 13382 و بر طبق قطعنامه 1737 و1747 هاي شوراي امنيت سازمان ملل, نامگذاري شده بودند. بانك ملت سرويس وپشتيباني حسابها را از طريق كانال اقتصادي اش انجام ميدهد و جريان ميليونها دلار برنامه هسته اي ايران را از سال 2003 تسهيل كرده است. انتقال از بانك ملت به كمپاني هاي وابسته هسته اي ايراني جديدا در همين امسال انجام شده است.

-قرارگاه خاتم الانبياء
-قرارگاه كربلا
-قرارگاه نوح
-قرارگاه قائم
-بانك آرين
-بانك كارگشايي
-شركت نفتي اورينتال كيش
-مهندسي ساختماني ساحل
-شركت مهندسي سپاساد
-عمران ساحلي
-شركت حرا
وزارت خزانه داري يادآور شده است : شركتهاي متعلق به سپاه ميليارد ها دلاررا از طريق تجارت و ساختمان سازي و حضور رشد يابنده در امورمالي و تجاري ايران كنترل ميكنند. سپاه پاسداران در رشته هاي مختلفي فعاليت دارد كه شامل اكتشاف نفت و پروژه هاي ساختماني در تمام كشورميباشد. در سال 2006 خاتم الانبياء معاملاتي به ارزش 7 ميليارد دلار در صنايع نفت, گاز و حمل ونقل انجام داد به اضافه معاملات ديگر.

اين افراد از سيستم فرماندهي سپاه پاسداران ليست گذاري شده اند :
-پاسدارْ سرتيپ حسين سليمي , فرمانده نيروي هوائي سپاه پاسداران
-پاسدارْ سرتيپ مرتضي رضائي معاون فرمانده سپاه پاسداران
- پاسدارْ دريادار علي اكبر احمديان, رئيس ستاد سپاه پاسداران
- پاسدارْ سرتيپ محمد حجازي, فرمانده نيروي مقاومت بسيج
- پاسدارْ سرتيپ قاسم سليماني, فرمانده نيروي قدس
- پاسدارْ سرتيپ احمد وحيد دستجردي, رئيس سازمان صنايع فضائي .
- پاسدار رضا قلي اسماعيلي, رئيس دپارتمان تجارت و امور بين الملل
-پاسدار مرتضي بهمنيار, رئيس قسمت مالي و بودجه.

وزارت خزانه داري ايالات متحده همچنين در سند رسمي خود خاطرنشان كرده است :
-نيروي قدس سپاه پاسداران ,پشتيباني مادي براي طالبان ,حزب الله لبنان ,حماس وجهاد اسلامي فلسطين را تامين ميكند. اين نيرو ابزار مستقيم رژيم ايران براي پشتيباني مرگبار از طالبان ميباشد. اين نيرو عهده دار ارسال بسياري تسليحات كوچك و مهمات, موشك اندازها ,گلوله هاي توپ ,موشكهاي 107 ميليمتري ,مواد انفجاري پلاستيك ,و احتمالا سيستمهاي دفاعي قابل حمل توسط افراد براي طالبان ميباشد.

نيروي قدس تاريخچه طولاني در حمايت از فعاليتهاي نظامي و شبه نظامي و تروريستي حزب الله, و تامين مالي , تسليحاتي, اطلاعاتي و پشتيباني لجستيكي آن دارد .نيروي قدس كمپهاي آموزشي در دره بُقاع لبنان براي حزب الله را اداره ميكند و مرتبا بيش از 3000 تن از جنگجويان حزب الله را در تاسيسات آموزشي سپاه در ايران آموزش داده است .نيروي قدس 100 تا 200 ميليون دلار هزينه يكساله حزب الله لبنان را تامين مالي ميكند و تجديد تسليح حزب الله لبنان را بر عهده دارد.
نيروي قدس همچنين براي گروههاي شيعه عراقي كه نيروهاي عراقي و ائتلاف و شهروندان بيگناه عراقي را هدف قرار داده و ميكشند پشتيباني مرگبار تسليحاتي و آموزشي و مالي و فرماندهي تامين مي نمايد.

بانك صادرات ، شعبه ها و توابع آن :اين بانك 3200 شعبه دارد و توسط دولت ايران براي كمك هاي مالي به سازمان هاي تروريستي استفاده شده است ، منجمله حزب الله و گروههاي تروريستي نامگذاري شده توسط اتحاديه اروپا مانند حماس و جهاد اسلامي فلسطين مورد استفاده قرار ميگيرد. از سال 2001 تا 2006 ، بانك صادرات مبلغ 50 ميليون دلار را از بانك مركزي ايران از طريق توابع خود در لندن به شعبه بيروت خود براي استفاده گروه هاي پوششي حزب الله در لبنان ارسال كرده است. حزب الله نيز از بانك صادرات براي فرستادن پول به ساير سازمان هاي تروريستي از قبيل حماس استفاده كرده و ميليونها دلار را به حماس منتقل كرده است

در فرمان اجرايي شماره 13382 به امضاي رئيس جمهور آمريكا در باره بلوكه كردن تكثير كنندگان سلاحهاي كشتار جمعي و پشتيبانان آنها بتاريخ 28 ژوئن 2005
خاطرنشان شده است :
من جورج دبليو بوش، رئيس جمهور ايالات متحده آمريكا به منظور اقدامات اضافه تري در رابطه با وضعيت اضطراري ملي در رابطه با تكثير سلاحهاي كشتار جمعي و روشهاي استفاده از آنها, به اين وسيله دستور ميدهم:
- تمامي اموال و منافعي كه در دسترس اشخاص زير باشد كه در ايالات متحده باشند يا از اين به بعد به ايالات متحده بيايند و يا در دسترس يا كنترل اشخاص آمريكايي هستند يا خواهند بود بلوكه ميشوندو قابل جابجايي، پرداخت، صادر كردن و يا خارج كردن به هر شكلي نيستند.
- دارايي و منافع هر شخصي كه وزارت خزانه داري در مشورت با وزير خزانه داري، رئيس ديوانعالي، و بقيه آژانس هاي مربوطه مشخص كرده باشد كه پول، كالا، تكنولوژي و يا ساير پشتيباني ها يا امكانات يا خدماتي را تهيه و يا اقدام به تهيه براي پشتيباني از هر فعاليت و يا اقدامي در اين رابطه كرده باشد, بلوكه ميشود.

- هر نوع معامله يا رابطه اي در آمريكا و هر نوع معامله و رابطه اي از سوي يك آمريكايي در سراسر دنيا, با كسي كه اموال يا منافع او بلوكه شده يا قصد ممانعت يا تلاش براي ممانعت از اين دستور داشته باشد، ممنوع است.
- در پيوست اين فرمان اجرايي در همان زمان اسامي سازمان صنايع هوايي رژيم ايران و گروههاي صنعتي همت و باكري و مركز تحقيقات و بررسي هاي علمي سازمان انرژي اتمي ايران , به چشم ميخورد.

همبستگی ملی



خبر در همین مورد
https://iranbbb.org/14819/news/2.htm

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 19:36  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

 

نواندیش:

دو اتاق تو در تو محل امن و آسايشي به نام «خانه» را مي‌سازد؛ براي خانواده‌اي كه چهار عضو دارد، محلي كه نه امن است و نه در آن آسايش يافت مي‌شود؛ پس چرا نام خانه برخود نهاده؟ سقف‌هاي خانه را چه مي‌كني، امنيت فيزيكي ساختمان چه مي‌شود، ما را چه شده است كه كوخ‌هايمان در كنار كاخ‌ها، كوچك و كوچك‌تر مي‌شوند؟!

حال چرا آسايش وجود ندارد؟ اما تو نمي‌داني و من به تو مي‌گويم، اگر پدر باشي يا مادر، فرزند برايت عزيز است؛ به طوري كه براي آسايش او هر كاري كه بتواني مي‌كني و اگر فرزندت بيمار باشد، ديگر تمام زندگي‌ات را تعطيل مي‌كني تا فرزندت بهبود يابد، اما اگر فرزندت بيماري لاعلاجي داشته باشد چه مي‌كني؟ براي مداواي او هر كاري مي‌كني، حال مي‌داني چرا آسايشي در اين خانه وجود ندارد؟! من به تو مي‌گويم؛ فرزند اول خانواده دختري سالم است كه پا به گيتي مي‌گذارد و خانواده شاهد و شاكراست، فرزند دوم پسري كه تمام نتايج سونوگرافي سلامت او را تاييد مي‌كند و به دنيا مي‌آيد، ولي بيماري او بيماري مادرزادي به نام «مننگوسفال» است كه دستگاهي وجود ندارد كه آن را نشان دهد؛ بيماري كه نخاع را درگير مي‌كند و فرد مبتلا، معلوليت شديد جسمي ‌و حركتي پيدا مي‌كند.

اگر مادر باشي درك مي‌كني حال مادري كه پسر خود را مهدي نام نهاد و در هشت روزگي او را به دست جراح سپرد به اميد بهبودي. به اميد اين كه شايد اين اولين و آخرين عمل فرزندش باشد؛ چقدر سخت است، اگر بيمار باشي مي‌داني كه هرگاه كارت به بيمارستان و جراحي مي‌كشد بايد كيسه‌اي پول داشته باشي، مهدي عمل مي‌شود، ولي اين عمل او سرآغاز عمل‌هاي جراحي بيشتر مي‌شود، پدر خانواده كه درآمدش كفايت خرج بيمارستان را نمي‌دهد، دست ياري به سوي خويشان دراز مي‌كند به اميد حمايت، جوابي نمي‌شنود، چگونه مي‌تواند رنج و درد پسر دوساله‌اش را تاب بياورد.

براي تامين خرج عمل، كليه‌اش را مي‌فروشد، كار كردن با يك كليه را شروع مي‌كند، خرج عمل‌هاي بعدي و فروش خانه سرآغازي مي‌شود براي شروع اجاره‌نشيني و ... گويي اين خانواده بايد محبت را نيز گدايي كنند؛ زيرا خانواده‌هايشان نيز آغوش مهرباني‌شان را بر اين خانواده بسته‌اند، آنها را طرد مي‌كنند، گويا فروش كليه و بدبختي و بي‌پولي يك بيماري مسري براي اين خانواده است كه مهر خود را از آنها دريغ مي‌كند، انسانيت را چه مي‌شود؟ مهدي را براي عمل بايد به تبريز ببرند، فائزه(فرزند نخست) چه مي‌شود؟ خانه پدر بزرگ تنها راه‌حل است، ولي چرا بايد فائزه مدام راه خانه خود را در پيش گيرد تا پدر بزرگ مطمئن شود كه هنوز پدرش برنگشته است. يعني نگهداري از نوه اين قدر سخت است؟

هزينه‌هاي زياد اين بچه مريض، بهانه‌اي مانند بي‌پولي به دست فاميل مي‌دهد تا خانواده‌اي را كه براي مداوا به خانه‌ آنها رفته است، روانه‌ كوچه كنند! انسانيت را چه شده است؟

فاطمه، مادر مهدي براي دريافت كمك به كميته‌ امداد مي‌رود، ولي گويا جواني او و همسرش محمد، بهانه‌اي است كه دست رد بر سينه‌شان زده شود. هر چه اسباب و اثاثيه منزل داشته‌اند مي‌فروشند. براي تامين خرج درمان مهدي با شدت معلوليت 96 درصد، خانواده وي به كانون عدالت‌ و مهرورزي نامه مي‌نويسند، اما جوابي نمي‌گيرند گويا در ترافيك نامه‌ها، نوبت به نامه‌ آنها نرسيده است.

محمد، به صورت حضوري به اميد دريافت مساعدت مراجعه مي‌كند و جواب نامه، آدرس بهزيستي است. فاطمه و محمد با پرونده‌ پزشكي و جواب نامه‌هاي نوشته شده به مقصد مهرورزي، روانه‌ بهزيستي مي‌شوند، ولي جواب آنها خالي از مهر و عدالت است. مادر التماس مي‌كند، ولي جوابي كه مي‌شنود: «اگر مزاحمت ايجاد كنيد پليس 110 را خبر مي‌كنيم» است، تمام اميد‌ها نااميد مي‌شود.

محمد كارش را از دست مي‌دهد و به باربري روي مي‌آورد، كار سخت باعث مي‌شود كه كليه‌اش خونريزي ‌كند، ولي پدر بايد كوه قدرت باشد تا خانواده را نگه دارد. باز بي‌پولي و فقر چهره‌ زشتش را نشان مي‌دهد، دوباره خانه‌ فاميل؛ از اين خانه به خانه‌ ديگر مي‌روند تا پول پيش منزل را جور كنند و در تيمورآباد خانه ارزان گير مي‌آيد و دوباره كميته امداد و جواب رد و شك كردن به اين خانواده و باز خونريزي كليه و بيكاري پدر و انتظار براي به دست آوردن پول، تا خرج عمل جراحي فرزند خردسال تامين شود. پدر تصميم مي‌گيرد قرنيه چشم خود را بفروشد تا ديگر رنج بدبختي پسرش را نبيند؛ تا به ناچيزترين قيمت، چوب حراج بر اعضاي بدن خود بزند؛ چون كسي حاضر نيست به اين خانواده وام بدهد و اين بار فاطمه نمي‌گذارد، دست به دامن ما آدم‌ها(!) مي‌شود و ديگر ادامه اين قصه تلخ با من و توست.

محمد مي‌گويد: حاضرم بردگي كنم و تمام اعضاي بدنم را بفروشم تا مهدي خوب شود؛ و باز اين سوال آيا مهرورزي، شعاري زييا است كه تنها براي زينت از آن استفاده مي‌كنيم؟!

اگر جوابي داريم، بدهيم....

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) از همدان، مهدي كوچولو در حال حاضر 6 ساله است و تاكنون 3 بار مورد عمل جراحي لگن، مچ پا و كمر قرار گرفته است و به يك مورد عمل جراحي لگن ديگر نياز دارد كه هزينه آن 6 ميليون تومان برآورد شده است و در صورت انجام اين عمل جراحي، نياز به استفاده از پلاتين است كه براي درآوردن آن نيز به عمل جراحي ديگري نياز است. همچنين مبتلايان به بيماري «مننگوسفال» از ناحيه سر نيز دچار عارضه مي‌شوند كه اين بچه معصوم از اين عارضه نيز رنج مي‌برد.

حال اگر «بني آدم اعضاي يك پيكرند»، علاقه‌مندان جهت كمك به اين خانواده، با شماره تلفن 8271263 - 0811 تماس بگيرند.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 19:33  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

 

 

 

 

 ۴ آبان روز شهیاد زادروز شاهنشاه آریامهر خجسته باد

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 0:14  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

"Peace and Stability in the Middle East and Beyond: A Hostage to Iranian Intransigence and Adventurism."

WWW.REZAPAHLAVI.ORG

WWW.REZAPAHLAVI.COM

WWW.REZAPAHLAVI.INFO

Speech given by Shahzadeh  Reza Pahlavi of Iran at Management Center Innsbruck, Austria.

It is indeed a great pleasure for me to be among you tonight. I cannot help but recall some wonderful memories of my first trip to your beautiful country, some 32 years ago! I thank you for the opportunity you have given me to share my thoughts and perspective on a topic that rightly preoccupies the world.

My country Iran, under the tyrannical rule of a theocracy, has unfortunately become a source of premonitions and fear rather than inspiration and hope. I shall begin by describing the background to current state of affairs. It has to do with the build-up of a strategy which I call “politics of Shiite hegemony”. In a quick sketch I shall also describe the various building blocks connected with this strategy prior to proceeding to demonstrate how the clerical regime has abused the advantages it has gained as a result of this strategy.


Iran of today and yesterday

Let me preface this presentation with a word about what remains uppermost in my heart and mind: My country Iran. Here, I should like to draw a clear line: As a nation-state and as a people, Iran and Iranians should not be confused with the clerical regime, and what it projects. Iran’s multi- millennia culture has suffered from the fundamentalist yoke, but is alive and defiant. Its strength has conditioned and reshaped the paradigm the Islamist regime had hoped to impose and perpetuate. This distinction is essential both for understanding Iran’s behavior as well as the dynamics it generates in the region.

Late in August this year the Osnabrueck Symphony Orchestra from north-western Germany travelled to Tehran and played Beethoven and Brahms in Roudaki Hall – Tehran’s famous opera house. The previous year it was the Tehran Symphony Orchestra which had performed in Osnabrueck. This cultural exchange – a banal event in all other circumstances – was remarkable in some respects. If it evoked surprise and curiosity, even criticism in some quarters, for me, it was a comforting vindication of what I just said. But let me develop this thought just a bit more.

Western classical music, to be sure, is not part of traditional Iranian culture, and yes it’s elitist. But the fact that the Tehran symphony Orchestra and the Roudaki Hall have survived the vagaries of these past three decades is yet another evidence that the forces of darkness, the cult of death, martyrdom and superstition has not conquered the spirit of our nation.

We have seen more glaring examples of this reality in international film festivals, in world sport events, and still more in the unconquerable spirit of our women and in the daring defiance of our youth. Women have stood for their rights in a cult that prefers to relegate them to an inferior status as a household object. Our youth have defied and derided a regime which is not mindful of their future but is obsessed with the hereafter. The Iranian youth keep defending their right to live their age and the epoch in which they are born; that is to say in a world flourished by science and learning, and not mourning and martyrdom.

People may have forgotten what that revolutionary paradigm might have looked like. At the onset of the Islamist revolution, in the shadow of kangaroo courts and massive executions, music of all kinds were banned from the airwaves. The universities were closed down and subjected to most vicious purges. The darkest names, the grisliest figures in our collective memory became the icons of the revolution; they were exulted and canonized.

The core clique that dominated the revolution was of the same ilk as the Jihadists whom the world is now so familiar with. They came to power with a single-minded will to destroy past achievements and remodel our society after their medieval moulds. But Iran was and is a nation with a proud history and culture which in 1979 had behind it more than half a century of relentless and widespread reconstruction efforts. Yes, a theocracy was imposed on our nation, but it could not fully escape the imprint of that multi-millennia culture. This is one reason why Iran of today is the scene of stark contrasts, and its polity is so rife with complexities and contradictions.


The Make-up of the Strategy of Shiite Hegemony

How did this state of mind resonate in regional politics, and more broadly in the international sphere? Let me first recall that thirty years ago Iran was still a force of stability in the region. Iran, under the previous regime, had succeeded to strike a balance between the principle of good neighborliness and its strategic concerns in the context of the cold war. Iran had aligned itself with America and the West for historical and geo-strategic reasons, but relations with the USSR were also friendly and productive. The old dispute with Iraq over a common stretch of waterway had amicably been resolved. So was an old claim of sovereignty over Bahrain. In the Persian Gulf, Iran saw to the safe flow of maritime commerce and the security of waterways. In Oman, Iran had intervened to help the sultanate quell a radically inspired insurgency.

With the oil industry finally under full national control and the oil price optimized, my late father had held high ambitions for the future of our country. During the two decades before 1975, per capita income in Iran grew faster than in Turkey, while keeping pace with South Korea. By 1975, the level of per capita GDP in Iran had far exceeded those attained in Korea and Turkey. But the task remained unfinished, and in the zeal to achieve more and faster, a number of fatal errors were committed. This was the Iran that the revolutionaries inherited.

I would like to dwell a little on foreign policy choices made at the onset of the regime, and its effects on regional dynamics. It will be seen that these decisions were not driven by national interest, but by ideology. Much of the choices made were underpinned on an ideological hostility towards the United States and Israel. Indeed, ever since the storming of the US Embassy in Tehran and the taking of hostages in November 1979, “militant anti-Americanism” has been the cornerstone of the clerical regime’s foreign policy agenda.

Driven thus by a xenophobic claim to faith, the regime has moved quickly from its very outset to assert its Shiite identity by acting swiftly to mobilize Shiite communities in Iraq, Lebanon, Bahrain and elsewhere. The so-called “Shiite Crescent” label has only recently come to the vogue but there is nothing new about it.

The first target in Iran’s strategy of Shiite hegemony was Iraq. When he came to power, Khomeini set out to replicate the Islamic revolution in Iraq. His ambition was to supplant the Baathist regime by an Islamic government modeled after the government he had himself established in Iran.

The events that subsequently ensued, starting with Iraq’s aggression against my country in September 1980, are a matter of record; suffice it to say that, despite the very great sacrifices of the Iranian people which had succeeded in turning the tide against the Iraqi invaders by 1982, Khomeini refused the substantial offers of peace with reparations – and its attendant glory – in the vain pursuit of the same goals that had been at the heart of the conflict: Liberating Shiite holly places and establishing an Islamic Republic in Iraq. Six years and hundreds of thousands more Iranian casualties later, he realized he would not achieve that goal. In the end, his allegoric “chalice of venom” speech put an end to the longest conventional war in the century, and one of the bloodiest.

As a result of Khomeini’s obstinate intransigence, Saddam Hussein had emerged from the eight-year war with Iran feeling stronger. Perhaps it was this notion of self delusion that impelled him to embark on a losing gamble in Kuwait. In any event, his invasion of Kuwait in August 1990 created a chain of events which has brought us to the present day situation that we face in Iraq and the region.

It is no secret that policies pursued by Washington since the invasion of Iraq in April 2003 have created a new paradox. At least some of the objectives Iran had sought but could not obtain through eight years of war have now been attained as a consequence of American failures in Iraq. As a result, no one today disputes the fact that Iran exercises real influence in Iraq and that some of the current movers and shakers in the Iraqi government are figures who have a long history of collaboration with the Islamic leadership in Tehran.

In Lebanon, the creation of Hezbollah was the second important building block that has now given shape to this now much talked about “Shiite Crescent”. Unlike what is often assumed, Hezbollah was not a product of Lebanon's demographic diversity and injustice to the Shiite community. Long before Hezbollah came into existence another Shiite entity under Imam Musa Sadr was active in Lebanon. AMAL, as that movement was known, was not just a politico-military outfit but was involved in social and community-based projects on behalf of Lebanese Shiites.

The revolutionary regime in Iran was looking for a surrogate in Lebanon, and AMAL did not fit the bill. Consequently, as of the early 1980s, the regime’s henchmen – operating out of Damascus – set out to create a new entity that was launched in 1982 following the Israeli invasion of Lebanon. To supplant AMAL as the main Shiite movement in Lebanon, Hezbollah needed plenty of funds for its social projects, maintenance and training of its militia and other expenses which are currently estimated conservatively at half a billion dollars per year. Their benefactor was no other than the clerical regime in Tehran which was able to solicit the tacit support and assistance of Syria as well.

A third element in the make-up of the strategy of hegemony has been the support of non-Shiite Arab extremist groups involved in Jihad against Israel. Again, the main Palestinian movement Fattah, headed by the likes of Yasser Arafat and Mahmoud Abbas, was seen as secular and ineffectual. Having over the years courted various extremist factions, the Islamic regime has today ended up embracing HAMAS and Islamic Jihad.

Finally, to service its illusion of grandeur, the clerical regime has seen fit to embark on a clandestine nuclear weapons program in disregard of its obligations under the Non-Proliferation Treaty as well as the interest and security of the Iranian people. It has now been clearly established that, apart from keeping nearly two decade of secret activities under wraps, the Islamic authorities had also clandestinely shopped for centrifuges and weapon designs in the black-market with the help of such people as the nuclear entrepreneur, A.Q. Khan, who is now under house arrest in Pakistan. When the extent of the regime’s nuclear program was eventually disclosed in 2003, the regime’s response was to pose as an innocent victim of bullying by the United States and others, whom they accused of wanting to “deprive Iran of it inalienable rights to explore atomic science for peaceful purposes.”

While this right is recognized under the Non-Proliferation Treaty, its exercise has never been unconditional. In fact, Article IV of the NPT stipulates that this right should be exercised in conformity with the two main premises of the Treaty: namely, non-production and non-acquisition of nuclear weapons. Today, however, the international community is expressing its serious concerns because all objective indicators point to a conclusion that the clerical regime is hell-bent on acquiring nuclear weapons in order to ensure the continuation of its bloodstained rule at home, and the sealing of its hegemony in the region.

The Iranian regime’s disingenuous pretences about need for nuclear fuel independence are also in stark contrast to Iran’s dependence on hydrocarbon sources of energy. The regime in Iran has only just begun to tackle the scandalous situation of petroleum imports and subsidies. Almost 30 years into the clerics’ rule, Iran – of all places – imports 40% of its daily consumption of refined petroleum products from abroad. At a time when the country is so dependent on such a large quantities of gasoline imports for its day-to-day mundane needs, it is simply hilarious to watch regime figures pontificating about the country’s need for independence in the nuclear fuel cycle – particularly at a time when not even a single reactor has become operational. This ostrich-like posturing of course fools only the fools.


Islamic Republic and Politics of Shiite Hegemony:

Now I would like to turn to the central theme of regional politics, and see how the clerical regime makes use of the assets that it has acquired by design or default.

It can be seen from what I have just outlined that the clerical regime has made use both of “soft power” – namely radicalization and manipulation of Shiite communities in the region – as well as “hard power” through heavy spending in armaments, including of course the very expensive nuclear weapons program, while at the same time retaining two parallel fully-fledged armies in the shape of the country’s regular armed forces and the “Iranian Revolutionary Guards Corps” or IRGC, whose nefarious involvements in extraterritorial adventures in places like Iraq, Lebanon and Afghanistan has been the subject of so much discussion in the past several months.

Moreover, through its recent calls for the destruction of the State of Israel and its outright denial of the holocaust, the clerical regime has today firmly established itself as the dean of the region’s so-called “rejection front”. Not even Syria is quite in the same league, while its ideological offspring, Hezbollah, has lent credence to this pretension. It goes without saying that this kind of provocative posturing does have its appeal to large segments of frustrated Arab and Moslem citizens across the globe.

Hezbollah has indeed played a triple role, all of which suit and cater to the interests of Tehran’s theocracy: Firstly, Hezbollah has created a strategic buffer against Israel not just for the rest of Lebanon and Syria, but significantly also for Iran. Invariably, the summer of 2006 battles in southern Lebanon were seen as a proxy war between Iran and Israel, and by extension with America. According to most analysts, in any plan for a pre-emptive strike against Iran’s nuclear installations, Hezbollah is no doubt a factor that will need to be reckoned with.

Secondly, thanks to Iranian petrodollars, Hezbollah maintains a gigantic welfare machine for the Shiite community.

Finally, by the same token, Hezbollah has become a domineering political force in Lebanon acting to sap the country’s independence in favor of Syria, and preventing the more moderate political factions. Recent tragic events in Lebanon once again brought to light the vicious designs orchestrated by Iran against the democratically elected government of Lebanon.

The clerical regime’s leadership of “the rejection front” is more pronounced in Palestine. The mullahs support HAMAS in its face-off with Al-FATAH and in its defiance of Israel. Other radical Palestinian groups who refuse to acknowledge Israel have equally been supported. The clerical regime thrives in the current impasse and would want to perpetuate it. As long as peace in the Middle-East remains elusive, Hezbollah, the Islamic Jihad, HAMAS and other clients of Iran and Syria could claim legitimacy among the Arab masses from which Tehran’s theocracy gains political mileage. If peace finally is achieved, the clerical regime would be nobody’s hero outside a strictly sectarian setting.

In Iraq, the situation is equally complex. Iran drew unhoped-for dividends from the American venture in Iraq. As I already pointed out, forces that some 27 years ago were unleashed by Khomeini to overthrow Saddam Hussein and replicate the Islamic revolution are now in position of influence or power. But challenges to the ascendancy of the new Shiite-based ruling circle are taunting and relentless. There are Baathist remnants, dispossessed of power, who joined the disgruntled Sunni tribes in an insurgency to restore themselves to pre-eminence; there are the Al Qaeda linked insurgents who seek to oust Americans and the Shiite parvenu in order to gain a foothold. Some regional powers are concerned about Iran’s influence and Shiite ascendancy at the expense of the Sunnis. Within the Shiite factions also an undercurrent of enmity and resentment is palpable. Different rival militia groups attached to Supreme Council for the Islamic Revolution in Iraq (SCIRI) or Muqtada al-Sadr have been engaged in infightings in a quest for ascendancy. They have penetrated the security forces and are involved in daily acts of kidnapping and murder.

How do the ruling mullahs in Tehran exploit the situation in Iraq to their advantage? The first point to consider is that in the mullah’s psyche the instinct of self preservation is paramount. From this perspective, their first priority should be to get the American forces out of Iraq, and Afghanistan for that matter. The strategy to achieve this is simple! Prolong the current state of chaos and mayhem beyond the patience of the American public and the life-span of the current administration. To achieve this goal, the number of the American casualties in Iraq should go up; hence the supply of IED’s (Improvised Explosive Devices) and funding and training of various insurgents to exhaust the American will to continue with its mission in that country.

The second priority is to ensure an enduring foothold in Iraq and perpetuate the Shiite ascendancy. The current Shiite ruling circle under prime-minister Maliki – in spite of having undisputable ties with Iran – could not fully be relied on as a long-term ally. The clerical regime is therefore seeking to build up a bogyman modeled after Hezbollah to act as its surrogate in any future civil war, thus ensuring the preservation of Iran’s influence in Iraq. Who other than Mugtada al-Sadr could fit the bill? The recent pull out of al- Sadr ministers and deputies from Maliki’s coalition is a clear indication of the rift, not just within the coalition, but also between Maliki and the Islamic Republic. It should further be noted that among the main Shiite poles of power, only al-Sadr fully subscribes to Iran’s objective of getting American and allied forces out of Iraq.

There are similar policies and patterns, albeit on a smaller scale in Afghanistan, but in the interest of time I shall forego entering into that aspect.

Does the “Shiite Crescent” and the politics being built around it make Tehran’s theocracy a great regional power? There are some analysts who argue that Iran has already emerged as a regional super power. As always there are some elements of truth in any hype, but in my view, such a premise is fundamentally faulty and flawed.

The sheer size of Iran and its geo-strategic location no doubt imparts on Iran the status of a major regional power. This is a country of 70 million inhabitants spreading over 1.6 million square kilometers which includes the entire northern shores of the Persian Gulf and the Arabian Sea. The current problem is that the clerical regime has sought to impose its hegemony beyond what is inherent in its geo-strategic profile. This has in turn generated a strong current of opinion that advocates both engagement and negotiations with the regime.

Nonetheless, today there are clear signs that the politics of Shiite ascendancy and regional adventurism pursued by Tehran is starting to backfire. In the opposite horizon, a new arch – that of a Sunni alliance led by a number of key Arab countries – is starting to emerge. Today, this confrontation is becoming more evident in places like Iraq and Lebanon where, armed with Arab funds and other material support, the Sunnis have started to copy the kind of structures the Shias have been developing in the past two decades.


Negotiating with the Islamic Republic:

Prior to concluding my remarks, let me say a few words about dialogue and engagement with the clerical regime. While such an approach is, as I just said, being advocated by a main current of opinion, there is another extreme who argue for the military option in the shape of military strikes, even all-out war. I have time and again expressed my firm opposition to any military solution. Moreover, the current talk of war could alienate public opinion inside my country and even unite it behind a much despised regime. Iranians in their great majority have friendly feelings towards the United States and the West. Therefore, it is important that they should not be let down.

There is no doubt that dialogue must be privileged in all circumstances. But those who confuse the process with purpose and view negotiations as a panacea are in for disappointment. Henry Kissinger once rightly pointed out that "diplomacy never operates in a vacuum;" it succeeds when the parties arrive at a frame of mind or at a realization that the risks involved in non-negotiation outweigh benefits of preserving one's original position. The process of give-and-take that results from negotiation is incidental to that paramount realization.

Have the ruling mullahs reached that mental threshold? The answer in my judgment is negative, although a resolute global strategy – short of resort to military action – could transform the current mindset. A few years ago we saw such a transformation in the attitude of Colonel Muamar Qaddafi in Libya.

But here, I want to emphasize the following: I should like to strongly point out that no durable settlement of dispute with the Islamic Republic can ever be achieved, should that settlement be reached at the expense of the Iranian people. In clarifying this point even further, I must stress that while Iran’s nuclear ambitions are at present, the focus of international attention and scrutiny, most Iranians are hoping that the current level of unprecedented pressures will not only help end the current threat which the clerical regime is posing to regional and international security, but to also usher in a new era where notions such as freedom, democracy and human rights are all fully adhered to by a responsible government that is both of the people and committed to the future welfare of the people.

My country, Iran, is youthful in its demographic properties, rich with a multi millennia culture and an alive and vibrant society. In our defiance of the ruling theocracy, my compatriots need and deserve all the moral help and support they can get in order to bring about fundamental change by establishing a system of governance that is in keeping with the imperatives of our time: a secular democracy in place of the current ruling theocracy.

I thank you for your patience.

لینک مستقیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 20:49  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

 

 

روانش شاد و یادش گرامی باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 20:47  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  | 

  

 

آدرس پستی NITV:

Zia Atabay 19528 Ventura Blvd

Suite 577 Tarzana Ca 91356 USA

Tel : 001 (818) 776 - 0899

Fax: 001 (818) 776 - 9899

ایمیل NITV:

NITVUSA@GMAIL.COM

   

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 0:19  توسط یکی از هواداران تلویزیون ملی ایران(NITV)  |